بسم ربَ الشهداء
امام خمینی ( سلام الله علیه ) :
« تنها آنهايى تا آخر خط با ما هستند
كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند.
فقرا و متدينين بىبضاعت گردانندگان و برپادارندگان
واقعى انقلابها هستند.»
صحيفه نور ج21 86
تبارشناسی قبیله گرایان
موسسه امام خمینی ( رضوان الله تعالی علیه )
ریشه گسست قبیله گرایان موسسه از دکتر احمدی نژاد :
زدیک به یک سال از بیم اینکه بازگو کردن این موارد موجب سوءاستفاده فرصت طلبان و کینه توزان نسبت به ساحت آیت الله مصباح بشود و همچنین به واسطه نگرانی از علنی کردن مسئله ای که رنگ و بوی شخصی و درون خانه ای دارد ، و بنابر وجود دیگر اولویت ها قلم خود را از پرداختن به قبیله گرایان موسسه امام خمینی بازداشتم ولی از آنجا که رویکرد نسنجیده و خام و یا سنجیده و مکارانه طیفی در موسسه منجر به وهن شخصیت استاد و جایگاه موسسه و موجب رخنه اختلاف در میان جبهه ولایت شده و زمینه سودجویی جریان فتنه از این موقعیت را فراهم کرده ، بر خود لازم دیدم برای رفع سوءتفاهم مواردی را آشکار کنم چرا که مهم برای ما اصلاح ذات بین دو بزرگ علمی و اجرایی کشور یعنی حضرت آیت الله مصباح و رئیس جمهور محترم دکتر احمدی نژاد که هردو نیز از مورد تأییدان رهبری معظم انقلاب اسلامی و سرمایه های کشور و انقلاب اسلامی می باشند ، که متأسفانه این جریان بیشترین تأثیر را در این فاصله اندازی داشته اند. البته به عنوان کسی که چند سال در دفاتر حوزه ی ریاست موسسه مشغول بوده ام و سال گذشته با نظر مثبت حضرت آیت الله مصباح ، مسئول تهیه گزارش از موسسه برای ارسال به رهبر معظم انقلاب اسلامی شدم ، این را روشن کنم که انحرافات بخشی از اعضای موسسه که به برخی از آن می پردازم همانطور که اشاره خواهد شد هیچ ارتباطی با شخص ریاست محترم موسسه حضرت آیت الله مصباح و قائم مقام محترم ایشان وحتّی برخی از اساتید و محققان و دانش پژوهان و کارکنان موسسه ندارد و یقین دارم مواردی که ذکر می کنم را برخی از این بزرگواران تاکنون اطلاعی از آن نداشته اند . گسست بخشی از اعضای موسسه امام خمینی از دولت مردمی احمدی نژاد و شخص رئیس جمهور و برداشتن علم مخالفت با ایشان به بهانه هایی بر خلاف آنچه که وانمود می شود ، تماماً گسستی اصولی و بر آمده از انگیزه های اسلامی وانقلابی نیست . بلکه تبار شناسی وریشه یابی این چرخش 180 درجه ای که کاملاً با شور و جوشش احساسی ایشان در انتخابات 84 در تضاد است را باید در علل گرایش ایشان به « دکتر احمدی نژاد » دانست . آنچه که ارتباط بخش قبیله گرای موسسه را از دولت گسست دلیل اصلیش عدم همگرایی ریشه ای ایشان با رئیس جمهور و شعارهایش بوده است . چنانچه کسی از نزدیک با زندگی و تعامل این افراد آشنا باشد خواهد یافت که عدالتخواهی و عدالتجویی دغدغه اصلی ایشان در عمل و حتی سخن نبوده است که این نقص را می توان در نوع تعامل ایشان با کارکنان و گزینش ها و اختلاف فاحش دست مزدها در موسسه یافت ، البته شاید از ابتدا چنین رویکردی در برخی از ایشان نبوده باشد وحال نیز خود را ساده زی بدانند ولی آلوده شدن به چرب وشیرین دنیا و بازی در ساختاری تبعیض آمیز و بی توجهی به ظرایف ، ناخودآگاه ایشان را به این ورطه کشانده است . به همین دلیل قبیله گرایان موسسه امام خمینی به برکت صدقه جاریه موسسه هیچگاه مانند اغلب طلاب وفضلای حوزه های علمیه نگران مخارج زندگی نبوده اند و همواره امنیت شغلی خودشان وشغل وتحصیل فرزندانشان نیز تضمین شده و آقازادگانشان پس از تحصیل در گرانترین و به قول خودشان مطمئن ترین مدارس غیر دولتی برای حضور در جامعه اغلب دغدغه ای نداشته اند و ... گرچه در پاکدستی و حلال خوری ایشان شکی نیست ولی بنابر این رفاه زدگی که ویژه خواری موسسه برایشان فراهم کرده طبیعی است که مطالبه اصلی ایشان عدالت نباشد بلکه چون دیگر مرفهین بی درد ظاهرالصلاح ، پرداختن به ظواهر را اولویت خود قرار می دهند . این دنیاگرایی تا جایی پیش می رود که چندی پیش عده ای از همین افراد در نامه ای به استاد مصباح خواستار پرداخت هماهنگ هیأت علمی بسان هیأت علمی دانشگاهها شدند و البته امروز این خواسته شان تقریباً برآورده شده است . واین داستان امروز ایشان نبوده بلکه این بخت از دولت کارگزاران و حتی در دولت خاتمی به این برگزیدگان حوزه روی کرده و همه ی این تبعیض ها در حوزه ای تحقق می یابد که طلبه های زیادی از مخارج ضروریات زندگی نیز بر نمی آیند و تقاضای نماز و روزه استیجاری و دوری از درس وبحث به اجبارِ کار امری عادی در میانشان شده است .البته این به این معنا نیست که در دیگر مراکز و موسسات و مراکز آموزش عالی حوزه تبعیضاتی نیست بلکه در جاهای دیگر چه بسا بیش از این اجحاف و تبعیض باشد ولی در مرکزی چون موسسه که مدیریتش با دیگر مکان ها متفاوت است این جای شگفتی است . مرکز خدمات حوزه ها در دوران مدیرت آقای ( ن ) - که در مدیریت موسسه هم سابقاً دخیل بود- نارضایتی هایی را برای طلابی که متقاضی مسکن و سرمایه گذار آن بودند ایجاد کرد به عنوان نمونه زمینی که از زمین شهری رایگان برای طلاب دریافت کرده بود را هنگام تحویل ساختمان به طلاب مبلغش را به قیمت روز گرفتند و... حال نه تنها کسی به داد طلبه ها نرسید بلکه با کمال تعجب مدیر پر حرف وحدیث شرکت مسکن آن مرکز ، فراتر از دوستی با ایشان مجری پروژه های ساختمانی جدید موسسه نیز شده است . البته از قدیم گفته اند که سواره از پیاده و سیر از گرسنه خبری ندارد چرا که ایشان به مدد رایزنی آقای (ن) در زمان دولت خاتمی و عنایت وزیر مسکن وی برخوردار از زمین های مسکونی تقریباً مفتی در پردیسان شدند که امروز قیمت آن ها تقریباً هزار برابر قیمت تمام شده اش شده است و خانه دوم و آتیه فرزندانشان را تأمین کرده . بنابر این در نشریه پرتو هیچگاه خاتمی و وزیر لندن نشینش فرماسونر خوانده نشدند و ...
جریان مصطلح انحرافی ؛ جریانی برانداز یا اختلاف عقیده وسلیقه:
درباره جریانی که یک سال گذشته با کارگردانی قبیله گرایان موسسه به راه افتاده و کشور را تحت تأثیر آن به عنوان خطرناک ترین جریان برانداز قرار دادند بر خلاف آنچه که وانمود می شود حضرت آقا به صراحت نه تنها آنانرا برانداز ندانسته بلکه مسئله را اختلاف عقیده و ... دانستند و فرمودند :
« مراقب باشيم دستگاههاى انقلاب سرشان گرمِ كارهاى غيرمفيد و احياناً مضر در اين حركت پيشرونده نشود، كه يكى از اينها، همين مسئلهى اختلافات است، كه من اگر روى اينها تكيه ميكنم، به خاطر اين است. يك وقت هست كه يك جريانى در مقابل انقلاب مىآيد قد علم ميكند به قصد كوبيدن انقلاب، خب، وظيفهى هر كسى است كه دفاع كند. انقلاب از خودش دفاع ميكند، مثل هر موجود زندهى ديگرى. انقلابى كه نتواند در دوران فتنه، در دوران ايجاد كودتاهاى گوناگون ـ سياسى و نظامى و امثال اينها ـ از خودش دفاع كند، زنده نيست. اين انقلاب زنده است؛ لذا از خودش دفاع ميكند، غالب هم ميشود، پيروز هم ميشود، برو برگرد هم ندارد؛ كمااينكه در سال 88 ديديد اين كار اتفاق افتاد. يك وقت اين است قضيه، يك وقت نه، قضيه، قضيهى ايستادگى در مقابل يك حركت براندازانه و اينچنين نيست؛ اختلاف نظر، اختلاف سليقه، اختلاف عقيده احياناً است. اينها را بايستى هرچه ممكن است فرو كاست. اينجور چيزها را هرچه ممكن است بايد كم كرد. مشتعل كردن اين اختلاف نظرها مضر است. » ( دیدار با سپاهیان 13/4/90 )
بحث از سخن غلط و فکر غلط داشتن و یا نداشتن شخصی که ایشان از همه دشمنان آنرا خطرناک تر می دانند نیست ، بلکه تعجب در این است که آقایان چگونه خود را ولایتمدار می دانند و با نص سخنان رهبری در این باره مخالفت می کنند و حتّی بنده را که در روابط عمومی به نشر فرامین ولایت در این باره می پرداختم را عضو جریان به اصطلاح انحرافی دانستند و سخنان حضرت آقا را « مغایر با سیاست موسسه تشخیص می دهند » و نشر نشریه ی خبری تحلیلی « دیده بان » را متوقف کردند !!! و رسانه ها و مسئولان برخی از سایت های خاص را با تهمت زنی از امثال ما بر حذر می دارند ؟! در صورتی که ما سخن صریح حضرت آقا را در این باره انعکاس دادیم که فرمودند:
« يك مسئله اين است كه اگر يك كسى يك حرف غلطى زد، آيا كسى بايد به او جواب بدهد يا نه؟ خب، بله معلوم است. جواب دادن به حرف غلط، شيوهى خودش را دارد، راه خودش را دارد، كار خاص خودش است. يك وقت هست كه حالا كه كسى يك حرف غلطى زد، ما بيائيم مثلاً صدجا اين حرف غلط را تابلو كنيم، شعار كنيم كه آقا، فلانى اين حرف غلط را زد، تا همه بدانند. اين است كه اشتباه است، خطاست. من با حركت روشنگرانه از سوى هر كسى، از سوى هر نهادى، هيچ مخالفتى ندارم، بلكه علاقهمندم و معتقدم به مسئلهى تبيين. يعنى اصلاً جزو راهبردهاى اساسى كار ما از اول، مسئلهى تبيين بوده است. تبيين لازم است؛ اما اين معنايش اين نيست كه ما به اختلافات درونى، هى دامن بزنيم. مراقب باشيد. اين را همه بايد مراقب باشند؛ بخصوص سپاه. سپاه مراقب باشد.» ( قبل )
گرچه وقتی این سخن اماممان را به افرادی از این جریان گوشزد می کردیم می گفتند این خطاب به سپاه است نه موسسه و کانون طلوع موسسه که توسط همین طائفه مدیریت می شود با تکثیر سخنرانی های تقطیع شده آقای ( م ) و دراختیار مبلغین خود قرار دادن آن به جای پرداختن به اولویت هایی که رهبری معین کردند به نشر شبهات پرداخته و دانسته و یا ندانسته پروژه ی کینه و نفرت افزائی بین جوانان علیه دولت و فاسد انگاری جریان مزبور بیش از جریان فتنه را به نفع فتنه گران اجرا کردند و به خیال خود مبارزه با انحراف را مشق کردند و در این میان کارگردانی اساتید و افرادی را در این ماجرا دیدیم که هیچ تحرکی مقابل فتنه دوم خرداد و فتنه 88 نداشتند . و کسانی که به بهانه یک اشتباه در میان انبوه مطالب ارزشمند در ویژه نامه ی « خاتون » جنجال آفریدند از خودشان باید سوال کرد که در نشریه پرتو و دهها نشریه ی پرهزینه ی موسسه چند ویژه نامه درباره حجاب تولید کرده اند ؟! در صورتی که عوامل مشکوک در معاونت فرهنگی موسسه طرح ارائه شده به ایشان برای حجاب را نه تنها خود اجرا نکردند بلکه مانع اجرای آن توسط اینجانب شدند و ...
جدایی هایی که برخلاف رهنمود رهبر معظم انقلاب اسلامی صورت گرفت:
یکی دیگر از مواردی که نشان می دهد این جریان توجهی به فرامین رهبر ی انقلاب اسلامی ندارند بی توجهیشان به این سخن رهبری است که گسست و جدا شدن از دولت را به بهانه برخی از نقاط منفی جایز ندانسته و درباره نقاط منفی ومثبت دولت فرمودند :
« من وقتی مقایسه می کنم بین آن نقطه منفی و نقاط مثبت ، می بینم که آن نقاط مثبت ترجیح پیدا می کند ، خوب نتیجه ی جمع بندی می شود این ، به نظر من باید اینجوری عمل کرد ... اما این موجب نشود که آدم این منکر را یا این نقطه ی منفی را بهانه قرار بدهد و راهش را جدا کند ، یا فرض کنید فاصله ایجاد شود ، یا تعارض کند ، یا تخریب کند ، کمااینکه بعضی ها هم همین جورند . » (دیدار فراکسیون انقلاب اسلامی – عبرت های عاشورا 193 -13/9/90 )
ولی بر خلاف این حکم ولائی جدایی آقای ( ب ) از دولت و استعفا از مشاورتی امور روحانیون را شاهد بودیم اگرچه ایشان کارایی لازم و در خور روحیه ی همه جانبه نگر رئیس جمهور را هم نداشتند ولی جدایی هدفمند و گفتن از پشت پرده هایی که خود ندیده و بنابر گزارشات دوستان بود جای تأمل دارد و ... و فکر نکنم ایشان بیش از امام جماعتی شهر هیوستون آمریکا تجربه ی دیگری در عرصه سیاست داشته باشد بنابر این و بنابر نظر صاحب نظران ، دوران مشاورت وی به جای ترمیم و تحکیم روابط دولت و مراجع وعلماء به مسائل حاشیه ای بیشتر گذشت و اگر حداقل به اندازه ملاقات های رئیس مجلس با مراجع و علمای عظام در قم وی نیز به ملاقات ایشان می رفت اوضاع خیلی بهتر از وضع موجود بود.
تهمت ارتباط رئیس جمهور با اشخاص مسئله دار :
این جریان که هر چه خارج از حیطه ی خود و موسسه شان است را مشکوک می پندارند مسئول گزینش موسسه که وظیفه ی اصلیش رصد معضلات عدیده ی موسسه است را مأمور جستجوی بچه گانه کردند تا ببیند چه کسی خبرها و نویدهای دکتر احمدی نژاد را به وی می رساند ، من به آقای ( ع ا ) همان وقت که دنبالگیر این موضوع بود گفتم علم عشق در دفتر نیاید ما اعتقاد داریم « الّذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا » احمدی نژاد اهل جهاد وتلاش برای خداست و خدا هم راه را به وی نشان می دهد ولی این جریان که گویا ابتدا گمانش عالمی در مشهد بود که اخبار را القاء می کند با فوت ایشان و تداوم پیش بینی های رئیس جمهور که گویای بصیرت وی است متوجه ( ع ی ) شدند و بنابر آنچه که رسانه های جریان نفوذی در جبهه اصول گرایی جنجال آفرینی کردند و ایشان نیز بر آن دمیدند و به پشتوانه ی گزارشات یقه سفیدان کذائی ، تهمت ارتباط دولت با وی و انعکاس سیصد صفحه از نظرات التقاطی وی به عنوان دروغین لیدر فکری دولت را بین طلاب اشاعه دادند در صورتیکه بنده که از سال 77 با افکار مسئله دار ( ع ی ) از همان ابتدایی که در شرق تهران فعالیتش را آشکار کرد آشنا هستم هیچ سنخیتی بین روش و منش دکتر احمدی نژاد و وی ندیدم ولی با بزرگنمایی افکار وی چنین وانمود کردند که دولت دچار چنین لغزشهای فکری است و باز به جریان نفوذی فتنه خدمتی شایسته کردند . این در صورتی است که ( ع ی ) که در دولت خاتمی آزاد به فعالیت و جذب می پرداخت و خود نیز گرایش سیاسی به مدعیان اصلاحات دارد در ابتدای دولت نهم بازداشت شد و زخم خورده ی دولت احمدی نژاد هم می باشد. .
جلوگیری قبیله گرایان از نشر سخنان حمایتی آیت الله مصباح از دکتر احمدی نژاد:
مسئولان کانون طلوع که مشاور سابق امور روحانیان رئیس جمهور در رأس آن است در بحبوحه ی بالا گرفتن اختلاف افکنی ها بین استاد ورئیس جمهور وقتی استاد مصباح در میان اعضاء کانون به تقدیر از زحمات بی نظیر دکتر احمدی نژاد پرداخت حاضر به نشر این سخنان نشدند و وقتی پی گیر شدیم تا آنرا به رسانه ها بدهیم گفتند مجوز نداریم !!! ولی چگونه پخش سخنی مزاح گونه و خودمانی در جمعی محدود که نشریه مؤتلفه « شما » آنرا نشر داد و مستمسک فتنه جدید نیز شد مجوز گرفت ولی این سخنان آرام کننده فضا ی ملتهب مجوز نمی گیرد و اینکه تذکر استاد بر عدم جواز تخریب رئیس جمهور توسط مرتبطان موسسه به بهانه نقد فرد خاص هم مورد توجه واقع نمی شود جای تأمل !!! بنابراین تلاش این جریان برای عدم درز سخنی از آیت الله مصباح در حمایت از رئیس جمهور همانی است که نسبت به این قبیله ما را بیشتر مشکوک می کند. به عنوان نمونه وقتی یکی از خبر نگاران خبرگزاری مهر به عنوان بچه مسلمانی در مشهد مقدس خدمت حضرت استاد در کنار خودروی ایشان خود را رسانده بود و بدون اینکه بگوید خبر نگار مهر است چند سوال از استاد کرده بود و پاسخ های متفاوتی از آنچه که در رسانه و سایت های مافیایی مطرح است را این خبرنگار شنید و در خبرگزاری مهر منعکس کرد که ابراز ارادت علامه به دکتر احمدی نژاد را با این عنوان که « هنوز ذره ای از اعتقاد من به آقای احمدی نژاد کم نشده » و یا « عدم تطبیق فرماسونری با افراد مزبور در دولت » را منعکس کرد سراسیمه گی این جریان که در مشهد همراه استاد نبودند دیدنی بود . البته اشتباه این خبرنگار این بود که گفته بود در مصاحبه ای علامه مصباح فرموده در صورتی که آنجا مصاحبه مطرح نبوده وهمین نیز بهانه فشار مسئول دفترایشان ودبیر سیاسی پرتو به خبرگزاری مهر شد که خبر ابراز ارادت استاد به دکتر احمدی نژاد را از سایت خود برداشت . در صورتی که بنابر تحقیقی که شد اصل سخن استاد در ابراز ارادت به رئیس جمهور و مصداق فرماسونری واقعیت داشته ولی این قبیله بر خلاف صریح سخن رهبر معظم انقلاب اسلامی که همه ما را در وقائع اخیر به « اصلاح ذات بین » فراخواندند به عکس خود را مامور افساد این ارتباط می دانند و دیگر سایت های جریان قدرت وثروت نیز با عنوان بندی و گزینش خاص از مصاحبه ها و سخنرانی های ایشان همواره القای نفرت افزایی در این زمینه می نمایند.
گرفتاری قبیله گرایان موسسه به ویژگی های جریان انحرافی:
البته حضور چندباره و توأم با لبخند رضایت رئیس مجلس در راهروهای موسسه پس از چند سال غیبت در این یک سال را نمی توان بی ارتباط با این مسئله دانست .چنانچه در یکی از همین دیدارهایی که وی از موسسه داشت و من که قرار بود در آن شماره پرتو – با ملاحظه آداب نقد – مطلبی نقادانه نسبت به آقای لاریجانی بنویسم آقای (ق ر ) دبیر سیاسی پرتو با زبان بی زبانی از بنده خواست که از آن مقاله صرف نظر کنم . گرچه فرد موثقی از تقدیم چک چند میلیاردی برای تکمیل ساختمان شماره دو موسسه به شرط رسانه ای نشدن گفت که من بیشتر از آن مطلع نیستم .ولی به هر حال بنابر این موارد امروز سخنان نقادانه آقای ( ق ر ) و (ح ج ) نسبت به رئیس مجلس را هیچگاه جدی تلقی نمی کنم.
من نمی دانم آقای ( ق ر ) پس از اینهمه سال - که بیش از ده سال - می شود و با قلم و نظرم در نشریه فیضیه تا همکاریمان در پرتو سخن و فعالیت های اجتماعی آشنا هستند چگونه به یکباره تشخیص می دهد که بنده با جریان موهوم انحرافی همراه بوده ام و خصوصاً وقتی از من می شنوند که شخصی که تمام جنجال ها به بهانه ی اوست صاحبخانه اش ازعناصر حزب اللهی و خانواده های ایثار گر بوده و از دوستان می باشد و با بنده در ارتباط است دیگر واویلا به راه می افتد که هیچی فلانی کارش تمام است و ... بنابر همین بی تدبیری و انحراف در تشخیص نتیجه گرفته ام که آقای( ق ر ) و دوستان ایشان غالب تحلیلات و گمانه زنی هایی که برخلاف نظر ولایت است را همینطور بنابر حدس و وسواس خناسان دارند و منبع اطلاعات آنان یقه سفیدان موثق که همیشه در پشت پرده ها حضور دارند(!) هستند ، که این را از تحلیلات و خبرهای دسته دوم و تاریخ گذشته «پرتو» می توان فهمید.و اگر جریان موهومی که خود آنرا بزرگ کرده اند را به ادعای حذف مخالفان و منتقدان و جذب اقوام وهمفکران فرماسونر می دانند پس به کار گیری قوم و خویشان و همشهریان در پرتو و موسسه تا جایی که برخی از فامیلی ها آنقدر در موسسه تراکم دارد که اگر آنرا صدا بزنید بالاخره یکی برگشته و پاسخ می دهد را آیا نباید با این مبنا فرماسونر خواند؟! که هر دو غلط است و این نشانه فرماسونر نشناسی تازه واردان صحنه سیاست است که رسانه های اقتدارگرا که دارای فرماندهی واحد هستند با بزرگنمایی آن ، ایشان را برای زدن دولت عدالت در مقابل رئیس جمهور قرار داده تا مقدمه حذف ایشان را فراهم کنند ، که اینان سنگر بد جریانی شده اند.
بزرگنمایی جریان موهوم انحرافی؛
حاشیه امن برای ترور اقتصادی و حذف دانشمندان هسته ای:
بنابر عبرت از تاریخ ؛ وقتی معاویه با سد ولایت مواجه شد فتنه بزرگتر را با چندواسطه توسط جریانی ظاهربین و جاهل ولی درون جبهه ولایت سازمان داد ، گرچه آن جاهلان خود را دشمن معاویه می دانستند ولی در واقع با بازی کردن در زمین وی او را به تمام اهدافش رساندند . حال نیز دانش آموختگان دروس التقاط که معجونی از علوم انسانی غربی و چند حرف هم از اسلام را برای ورود در عرصه های هزار توی سیاسی کافی می دانند بسان جاهلان متنسک چند اشتباه و یا اختلاف و سوءبرداشتی که با سیل اخبار دروغ و بزرگنمایی شده نفوذی ها بر التهاب آن افزوده اند را بهانه کردند تا دولتی که واجد شاخص های بالای اسلامی است را در بحبوحه بیداری اسلامی فرماسونر و بابی و مدیریت شده توسط سحرو جادو در سطح جهان معرفی کنند وآنرا با نسبت دروغ به بزرگان خطرناک ترین جریان در چهار صد سال گذشته تلقی کرده و همین انحراف آشکار نیز منجر به انحراف چشم های تیز بینی که دیده بانی نظام را عهده دارند ، شده و از دشمنان خطرناکی که اکنون تروریسم اقتصادی و آشفته کردن بازار و ترور دانشمندان ، برنامه اصلیشان می باشد غافل شده و به شناسایی جریان موهوم انحرافی مشغولشان کرده اند. البته نمی توان ملامتگر نیروهای خودی بود چرا که وقتی جریان و اشخاصی خطرناک تر از همه دشمنان چهارصدساله شناخته شوند طبیعی است که نسبت به دشمنان اصلی حساسیت ها کمتر می شود و دست آنان برای جنایت وخیانت باز می ماند.. در صورتی که رهبری این حالت را نهی کردند وفرمودند:
« الان همين اوضاعى را كه توی كشور هست، مىبينيد كه متأسفانه اين عليه آن ،آن عليه اين؛ و دستگاههاى خارجى چه خوشحالىاى ميكنند؛ تحليل ميگذارند رويش: بله، بينشان اختلاف افتاد، نابود شدند، از بين رفتند(!) آرزوهاى خودشان را هى مرتباً تكرار ميكنند. خب، پيداست كه اين مسئله نقطهى ضعف ماست. نبايد بگذاريم اين نقطه ضعف ادامه پيدا كند يا افزايش پيدا كند. اينها را بايد توجه داشت. حركت، حركت متين، مستدل و مستند باشد. اگر كسانى اختلافنظرهائى دارند، با استدلال بيان كنند. عرض كردم، من معتقد به تبيين هستم. در دوران مبارزات هم، اختلاف ما با چپیها و ماركسيستهائى كه آن وقت مبارزه ميكردند، سر همين بود كه ما ميگفتيم بايد تبيين كرد، آنها به تبيين اعتقاد نداشتند؛ يك چيز ديگرى ميگفتند، يك تفسير ديگرى داشتند. كار انقلاب از اساس با تبيين، روشنگرى، بيان منطقى، مستدل و دور از هو و جنجال بود. اگر هو و جنجال وارد شد، حرف منطقى را هم خراب خواهد كرد. ممكن است چهار نفر جذب شوند، اما چهار نفر آدم هوشمندتر دفع ميشوند. اين، حرف ماست؛ اين، عرض ماست. » ( قبل )
امام خامنه ای :
« (اهانت کنندگان به رئیس جمهور ) رذالت نشان دادند .»
پس از اینکه رهبری دستور می دهند این مسئله را عادی بانگاریم و حداقل به صفحه مطبوعات نکشیم ولی ما می بینیم صفحه اول پرتو که با نظر (ق ر ) و ( د ) بسته می شود بر خلاف نظر رهبری به جای آرام کردن اوضاع چنین عنوان بندی می شود :
http://partosokhan.ir/index.asp?Number=574
فرماسونری جدید ؛ زمینه ساز فتنه ای از جنس جنگ نهروان ( درکنار تصویری از رئیس جمهور )
(574 - 7/2/90 )
http://partosokhan.ir/index.asp?Number=575
نشانه های تفکر فرماسونری در جریان انحرافی ( بالای تصویری از هیأت دولت و رئیس جمهور )
( پرتو 575 – 14/2/90 )
http://partosokhan.ir/index.asp?Number=578
رمالان و جادوگران در کمین نشسته اند ! (پرتو578 - 4/3/90 )
البته در محافل خصوصی ایشان پیشنهاد تجمع بر علیه احمدی نژاد و ... نیز مطرح شده است . در صورتی که آیا وقتی رهبر معظم انقلاب اسلامی در همان ایام با فراخوان هیأت رئیسه با عتاب ، «دو دو کردن » اکثر نمایندگان در میان سخنرانی رئیس جمهور در صحن مجلس در رأی اعتماد وزیر ورزش وجوانان آنرا اهانت بی سابقه در تاریخ جمهوری اسلامی می شمارند و « رذالت نشان دادن » می دانند این کار قبیله گرایان رذالت نیست ؟!
خانه نشینی رئیس جمهور ؛ اعتراض به قبیله گرایان /
القای « حاکمیت دوگانه » بر خلاف نظر رهبری :
در ماجرای خانه نشینی رئیس جمهور که بعد از « تفویت مصلحت » تغییر وزیر اطلاعات - که از دانش آموختگان موسسه نیز می باشند – روی داد. ،
غالب کسانی که در دوره کسالت رئیس جمهور به دیدن ایشان رفتند سخن اصلی رئیس جمهور را گلایه ودلخوری از « فرماسونر خواندن وی ودوستانش در موسسه » بر می شماردند ، ولی این جماعت بنابر فرافکنی در خط دشمن حرکت کرده برآنند به هر صورت خانه نشینی رئیس جمهور که به نوعی اعتراض به قبیله گرایان موسسه بود را نشانه مخالفت با رهبری القاء کنند . بلکه فراتر رفته امثال ( ق ر ) برآنند مستقل اندیشان را نیز با تهمت تقابل با رهبری از میدان به در کنند؟!
و در مقابله با سخنان دیدار دوم رهبری بزرگوار با جامعه مدرسین حوزه در سفر تاریخیشان به قم که ایشان تأکید داشتند دولت دکتر احمدی نژاد بر خلاف دو دولت گذشته ذره ای به دنبال « حاکمیت دوگانه » نیست از موسسه فریاد حاکمیت دوگانه را به نفع بیگانگان و فتنه گران هنوز شاهدیم و در بازارگرمی جبهه شان باز از آن سخن می رانند. و بی توجه به صراحت سخن رهبری که خود را مقابله کننده در برابر انحرافات دانسته و مسیر جاری کشور را به دور از انحراف می دانند خود را قیم کشور دانسته و از کشف انحرافی می گویند که سابقه نداشته !
درعجب هستم که این سوداگران
خود به کج رفته تعالوا می کنند؟!
نفی« آزاد اندیشی » توسط قبیله گرایان موسسه :
و تا جایی این قبیله گرایی پیش می رود که مسئول گزینش به یکی از برادران فرهنگی که از من برای سخنرانی در مراسمی در ساختمان شماره 2 موسسه دعوت کرده بود عتاب می کند که : « فلانی را دعوت کرده ای که از فرماسونری حمایت کند ؟! » و یا مسئول روابط عمومی موسسه که هنوز ارتباط همزمانی تصدی ایشان در روابط عمومی با بالاگرفتن دشمنی ها با رئیس جمهور را نیافته ام به من گفت : « اگر شما بخواهید در موسسه کار کنید باید نظرات حاج آقا را برآورده و منعکس کنید تا حضورتان حلال باشد. » گرچه با شناختی که از حضرت آیت الله مصباح دارم ذره ای این قبیله گرایی های مرموز را به حساب ایشان نگذاشته ام و آزاد اندیشی و سعه صدر ایشان برای ما ثابت است .
چنانچه وقتی بیش از دوماه پس از این جفا به موسسه نرفتم و کسالتی بر من عارض شده بود نه مدیر روابط عمومی که با ایشان ساعتی قرارداد داشتم و نه آقای ( ع ا ) مسئول دفتر گزینش که سال ها با ایشان همکاری داشتم و می گویند با بورسیه دولت - به قول خودشان انحرافی - مشغول دریافت دکترا برای آینده موسسه و شاید هم کشور می باشد ؛ هیچکدام سراغی از من نگرفتند تا اینکه به گفته یکی از دوستان این مطلب به سمع حضرت استاد رسیده و به گفته راوی منجر به ناراحتی استاد شده بود و به همین دلیل یکی از مدیران محترم نزدیک به شخص حاج آقا درب منزل آمد و از من خواست تا که به مرکز ایشان بروم و ...
گرچه از حوزه ریاست به کتابخانه ی یکی از مراکز موسسه رفته ام ولی این گویای تفاوت بسیاری از تصمیم گیری ها ونظرات این طائفه با نظرات استاد مصباح است . چنانچه مطمئن هستم که ریاست محترم از اینکه سه ماه حقوق و دستمزدم در موسسه به تعویق افتاده است بی خبرند .
البته وقتی یکی از بسیجیان فعال موسسه که در فتنه 88 در مقابله اغتشاشات تهران حضور داشت و گواهی سپاه نیز حضورش را تأیید کرده بود از دبیرخانه به نگهبانی ساختمان شماره 2 موسسه ، خارج از شهر تبعید می شود و یا یکی از بازداشتیان 15 خرداد همراه ما که در حراست موسسه مشغول بود به وی پیشنهاد رانندگی و کار خدماتی به وی داددن و دیگری را که از طرفداران احمدی نژاد است را از معاونت فرهنگی معلق می کنند دیگر نباید از این تعویقات شگفت زده شد .
این مسائل ذره ای نیز از ارادتمان به استاد نمی کاهد بلکه امیدواریم با بازگویی این ضعف ها نفوذ جریانی در موسسه و دخالت آنان در گزینش ها برای بزرگان موسسه آشکار شود. چراکه شرایط به جایی رسیده که هواداران دکتر احمدی نژاد از اساتبد گرفته تا کارمند و ... دوستی خود را ابراز نمی دارند و به نوعی تقیه می کنند واین است اندازه آزاد اندیشی این جماعت مدعی .
حمایت چشمگیراستاد مصباح ،
در ظلمی که در ماجرای سوال از رفسنجانی به ما شد:
از آنجا که کسانی مبادرت به این کارها می کنند که متأسفانه در اکثر مجامع نیروهای حزب اللهی و خودی سخنگو و انعکاس دهنده ی نظرات استاد شناخته می شوند ، تنها انگیزه ای که باعث شد به این موارد حاشیه ای علیرغم میلم بپردازم همین بود تا که مشخص شود که بر خلاف چیزی که در بیشتر محافل خودی است این آقایان منعکس کننده تمام نظرات استاد مصباح نیستند. به عنوان مثال وقتی که به جرم قصد سوال از رفسنجانی همراه برخی از دوستان موسسه در زندان بودیم آقای (ح ج ) مسئول دفتر حضرت استاد با لفظ « افراد خودسر » به نوعی از ما اعلام برائت کرد و همین نیز موجبات فشارهای مضاعف بر ما را ایجاد کرد وحتّی مسئولان پرتو که امروز قهارانه علم مبارزه با دولت را برداشته اند حاضر نشدند که توضیح کوتاه مرا به عنوان نویسنده پرتو در پرتو بیاورند و درباره ما غبار مرگ بر اوراق پرتو نشست و جرات مبارزه با انحراف بزرگی که ما مظلوم آن شدیم را ایشان از دست داده بودند.
در کنار جفای برخی از اساتید و مدیران موسسه که بنابر دلایلی به آقای رفسنجانی ارادت دارند و دیگر حاشیه سازی ها برای ما که هنوز هم در موسسه ادامه دارد حضرت آیت الله مصباح علاوه بر اینکه در غیابم کسی را مسئول رسیدگی به خانواده کرده بودند به محض آزادی مان از زندان شخصاً به منزل آمد و انگیزه این حرکت که برای ایشان هزینه هایی هم داشت را « تقدیر و تشکراز پیشکسوتان جهاد دانستند . » که دفتر ایشان آنرا تصویر برداری هم کرد و فیلمش تاکنون در دفترموجود بوده است .
و مطمئناً اگر حمایت حضرت استاد مصباح نبود ظلم وجفای آن جریان منحرف ادامه داشت .ولی ما شاهد بودیم کسانی که امروز سینه چاک مبارزه با انحراف خود را می دانند کنار کشیده و در عوض اعتراض جدی برخی از تشکلهای دانشجویی که ما را نمی شناختند را ملاحظه کردیم .
رودستی که قبیله گرایان موسسه از جریان قدرت وثروت خوردند:
ولی امروز جریان قبیله گرا در موسسه بنابر دلایلی بر آن است که فاصله بین حضرت استاد و دکتر احمدی نژاد را افزایش دهد و همزمان با این اقدام رفت و آمد سران حزب « م » و ساکتان فتنه را که بنابر حمایت استاد از دکتر احمدی نژاد مدّت ها گذرشان به موسسه نیز نیافتاده بود را شاهدیم گرچه استاد تذکراتی مهم و اساسی و اخلاقی به ایشان می دهند .
ولی این کهنه کاران میدان سیاست به خوبی می دانند که چگونه از این ملاقات ها بهره برداری سیاسی بر علیه احمدی نژاد و به نفع خود داشته باشند که انعکاس آنرا در نشریات وسایت های زنجیره ای ایشان مشاهده می کنیم . این ماجرا ادامه داشت .
و رفاقت این جریان با مؤتلفه تا جایی دوام یافت که متوجه شدند در قم قرار است این حزب برخوردار از کسی غیر از آقای ( ق ر ) حمایت کند . بنابراین مسئول روابط عمومی با من تماس گرفت و از من خواست نزد آقای بادامچیان – که برای جلسه ای به قم آمده بود .- بروم و معترض شوم چرا از ( ب ) حمایت می کنند و از وی بخواهم که از ( ق ر ) حمایت کند.
من هم به مسئول روابط عمومی گفتم : « آقای ( ش ) حزب ( م ) سیاسی کار تر از این حرف ها هستند بهره شان را از موسسه در تخریب احمدی نژاد بردند و بدانید از نگرانی نسبت به مواضع بی پرده و آشکار حاج آقا که وامدار کسی نیست هیچ وقت مرتبطان با موسسه را حمایت نخواهند کرد.»
و حال که بزرگان خالصی چون حجت الاسلام دکتر آقا تهرانی و دکتر إلهام و آقای محصولی « جبهه پایداری » را پایه گذاشتند ، برخی از رانده شدگان از جریان متحد و مؤتلفه به جبهه پایداری متوسل شده اند.
پروژه دوم انحرافی انگاری،
بر علیه چهره های مثبت « جبهه پایداری » :
امروز در جبهه بندی انتخابات مجلس نهم با توجه به تحذیر رهبری معظم انقلاب اسلامی بر خطر ورود جریانات قدرت وثروت به انتخابات ،
جریان به اصطلاح هفت به علاوه هشت از مهمترین مصادیق دخالت قدرت وثروت در انتخابات است چرا که کارگردانی رئیس مجلس و شهردار تهران و تأثیر عوامل ایشان در آن از دید کسی پنهان نیست .
و رأی نیاوردن طرح « شفاف سازی محل مخارج انتخاباتی نمایندگان مجلس » با کارشکنی لابی های ایشان در مجلس ویا طرح سوال از رئیس جمهور به علّت عدم پرداخت از صندوق ذخیره ی ارزی به شهرداری تهران که شورای نگهبان هم نظر با ریس جمهور آنرا خلاف قانون اساسی دانسته را نمی توان بی ارتباط با مخالفت با شفاف سازی هزینه ها دانست ،
بنابر این هشدار رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره این جریان را باید جدی گرفت گرچه ممکن است برای تطهیر فهرست خود از چهره های موجه و مثبت نیز استفاده کنند.
ولی »جبهه پایداری » نسبت به جریان ( 7 +8 ) از نظر ما به آرمان ها نزدیکتر است ولی این به این معنا نیست که هر کسی را که در فهرست این جبهه قرار گرفت ولو قبیله گرایانی که ذکرشان شد را باید رأی داد ، تجربه رای به « علی مطهری » و » احمدی توکلی » و « عماد افروغ » که در فهرست « حامیان دولت اسلامی و اصول گرا » دردوره های گذشته رأی آوردند باید مایه ی عبرت ما باشد .
قالیباف شهردار تهران اخیراً در مصاحبه ای مسئله دار با رسانه ی فرانسوی « فرانس پرس » بسان اپوزوسیون به دشمنان این ملّت اطمینان داد که « مجلس نهم ، مجلس میانه روها ست !!! » و جالب توجه است که رسانه های اصول گرانما و وابسته به شهردار تهران ورئیس مجلس که متأسفانه با سوءاستفاده از ارگانی مقدس جنچال یک سال گذشته بر علیه رئیس جمهور و جریان به اصطلاح انحرافی را کارگردانی کرده اند حال با شکل گیری جبهه پایداری همصدا با اصحاب فتنه چون « تاج زاده » پروژه ی انحرافی انگاری دوم را کلید زده اند و با حمله به چهره هایی مثل آقای آقا تهرانی وآقای محصولی و تهمت زنی به آنها که حاضر به برائت از رئیس جمهور نشده اند بر تمامیت خواهی جریان قدرت و ثروت اصرار دارند .
این در صورتی است که چهره های قبیله گراای نفوذی در جبهه پایداری که خود را موظف به تخریب رئیس جمهور می دانند هیچگاه مورد حمله این جریان قرار نمی گیرند.
قبیله گرایان ؛ « تشنه گان قدرت » یا « شیفتگان خدمت » ؟!
حضرت آیت الله مصباح در نخستین دیدار رئیس جمهور در دوره نهم به آقای احمدی نژاد فرمودند : « هیچکدام از دوستان موسسه به چشمداشت مقام و پست به تبلیغ شما نپرداختند بلکه برای انجام وظیفه بوده است . » و کار اصلی افراد موسسه را کارهای علمی و تحقیقی دانستند ولی بنابر آنچه که اطلاع دارم و از یکی از مدیران سابق دولت که امروز در جبهه پایداری نیز هست شنیدم این قبیله گرایان بر خلاف نظر استاد با پیغام های مختلف به وی ویا دیگران که با رئیس جمهور مرتبط بودند برای خود و یا وابستگان خرده فرمایشاتی داشته اند و با برآورده نشدن این توقعات – مثل ریاست اوقاف - ما فریاد بر علیه جریان انحرافی را بلندتر شنیدیم و تا جایی پیش رفت که تمام مصالح نظام را فراموش کرده وبا سوء استفاده از جایگاهشان نزد استاد بذر شوم نفرت نسبت به انقلابی ترین و مردمی ترین رئیس جمهور تاریخ کشورمان را که به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی در صد سال گذشته محبوب ترین دولت ها ست را ساز کردند.
ماجرای رئیس جمهوری آیت الله مصباح و معاونت دکتر احمدی نژاد !!!
نمونه ی دیگر عدم صداقت و بی انصافی این جماعت لب فروبستن آنها به دروغ افکنی های جریان تخریبگر رئیس جمهور بوده است . چنانچه وقتی سایت « جهان نیوز » که زیر نظر دبیر ( 7 +8 ) اداره می شود خط افترا بر علیه دکتر احمدی نژاد را چند ماه پیش دنبال کرد و از قصد دکتر احمدی نژاد برای معاون اول شدن آیت الله مصباح مضحکانه به قول خودش پرده برداشت این حضرات حاضر نشدند تا که از اصل ماجرای بچه گانه ای که خود بانی آن بودند برای رفع اتهام از رئیس جمهور سخن بگویند.
در صورتی که اصل ماجرا از این قرار بود که در اولین سفر دکتر احمدی نژاد به قم در سال 84 این آقایان که ( ع ا ) و ( ق ر ) هسته ی اصلی آنرا تشکیل می دادند خودسرانه و بدون مشورت با استاد مصباح به آقای احمدی نژاد پیشنهاد می دهند که اعلام کند که من از ریاست جمهوری کنار می کشم و به عنوان معاون آقای مصباح از همه می خواهم که به ایشان رأی دهند که این کوته بینی را یا گواه کج فهمی سیاسی و یا مکری برای تخریب استاد می توان ارزیابی کرد .
اما در پاسخ پیشنهاد کودکانه ایشان دکتر احمدی نژاد می گوید : « شأن آقای مصباح فراتر از این مناسب است و ... » البته استاد نیز پس از اینکه این جریان به ایشان این پیشنهاد را می دهند به خامی این ایده آنانرا را گوشرد می کنند .
ولی آقای ( ز ) که منبع اصلی ایشان در شناسایی جریان انحرافی نیز می باشد ذوق زده وانمود کرد که احمدی نژاد پیشنهاد دهنده این ماجرای مضحک است و به دروغ آنرا نشانه مکر رئیس جمهور دانست و آنرا در سایتش منتشر کرد و کسی از ایشان انصاف را رعایت نکرد.و این هم شد برگ دیگری از مظلومیت رئیس جمهور.
ریشه ی انحراف قبیله گرایان موسسه :
البته نمی توان چون خودشان قاطع گفت که همه این انحرافات از روی عناد وبرنامه ریزی شده است چرا که بیشتر از روی ساده لوحی و جهل مرکبشان و عدم رعایت « تقوای جمعی » که مطالبه رهبری از نخبگان سیاسی است موجب لغزش ایشان شده است .
چنانچه وقتی که برخی از دوستان از عدم حضورم در دفاتر حوزه ریاست سوال می کنند ایشان به راحتی مرا متهم به مخالفت با شخص استاد می کنند بنابر همین بی تقوایی برخی از دوستان کم تجربه و احساسی نیز بعضاً با عتاب قرار دادن ، مرا به دشمنی با استاد و حتّی پول گرفتن از فلان کس و ... متهم می کنند که در جایی که شخصیت محترمی چون رئیس جمهور به راحتی بر علیهش افترا و ناسزا روا می دارند. تکلیف روشن است ، ولی اشکال ندارد این افتراها نشانه ی آلوده نشدن امثال ماست که از نوجوانی تاکنون به یاد داریم چون ایشان بدون حقّ ماموریت و امتیازات ویژه تا حد توان و بضاعت خود ولو به طور ناقص در جهت خدمت به انقلاب اسلامی تلاش کرده و زندگیمان را سرمایه آن کرده و وامدار قبیله گرایان وابسته به جریان قدرت وثروت نشده ایم .
به فرموده امام صادق علیه السلام : « العالم بزمانه لاتهجم علیه باللوابس / کسی که آگاه به زمانش است شبهات و غبارهای بی بصیرتی بر وی هجوم نمی آورد. – کافی » مشکل اساسی اینگونه افراد عدم شناخت زمان و شرایط موجود است . و این اوج انحطاط یک مرکز علمی تحقیقی که وظیفه اصلیش تولید فکر برای نظام است و در رأسش شخصیتی علمی ، اخلاقی و متقی مثل حضرت استاد که سرآمد حوزه روشنگر هستند ، می باشد .
ولی ما ملاحظه می کنیم مداحی که با پخش صوت رکیکش موجب وهن مجالس اباعبدالله الحسین علیه السلام شده و مورد عتاب رهبری نیز در جمع مداحان قرار گرفت در موسسه مورد استقبال همین قبیله گرایان قرار می گیرد و با تکرار همان زشت گویی ها مشوق وی می شوند.
گرچه آن مداح خوش سابقه - که از آشنایان قدیم می باشد- ولی تحت تأثیر جو یقه سفیدان پشت پرده خوان قرار گرفته در دایره حزب الله قرار دارد و برایش احترام و آرزوی موفقیت و جو نزدگی می کنیم ولی یک مرکز روحانی باید به فرموده رهبری فرونشاننده اختلافات باشد نه به یارکشی برای قبیله گرایی بپردازد.
تهمت « اومانیسم » بودن رئیس جمهور توسط قبیله گرایان بر خلاف نظر بزرگان موسسه :
کم مایه گی این جریان تا جایی پیش می رود که سخن معرفتی رئیس جمهور در « جشنواره علم وعمل » درباره « خالقیت انسان کامل » را شاگردان موسسه به « اومانیسم » تأویل کرده و مسئول دفتر و یکی از محققین موسسه شتابزده با اومانیسم خواندن رئیس جمهور در روزنامه وابسته به آقای رفسنجانی « جمهوری » وی را هتک حرمت می کنند ، ولی قائم مقام محترم موسسه « آیت الله رجبی » همان زمان در مصاحبه ای با روزنامه ی ایران ( 90/6/20 ) بر خلاف سخن خام این طائفه با اشاره به این نکته معرفتی خالقیت انسان کامل را که وابسته به خداوند است را تأیید کردند که این نشان می دهد همه سخنان این جماعت مورد تأیید بزرگان موسسه نمی باشد.
کدامیک الگوی حوزه ؟!
موسسه امام خمینی یا روش مدیریت علمی آیت الله مصباح :
شاید گفته شود که رهبر معظم انقلاب از موسسه به عنوان الگوی حوزه نام بردند که این هم نتیجه انعکاس پارپاگاندایی این طائفه از ملاقاتشان با رهبرمعظم انقلاب اسلامی است که دبیر سیاسی پرتو آنرا انتشار داد و مورد اعتراض دفتر معظم له نیز قرار گرفت که بعد از آن خواستند فقط اخبار منتشرشده بیت را درج کنند در صورتی حضرت آقا در دیدار با اساتید موسسه فرمودند :
« جناب آقای مصباح حقاً و انصافاً جزو حسنات این حوزه اند ، جزو ذخایر این حوزه اند ...آن اوائلی که ایشان این موسسه را تشکیل دادند - حالا یا همین موسسه بود یا قبلش باقرالعلوم بود. - من گفتم این می تواند یک الگویی برای کلَ حوزه باشد . آدم آرزو و دوست دارد که حوزه ، اینجوری با این نگاه نافذ ، کنجکاوانه ، نسبت به مسائل پیگیر ، عالمانه و همراه با تقوا و اخلاص اداره شود.»
« مبادا کسی تصور کند که رهبری بر خلاف آنچه به عنوان نظر رسمی مطرح می کند ، مواضع دیگری دارد که به برخی خواص می گوید ، چرا که این تصور مطلقاً درست نیست و اگر کسی چنین نسبتی بدهد گناه کبیره کرده است ... نظرها و مواضع من صریحاً اعلام می شود چرا که نه جایز ونه شایسته است که رهبری مواضع دیگری جز این مواضع علنی و صریح داشته باشد. »( 31 مرداد 89 – افطار دانشجویی )
«ردّ و طرد دیگران به طور مطلق بر سر مسائل درجه دو مصلحت نیست و همه باید برای ساختن کشور برادرانه کمک و همکاری کنند... من مىبينم تو همين قضاياى سه چهار روز اخير باز بعضىها هى ميخواهند اختلافها و شكافها را بيشتر كنند؛ نه، نبايد اختلاف به وجود بيايد؛ همه با هم برادرند، همه با هم همكارى بايد بكنند؛ همه بايد براى ساختن كشور به يكديگر كمك بكنند. به كسى نبايد بيهوده تهمت زد؛ كسى را نبايد به خاطر يك امر، از همهى آن چيزهائى كه صلاحيت محسوب ميشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف بايد بود؛ با انصاف بايد عمل كرد؛ با انصاف بايد حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان ميگويد: «و لا يجرمنّكم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛ اگر با كسى دشمنيد، اين دشمنى موجب نشود كه نسبت به او بىانصافى كنيد، بىعدالتى كنيد؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن كه دشمن هم نيست. »
مسعود شفیعی کیا
90/10/28
(سال جهاد اقتصادی )
24 صفر 1433

