X
تبلیغات
نوشتارهای مسعود شفیعی کیا

بسم ربّ الشهداء


 


بازی ماهرانه آقاي«اکبر رفسنجانی»برای حذف ملّت ؟!/


جدولی که به نفع اکبر رفسنجانی پر شد ? !!!


هنگامی که «حسن روحانی» به عنوان نامزد خاندان و جریان آقای « اکبر رفسنجانی» پا به عرصه گذاشت از کنار رفتن خود به نفع رفسنجانی در صورت آمدنش گفته بود ولی اصرار حسن روحانی بر ماندن و حفظ ستادش پس از ورود اکبر رفسنجانی  نشان دهنده ی بازی جدی این جریان در مرحله ی ثبت نام و روند تأیید صلاحیّت ها بود.

دنبال گیری مداوم اطرافیان رفسنجانی به خصوص در روز آخر ثبت نام نامزد ها حتّی از طریق نزدیکان دولت برای اطمینان به آمدن و یا نیامدن گزینه ی دولت و آمدن وی همزمان با نامزد دولت در وزارت کشور مشخص می کرد که رفسنجانی برای پیروزی و نامزدی نیامده است بلکه بازی خود را برای مهار نامزد ملّت طراحی کرده است .

اینکه دفتر واطرافیان و سایت وی یکی از شعارهای ورود رفسنجانی به صحنه ی انتخابات را « وقت آبرو دادن .» مطرح کردند و با توجه به اخبار موثقی که گویای رایزنی های وی در روزهای اخیربر عدم احراز صلاحیّت نامزد دولت و احراز صلاحیّت حسن روحانی ولو به قیمت رد صلاحیّت خودش ! گویای تاکتیک « قربانی پیروز » برای حذف نامزد دولت بوده است .

و اکبر رفسنجانی در این بازی تاکنون ظاهراً پیروز میدان بوده است ، چراکه دغدغه ی اصلی وی و جریان و همراهانش عدم حضور تداوم دهنده ی راه « دکتر احمدی نژاد » بوده است و با این بازی تا حدود زیادی به این مقصود رسیده اند.

تمکین ظاهری هاشمی رفسنجانی و جمع آوری ستادهایش گویای رضایت وی از جدول نامزدها می باشد چرا که وی حتّی روی امثال‌آقای « جلیلی » نیز حساسیت نداشته بلکه فقط به حذف نامزد دولت و ماندن روحانی تأکید داشته است.

جدول مزبور با وجود نامزدهای طیف های همگرا با رفسنجانی که اغلب همصدا در نفی رفتار « مقاومتی نظام » و « تغییر رویه ها » سخن می گویند نشان دهنده ی رفع نگرانی رفسنجانی ازآنان است .


اگر چه نامه نگاری هایی که به رهبری  از طرف برخی از خواص به نفع رفسنجانی صورت می گیرد نیز می تواند قدرت چانه زنی وی و فشار بر رهبری را بالا ببرد ولی رفسنجانی حال نه تنها چیزی از دست نداده است بلکه به آرزویش که حذف سلیقه ملّت در دو دوره سرنوشت ساز گذشته بود رسیده است ، که از شادمانی صدا وسیما که حذف سلیقه ی مردم در دو انتخابات حماسه ساز ریاست جمهوری گذشته را به اشتباه حضور تمام سلایق دانسته  و حتّی اشخاصی مانند آقای روحانی را به غلط نامزد مستقل قلمداد می کند می توان به نقش اصلی رسانه در این مهندسی پی برد.

البته تعدد برادران احساس تکلیف کرده موجب شکسته شدن آراء به نفع نامزد مدعیان اصلاحات شده است که برخی از نظر سنجی ها هم نشان می دهد که تاکنون مهندسی انتخابات به نفع حسن روحانی یعنی نامزد آشکار رفسنجانی بوده است و او از دیگر نامزدهای مد نظر هاشمی رفسنجانی از آراء بیشتری برخورداراست ، اگر چه ممکن است با داغ شدن فعالیّت های تبلیغی شاهد ریزش و یا افزایش آراء باشیم ولی این اخبار نشانه های خوبی نیست .

( روحانی همراه با وزیر خارجه اسبق انگلیس )

 آنچه نگرانی ها را زیاد کرده این است که کسی که با تیمی حاشیه ساز بوده و سابقه ی ناموفق و خفت بار مذاکرات هسته ای در کارنامه اش ثبت شده و زاویه آشکار با رهبری دارد که حتّی  در گفتمان اخیرش گستاخانه سیاست های مقاومتی رهبری را نیز زیر سوال می برد و از ضرورت ارتباط با آمریکا و عقب نشینی و نفی انقلابی گری می گوید و با انتخاب رنگ برای ستادش شورش های مخملین فتنه 88 را تداعی می کند چرا تأیید صلاحیّت می شود ؟!‌!!

( عارف در کنار « ابراهیم یزدی » در ختم « حاج سید جوای »

سران نهضت آزادی که امام آنها را غیر قانونی اعلام کرد. )


طرح « پوتین مدودف » خاتمی با روتوش « عارف »

و يا تأیید آقای « عارف » را که فتنه 88 را فتنه نمی داند و همواره از مجرمان فتنه حمایت می کند و خود را وامدار خاتمی دانسته و همگرایی با ملّی گرا ها دارد را می بینیم !!! ولی نماینده ی سلیقه ی میلیون ها ایرانی که در دو انتخابات نهم و دهم ریاست جمهوری با آرایی کم نظیر یا بی نظیر واجد گفتمانی عمومی است رد صلاحیّت می شود ؟!!!‌ به راستی چرا آقای هاشمی رفسنجانی با آن همه هزینه و موضع گیری در مقابل نظام شاهدیم که تمام سلایق مورد نظرش در جدول نامزدها حضور دارند ؟‌!!!

اگرچه قانون فصل الخطاب است و نظر شورای محترم نگهبان كه فقط مرّ قانون را در نظر مي گيرند اگر حاکی از تأیید رهبری معظم انقلاب اسلامی باشد مطاع می باشد ولی ابراز این نگرانی ها کمترین حقّ یک دلسوز انقلاب اسلامی می تواند باشد و همانطور که رئیس جمهور محترم گفتند در کشوری که ولی فقیه حضور دارند هیچگاه ظلمي نمي شود و هر چه امام خامنه ای حکم کنند مطیع ایشان هستیم چرا که در درجه اول قائلیم که اینگونه مهندسی ها اقتدار ایشان را نشانه گرفته است و نباید خواص با بی دقتی و یا انگیزه های دیگر شرایط را به جایی می رساندند تا مجدداً از ایشان هزینه شود .

و العاقبة للمتّقین .

مسعود شفیعی کیا

92/3/2

( سال حمسه سیاسی و حماسه اقتصادی )

رجب المرجب 1434

 


استکبار در انتظار پایان احمدی نژاد 

 

آیا منسوبین و به ظاهر نزدیکان به رهبری اصلح هستند ؟!



سخنان عجیب هاشمی در دیدار با اعضای ستادش

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در پنجشنبه دوم خرداد 1392 و ساعت 8:22 |

بسم ربّ الشهداء

 


انحراف از کجا آغاز شد؟!‌


( مصادیق انحراف نظام از دیدگاه امام خامنه ای )

 

 

انحراف از کجا آغاز شد ؟!

 اکنون که تحریف مفهوم انحراف و چماق کردن آن بر سر دولت عدالت مهمترین عامل زنده شدن فتنه گران شده است ، پرداختن به مصادیق انحراف نظام از دیدگاه رهبری ،‌ می تواند بهترین شاخص تشخیص انحراف باشد تا معانی و مصادیق واقعی انحراف شناسایی و منحرفین واقعی افشا شوند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی با مطرح کردن بحث حیاتی « عبرت های عاشورا » و طرح جدی امکان تکرار حوادث صدر اسلام در تاریخ انقلاب اسلامی اولین نقطه ی آغاز انحراف را در صدر اسلام و به تبع آن در نظام جمهوری اسلامی ایران را اینگونه بر شمردند :

«‌  قضایا، کمتر از یک دهه پس از رحلت پیغمبر شروع شد. ابتدا سابقه‌داران اسلام - اعم از صحابه و یاران و کسانی که در جنگهای زمان پیغمبر شرکت کرده بودند - از امتیازات برخوردار شدند، که بهره‌مندی مالی بیشتر از بیت‌المال، یکی از آن امتیازات بود. چنین عنوان شده بود که تساوی آنها با سایرین درست نیست و نمی‌توان آنها را با دیگران یکسان دانست! این، خشتِ اوّل بود. حرکتهای منجر به انحراف، این گونه از نقطه‌ی کمی آغاز می‌شود و سپس هر قدمی، قدم بعدی را سرعت بیشتری می‌بخشد. انحرافات، از همین نقطه شروع شد، تا به اواسط دوران عثمان رسید. در دوران خلیفه‌ی سوم، وضعیت به گونه‌ای شد که برجستگان صحابه‌ی پیغمبر، جزو بزرگترین سرمایه‌داران زمان خود محسوب می‌شدند! ...

یکی گفت ما امروز دیگر کار داریم. یکی گفت دیگر جنگ تمام شد. ولمان کنید، بگذارید سراغِ کارمان برویم؛ برویم کاسبی کنیم. چند سال، همه آلاف و اُلوف جمع کردند؛ ولی ما در جبهه‌ها گشتیم و از این جبهه به آن جبهه رفتیم. گاهی غرب، گاهی جنوب، گاهی شمال. بس است دیگر! خوب؛ اگر این گونه عمل کردند، همان کربلاها در تاریخ، تکرار خواهد شد! ... »

( 75/3/20 - دیدار امام خامنه ای با سپاهیان لشگر 27 )

( کاخ منسوب به یکی از آقازادگان جنجالی فتنه 88 )

آسودگی طبقه ممتازِ غارتگر بیت المال نشانه ی انحراف نظام :

دیده بان هشیار انقلاب اسلامی در پایان دولت هاشمی رفسنجانی و اوائل دولت خاتمی رخنه انحراف درون سازمان نظام توسط وابستگان آنان را چنین رصد کرده و مصادیق بارزی از انحراف نظام را صریحاً گفتند :

« ( ‌نظام ) با کسانى که با ثروتهاى عمومى بازى مى‌کنند و براى دست انداختن به درآمدهاى ناپاک و نامشروع حدّى قائل نیستند، باید برخورد کند، به خاطر این است. کسانى هستند که تلاش مى‌کنند و حقیقتاً در صدد این هستند که طبقه ممتازه جدیدى در نظام جمهورى اسلامى به وجود آورند. به خاطر انتخابها و انتصابها و زرنگیها و دست و پاداریها و مشرف بودن بر مراکز ثروت، و از طریق نامشروعى که با زرنگى آن را یاد گرفته‌اند، به اموال عمومى دست بیندازند و یک طبقه‌اى جدید - طبقه ممتازان و مرفّهان بى‌درد - درست کنند. نظام اسلامى، با مرفّهان بى‌درد و معارض و مخل، آن‌طور برخورد سختى کرد؛ حال از درون شکم نظام اسلامى، یک طبقه مرفّه بى‌درد جدید طلوع کند! مگر این شدنى است؟! به فضل پروردگار، مخلصان انقلاب و اسلام نخواهند گذاشت که چنین انحرافهاى بزرگى به وجود آید... هر نظامى که در آن بى‌گناهان بترسند که مبادا مورد تعرّض قرار گیرند و گناهکارانِ عمده احساس آسایش و آرامش کنند، آن نظام، نظامِ منحرفى است. نباید بگذاریم نظام ما این‌گونه شود... »

( 76/4/25 - دیدار امام خامنه ای با مسئولان نیروی انتظامی )

ولی علیرغم این هشدار صریح رهبری ، عمارپندارهای امروز که انحراف را پس از30 سال در دولت عدالت کشف کرده اند ، این مصادیق صریح انحراف را دنبال نکردند ، بلکه در آن ایام شاهد مصاحبه ی مفصل روزنامه کیهان با جناب هاشمی رفسنجانی بودیم که در ضمن آن مطرح شد که فرزندان ایشان جز کار کشاورزی هیچ کار اقتصادی نمی کنند !!‌!‌ وچنین بود که ایشان از اتهام انحراف مبرا شد.

ولی عده ای که بر خود مبارزه با جریان موهوم انحرافی را تکلیف کرده اند و تهمت نابخشودنی « فراماسونری» به دولت می زنند ،‌ دیروز چشم بر این تصریحات رهبری بسته و سکوت کردند و حتّی نشان « سردار سازندگی » به ایشان تقدیم می کردند و ...

پیدایش طبقه ممتاز از درون نظام مغایر با انتظار مهدی علیه السلام :

حال چه شده که دم زدن از امام زمان ( علیه السلام ) را مهمترین مصادیق انحراف می دانند در صورتی که رهبری اعتقاد به امام زمان را لازمه ی مبارزه با انحراف دانستند و در ادامه سخن قبل فرمودند :

«نظام اسلامى، نظام عدالت است. شما که آرزومند و مشتاق ظهور خورشید مهدویّت در آخرالزّمان هستید ... چه خصوصیتى براى آن بزرگوار ذکر مى‌کنید؟ «الذّى یملأ اللَّه به الارض قسطاً و عدلاً».(2) نمى‌گویید که «یملأ اللَّه به‌الارض دیناً». این، نکته خیلى مهمّى است. چرا به این نکته توجّه نمى‌کنیم؟ اگر چه قسط و عدل متعلّق به دین است، اما هزار سال است که امّت اسلامى براى قسط و عدل دعا مى‌کند. این نظام اسلامى به وجود آمده است؛ اوّلین کارش اجراى قسط و عدل است. قسط و عدل، واجبترین کارهاست. ما رفاه را هم براى قسط و عدل مى‌خواهیم. کارهاى گوناگون - مبارزه، جنگ، سازندگى، توسعه - را براى قسط و عدل مى‌خواهیم؛ براى این‌که در جامعه عدالت برقرار شود، همه بتوانند از خیرات جامعه استفاده کنند و عدّه‌اى محروم و مظلوم واقع نشوند. »‌

( 76/4/25 - دیدار امام خامنه ای با مسئولان نیروی انتظامی )

 

( تالاری در شمال تهران که عروسی برخی از فرزندان نخبگان

به خصوص مدعی اصول گرایی مبارز با انحراف در‌آن انجام می شود ،

مخارج این تالار اکنون کمتر از دویست و پنجاه میلیون تومان نیست !!!‌)


مسئولان قوا و مسئولان نظامی در برابر بیت المال دندان روی جگر بگذارند !

بی توجهی به این انحراف که نظام را تهدید می کرد رهبری را واداشت صریح تر متذکر آن شوند و به اعضای قوای سه گانه و نیروهای نظامی بی پرده گفتند :

« برادران و خواهران عزیز! این صراط براى من و شما خیلى حساس است. ما مسؤولیم. ما با آدمهاى معمولىِ کوچه و بازار فرق داریم. ما چه نماینده‌ى مجلس باشیم، چه عضو دولت باشیم، چه مدیر فلان بخش نظامى باشیم، چه بخش قضایى باشیم، همین که شما آقایان و خانمها مسؤولان بخشهاى مختلف هستید، کار من و شما سخت است. ما اگر تخطى و لغزش پیدا کنیم و اشکالى در کارمان پیدا شود، ضررش فقط به خود ما نمى‌رسد؛ ضررش به جمع وسیعى مى‌رسد... ما بیشتر از دیگران باید به فکر جهنم و عبور از این صراط دشوار باشیم. این چند سال مسؤولیت، ابدى نیست. نماینده‌ى مجلس هستید، عضو دولت هستید، وزیرید، مدیرید؛ این سه سال، چهار سال، پنج سال، ده سال مى‌گذرد. اگر این چند سال را دندان روى جگر بگذارید و دنبال کسب پول، دنبال درآمدهاى نامشروع، دنبال رانت‌خوارى، دنبال استفاده‌ى از امکانات دولتى و دنبال تعرض به بیت‌المال نباشید - این‌که خیلى دشوار نیست - »

( دیدار امام خامنه ای با مسئولان نظام -83/8/6 )

امّا غالباً امروز تعرضات و تهمت گزنده ی انحراف بر علیه دولت بی نظیر را از طرف کسانی می بینیم که در دوران مسئولیتشان دندان روی جگر نگذاشتند و نقطه ی آغاز انحراف بوده اند ، همان کسانی که خانه های محقردر پایین شهر تهران و شهرستان ها و روستاهایشان داشتند و مبلغ کم فیش حقوقی شان حتّی برای شروع زندگی مانع بزرگی بود ،‌ ولی امروز ایشان از زمین داران و ملّاکان بزرگی که به خود اجازه ی غصب حق آبه ی کشاورزان مظلوم  را هم می دهند،‌ شده اند ، مثلا ! یکی از همین آقایانی که بر خود تکلیف می داند که ضد انحراف بگوید وقتی به یکی از مساجد تهران برای تشریح جریان مخوف انحراف رفت برای اینکه خودروی خارجی چند صد میلیونی اش را بسیجیان نبینند و انحرافش فاش نشود چند خیابان بالاتر از مسجد آنرا پارک کرد و همین اقا وقتی نماینده ی مجلس شد خانه ی مناسبش در ازگل تهران چون در محله ای بود که در شأن نمایندگی نبود آنرا اجاره داد و در محله ی ونک تهران خانه ای چند میلیاردی خریداری کرد تا خوب بتواند با انحراف مبارزه کند.

تاکنون کسی سوال کرده ، چرا گزارش کمیسیون آموزش مجلس هشتم درباره ی 3000 آقازاده ی دولتمردان قبل که توسط دولت خبیث انگلیس بورسیه شدند اجازه دنبال گیری پیدا نکرد ؟!‌

تنها پسوند اسلامی ، برای نظام کافی نیست /

شاخصه هایی که مانع انحراف نظام است :

 این قبیل انحرافات هویت نظام را تهدید می کند ودر این مورد هم رهبری نسبت به این خطر هشدار دادند و شاخص هایی را برای  دوری از این انحراف مطرح کردند که سرآمد آنها « دوری از اشرافیگری » و « ساده زیستی »‌ می باشد :

« اگر ما از اخلاق اسلامى دور شدیم، اگر عدالت را فراموش کردیم، شعار عدالت را به انزواء انداختیم، اگر مردمى بودنِ مسئولان کشور را دست‌کم گرفتیم، اگر مسئولین کشور هم مثل خیلى از مسئولین کشورهاى دیگر به مسئولیت به عنوان یک وسیله و یک مرکز ثروت و قدرت نگاه کنند، اگر مسئله‌ى خدمت و فداکارى براى مردم از ذهنیت و عمل مسئولین کشور حذف شود، اگر مردمى بودن، ساده‌زیستى، خود را در سطح توده‌ى مردم قرار دادن، از ذهنیت مسئولین کنار برود و حذف شود؛ پاک شود، اگر ایستادگى در مقابل تجاوزطلبى‌هاى دشمن فراموش شود، اگر رودربایستى‌ها، ضعفهاى شخصى، ضعفهاى شخصیتى بر روابط سیاسى و بین‌المللى مسئولین کشور حاکم شود، اگر این مغزهاى حقیقى و این بخشهاى اصلىِ هویت واقعى جمهورى اسلامى از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهرىِ جمهورى اسلامى خیلى کمکى نمیکند؛ خیلى اثرى نمیبخشد و پسوند «اسلامى» بعد از مجلس شورا: مجلس شوراى اسلامى؛ دولت جمهورى اسلامى، به تنهائى کارى صورت نمیدهد. اصل قضیه این است که مراقب باشیم آن روح، آن سیرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سیرت توجه داشته باشید. این، اساس قضیه است. ...

 انحراف در هدفها، در آرمانها، در جهتگیرى‌ها را باید مراقبت کرد که پیش نیاید. و این چیزى است که ما در طول این سالهاى طولانى - بخصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام - درگیرش بودیم؛ جزو درگیرى‌هاى اساسى در این دو دهه‌ى گذشته، یکى همین بوده. تلاشهاى زیادى شده است براى اینکه جمهورى اسلامى را از روح و معناى خودش خارج کنند. تلاشهاى زیادى کرده‌اند؛ به شکلهاى مختلف؛ چه در زمینه‌هاى سیاسى، چه در زمینه‌هاى اخلاقى، چه در زمینه‌هاى اجتماعى؛ از اظهاراتى که شده و حرفهائى که زده شده. ما یک دوره‌اى را هم مشاهده کردیم که در مطبوعات ما رسماً، علناً، جدائى و تفکیک دین از سیاست را اعلان کردند! اصلاً مسئله‌ى یکى بودن دین و سیاست را که اساس جمهورى اسلامى و اساس حرکت عمومى مردم بود، زیر سؤال بردند. از این بالاتر؟! در دورانى، در مطبوعات ما دیده شد که صریحاً، علناً، از رژیم ظالم، جبار و سفاک پهلوى دفاع شد! براى اینکه چنین حالتى پیش نیاید و براى برخورد با این انحراف، میشود با برجسته کردن مرزهاى اعتقادى و فکرى و سیاسى، جلوى این انحراف را گرفت. شاخصهاى هویت اسلامى بایستى معلوم باشد: شاخص عدالت‌طلبى، شاخص ساده‌زیستى مسئولان، شاخص کار و تلاش مخلصانه، شاخص طلب و پویائى علمى بى‌وقفه، شاخص ایستادگى قاطع در مقابل طمع‌ورزى و سلطه‌ى بیگانگان، شاخص دفاع از حقوق ملى. از حقوق ملت، دفاعِ شجاعانه کردن یک شاخص است ...

اجتناب از اشرافیگرى؛ یعنى ضد ارزش کردن ... امروز خوشبختانه همان موج ضد ارزش کردن اشرافیگرى، بحمداللَّه وجود دارد؛ یعنى دولت، مسئولین دولتى ساده‌زیستند، مردمى هستند و این خیلى فرصت خوبى است؛ نعمت بزرگى است. این یکى از شاخصهاست.»

( 87/9/24 - بازدید امام خامنه ای از دانشگاه علم وصنعت )

معضلات اخیر ریشه در انحرافات گذشته دارد :

پس از جنجال اختلاس اخیر بانکی که عده ای خواستند آنرا دست مایه تخریب دولت کنند ، رهبری تیز بین ،‌ ریشه ی این فساد که به واسطه ی رخنه ی همان منحرفین در ساختار فرسوده و پر خلل بانکی به وجود آمد را در عدم اهتمام مسئولان گذشته در مبارزه با فساد دیده و فرمودند :

« چند سال قبل از این - نمیدانم حالا ده سال است یا بیشتر است - من توصیه‌هاى مؤکدى را راجع به مقابله‌ى با فساد اقتصادى به مسئولین کشور کردم؛ استقبال هم کردند؛ اما خب، اگر عمل میکردند، دیگر این فساد بانکى اخیر - که حالا همه‌ى روزنامه‌ها و همه‌ى دستگاه‌ها و همه‌ى ذهنها را پر کرده - پیش نمى‌آمد .»

( امام خامنه ای - 90/7/11 )

حال چگونه است کسانی که به تصریح ایشان در دو دهه رهبری را در مبارزه با انحراف تنها گذاشتند و حتّی برخی عامل انحراف شده اند امروز « هل من مبارز » می طلبند و به بهانه هایی دولت عدالت را خطرناک ترین انحراف در تاریخ کشور می دانند ؟! آن هم دولتی که رهبری معظم انقلاب اسلامی آشکار فرمودند :‌

«‌ در این سالهائى که دولت نهم و دولت دهم بر سر کار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چیزهائى که امام به آن توصیه می کردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه کاملاً برجسته شده . »‌

( 91/6/2  - دیدار امام خامنه ای با دولت دهم )

(مراسم عقد پسر رئيس جمهور در منزل صاحب خانه ي مشائي)

اگر چه با آبرومندی مسئولان دست پاک ،‌ نظام تاکنون حفظ شده است ولی آنچه در این ماجرا جلب توجه می کند ،‌ این است که از میان هر صنف و طیف اجتماعی و اعضا نهاد ها ،‌ گروهی بر علیه جریان موهوم انحرافی فریادشان بلند است که خود اغلب منحرفین از شاخصه های رهبری هستند و به دلیل اموال بادآورده با تسلط انحصاری بر رسانه ها به موج سازی بر علیه جریان موهوم انحرافی برای پنهان کردن انحراف خود می پردازند.

ما با نقد مشکل نداریم ،‌ نقد و اشکال همیشه بین دو دوست هم بوده است ولی اینکه کسانی که خود متهم به انحراف هستند بیایند و بی نظیر ترین دولت را بدون بیم از پیگیری قضایی به «‌انحراف » و « فراماسونری » و حتّی دو تهمت متضّاد  « بابی گری و حجیته گری » متهم کنند انحراف خطرناک و دوری از روش ولایت می باشد ، و کمترین هزینه ی سنگین این گناه نابخشودنی نیز مشغول شدن اذهان دیده بانان نظام به خودی هایی است که به دروغ منحرف نام گرفته اند و همین نیز منجر به غفلت از دشمنان خزیده درون نظام شده است که هر از چندگاهی نخبه ای چون « شهید تهرانی مقدم » و « شهید شاطری » و شهیدان هسته ای در غبار این فتنه را از ما می گیرند.

مسعود شفیعی کیا

92/2/18

(سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی )

جمادی الثّانی 1434

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 و ساعت 7:9 |

بسم ربّ الشهداء

 

 

سیاسی ترین سخنرانی آیت الله بهجت (رحمة الله علیه)!


اگر اصلاح نشویم فتنه گران موقت می روند،هستند !

 

در یکه تازی مدعیان اصلاحات در به باد دادن تمام سرمایه های انقلاب اسلامی ،‌وقتی در سال 78 منسوبان خاتمی در کنفرانس سبزهای برلین شرکت کردند و در آن از به موزه سپرده شدن امام خمینی سخن گفته شد ،‌همراه با جمعی از طلاب انقلابی به رسم روزگار سخت طاغوت که برای کسب تکلیف و ابراز نگرانی از هجمه دشمنان خدمت مراجع می رفتند به بیت عده ای از مراجع رفتیم .

 اگر چه غالب بزرگان از این ماجرا که تصاویرش از سیما پخش شد احساس خطر و انحراف نکردند ولی روحانی انقلابی و فعّال قم مرحوم « حجت الاسلام عبدالله ضابط » در کوچه ی باریک « گذر خان » وقتی حضرت‌آیت الله بهجت در حال عزیمت به مسجد برای درس گفتن بودند سر راه ایشان را گرفت و خلاصه ای از ماجرا را گفت ، آیت الله بهجت فرمودند فعلاً که برای درس دارم می روم .

مرحوم ضابط با روش خود از آیت الله بهجت خواهش کرد که در جمع طلاب و روحانیون سخن بگوید و گفت : « حاج آقا ! مگر نمی بینید بی صاحب شدیم ؟!‌» اقای بهجت نگاهی به آقای ضابط کردو فرمود بروید مسجد می‌آیم آنجا صحبت می کنم !

ایشان به مسجد  رفت و بر منبر درس که نشست همه داخل مسجد شدیم و مسجد مملو شد از طلاب انقلابی قمی .

وقتی « قاسم روانبخش » در پشت بلندگو قرار گرفت تا به عنوان نماینده ی خود خوانده ی جمع خودجوش ، دعوت رسمی از آقای بهجت برای سخنرانی کند ،‌ ولی ناگهان آیت الله بهجت با اشاره ی تند دستانش نا رضایتی خود از سخن گفتن روانبخش را نشان داد و با اشاره به او فهماند بر زمین بنشیند .

با این حرکت غیر منتظره سکوت همه جا را گرفت پس از لختی سکوت ، ایشان بدون بسم الله شروع کرد :

« چه باید بکنیم در ابتلائات ( بلاها و گرفتاریها ) داخلیه و خارجیه ؟! چه کار کردیم که به این چیزها مبتلا شدیم ؟!

فکر این را باید بکنیم ،‌ چه کار کردیم که مانده ایم بی سرپرست ؟! ( گریه حضار )

اشکال در این است که خودمان را اصلاح نمی کردیم و نکردیم و نخواهیم کرد .

حاضر نیستیم خودمان را اصلاح کنیم ، اگر ما خودمان را اصلاح می کردیم به این بلاها مبتلا نمی شدیم .

(‌امام علی علیه السلام ) فرمود نگویم به شما «‌ألا أخبرکم بدائکم و دوائکم ؟! دائکم ذنوب و دوائکم استغفار !‌» ( آیآ به شما خبر دهم به مرض و دوای‌ شما ؟!‌، درد شما گناهان است و دوای شما استغفار و طلب آمرزش است .)

ما می خواهیم هرچه دلمان می خواهد بکنیم ،‌امّا نه دیگران حق ّ‌ندارند به ما اسائه ( بدی ) بکنند !

ما به خودمون به نزدیکانمون و دوستانمون هرچه می خواهیم ،‌ بکنیم امّا دیگران حقّ ندارند ! دشمنانمان حقّ ندارند بکنند !

ما اگر خودمان را درست کنیم خدا «کافی» است خدا «هادی» است ! ما خودمان را نمی خواهیم درست کنیم امّا از کسی هم نمی خواهیم آزار ببینیم .

بابا ! آنها که قدرشان آزار است جز این است که یک کافی ( کفایت کننده ) یا حافظ (‌حفظ کننده ) جلوگیری کند ؟!‌

ما اگر خودمان به راه بودیم و در راه می رفتیم ، کی امیرالمومنین ( علیه السلام ) را می کشت ؟! کی حسین بن علی ( علیه السلام ) را می کشت ؟! کی اینی که حالا هست هزار سال مغلول الیدینش ( دست بسته ) کرد ؟!

ما خودمان حاضر نیستیم خودمان را اصلاح کنیم ! اگر خودمان را اصلاح کنیم به تدریج همه بشر اصلاح می شود .

ما می خواهیم اگر دلمان می خواهد خودمان به همه دروغ بگوییم ! امّا دیگران ؟ نه ! حقّ ندارند با ما دروغ بگویند !

ما ایذا بکنیم دوستانمان را امّا نه ! بدها حقّ ندارند !!!

بابا ! با خدا بساز کار را درست می کنه ! چرا در خلوت و جلوت دلت هرچه می خواد می کنی ؟!‌ مگر نمی فرمایند :‌« ومن یتق الله یجعل له مخرجا ویرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه إنّ الله بالغ امره قد جعل الله لکلّ شیءٍ قدرا. » ( الطّلاق2و3)

( و هرکس تقوای خدا پیش گیرد خداوند برای او راه گشاست و روزی می دهد او را از جایی که حسابش را هم نمی كند و هر کس توکل کند بر خدا پس خدا کفایت می کند او را ، همانا خداوند امرش را به اتمام می رساند و تحقیقاً خداوند برای هرچیزی قدر و اندازه ای قرار داده است . )

می شه ما با خدا نباشیم خدا یار ما باشه ؟! در هر جزئی و کلّی ؟! در امور داخلیّه و خارجیّه ؟!

پس هیچ چاره ای از بلیّات دنیوی و اخروی - داخلیّه و خارجیّه - نیست ! الّا خدایی بودن و با خدا بودن و با باخداها معیّت داشتن و تبعیّت داشتن !

ما اگر از انبیا و اوصیا دور شدیم گرگ های داخل و خارج خوردند ما را !

ما اگر خدا ترس بودیم از ما می ترسیدند دیگران که ما چه هستیم و چه کاره هستیم ! می ترسیدند که کاری بکنند که ما بر آنها غضبناک بشیم ، چرا ؟! چون غضب ما غضب خداست اگر با خداییم اگر با خدا هستیم ...

شما در فکر این باشید که خودتان را اصلاح کنید ، مابین خودتان و خداتون عایقی ، مانعی پیدا نشود ! ما بین خودتان ( با ) انبیا و اوصیا ، خدا اصلاح می کند مابین شما و خلق را .

حالا واقع شدیم ، کار را به جایی رسوندیم ماها بزرگان ما از سقیفه ، جلوتر از سقیفه در اون حجره ، قبل از اون حجره ، کار را به جایی رساندیم که وجب به وجب دشمنیم با هم !

همه اینها را دیدند که کار ماست این کار ! حالا چرا مسلمانان با هم دشمنند ؟! تا برسد به غیر مسلمانان که دشمنی نکنند با مسلمانان ؟! چرا اینجوره ؟! همه را می بینیم کار ماست از کار ما باید توبه بکنیم ؟! توبه نباید بکنیم ؟! هر چه اصلح شد آنرا باید انتخاب کنیم ؟!

 بابا اصلح این نیست که خودمان صالح باشیم ؟!‌ حالا که این کار را کردیم توبه کنیم به باب اعلا ( درگاه خدا ) ! باید ما را نجات بدهد اوّل از شرّ خودمان و داخله ی خودمان بعدها از شر خارجی ها « أعدی عدوک نفسک الّتّی بین جنبیک » ( پیامبر اعظم : دشمن ترین دشمنانت نفسی است که درون خودت است . ) شهوات غضبات !

این غضب های بی جا شهوات بی جا همش جنود شیاطینند جنود کفّارند اینها در داخل آدم است بالاخره کار ا به اینجا رساندیم !

می دانیم دوا استغفار است ، چاره ای نیست جز اینکه استغفار کنیم و به سوی خدا برویم اگر نرفتیم موانع هم اگر رفع شود موقتاً رفع می شود ، دائماً رفع نمی شود ،‌هستند !

باید بدونیم که علاج ما اصلاح نفس است در همه مراحل و از این مستغنی نخواهیم بود و بدون این کار ما تمام نخواهد شد .

با اعتراف به اینکه عمل از خودمونه به سر ما آمده و می آید ، تا خودمون رو اصلاح نکنیم و با خدا ارتباط نداشته باشیم و با نماینده های خدا ارتباط نداشته باشیم کارمان درست نمی شود ،‌ تا رابطه ی ما با ولی امر امام زمان سلام الله علیه  قوی نشود . آیا کار ما درست می شود بدون اصلاح نفس ؟! ...

 ‌تا در عالم هستیم راشی و مرتشی ، رائش ( رشوه ده و رشوه گیر و دلال رشوه ) هست کار درست می شود کار تمام می شود ؟!‌ »

اگر چه ایشان در ادامه سخن با تأیید افشای کنفرانس جنجالی برلین بر تداوم چنین روشنگری هایی تأکید داشتند ولی تکیه ی اصلی کلامشان بر اصلاح بچه انقلابی ها و به خصوص جمع حاضر که اغلب متشکل از روحانیان سرشناس انقلابی قم بودند پیام رمز آلودی داشت !

ولی شاید برای خیلی از ما که ظاهر ماجرا را می دیدیم چنین لحنی غریب و بی ارتباط با موضوع کنفرانس برلین می نمود ولی هرچه روزگاران گذشت و درون خیلی از جمع حاضر که خود را میاندار طلاب انقلابی نیز قلمداد می کردند آشکار شد بر روشن بینی آن مرجع تمام عیار واقف تر شدیم و از اینکه ایشان در چهره ی خشت خام ما ناپیداهایی را می دید که منجر به بداخلاقی ها و قدر نشناسی های امروز شد هر چه بیشتر بر گوهر آن سفر کرده اعتقاد بیشتری پیدا کردم .

سخن ایشان درباره رشوه محدود به رفتار زشت زیر میزی برخی از اداره جات نبود بلکه ایشان منش و روش ما روحانیّت در تبلیغ که منوط به مبلغ می کنیم را نیز در ادامه ی این سخن یک نوع رشوه تلقی کردند و با ادبیات خود فهماندند که خیلی از ما به ظاهر انقلابیون نیز اگر رشوه ی کلان پیش بیاید «‌دوستانمان را تنها می گذاریم .»

آری ! پس از سال ها خون دل خوردن که حسرت روزگاران شیرین انقلابی گری و عزتمندی نظام اسلامی بغض گلوگیرمان شده بود ناگهان « معجزه ی قرن » به وقوع پیوست و فرزندی از تبار شهیدان به میدان آمد ولی از همان ابتدا عده ای از همان جمع دنباله روی رقیب مرتجع وی شده و از صف عدالتخواهان جدا شدند ، اندکی گذشت و پس از رفع بلوای فتنه 88 مدعیانی دیگر از همان جمع به دلیل ریاست طلبی ها و حسادت ها و حتّی تطمیع رقیبان دنیازده ی «دکتر احمدی نژاد » وی را آماج بدترین تهمت ها و دروغ ها کردند و همواره چهره هایی که در این سخنرانی بودند و شاید اشک هم می ریختند ولی امروز پرچمدار دروغ و تهمت شده اند  به یادم می آید و حال کلام آیت الله بهجت را خوب می فهمم که فرمود :

« ما می خواهیم اگر دلمان می خواهد خودمان به همه دروغ بگوییم ! امّا دیگران ؟ نه ! حقّ ندارند با ما دروغ بگویند ! ما ایذا بکنیم دوستانمان را امّا نه ! بدها حقّ ندارند !!! »

ولی کسانی بسان آن عجوزه ی ابله که بافته ی خود را مجدد به نخ مبدل کرد ، ‌ثمره ی مجاهدت های چندین ساله ی رهبری و مومنان را به باد توپ خانه ی برخاسته از غضب و شهوت خود گرفتند و مصداق این سخنان حکیمانه ی آن سفر کرده شدند که فرمود :‌

« چاره ای نیست جز اینکه استغفار کنیم و به سوی خدا برویم اگر نرفتیم موانع هم اگر رفع شود موقتاً رفع می شود ، دائماً رفع نمی شود ،‌هستند ! »

آری ! آنهایی که نه تأکید رهبری را به گوش گرفتند و نه دشمن خزیده به گوشه ای را دیدند و فقط وفقط قبیله و هوس و غضب شیطانی مرادانشان را امام خود قرار دادند امروز به فلج مغزی ای گرفتار شده اند که بازگشت رأس فتنه با تمام یاران داخلی وخارجی اش را نمی بینند و با فریاد تهمت های دروغ بر رئیس جمهور و یارانش مسیر بازگشت موانع گذشته را هموار می کنند و ...

اين بينش كاملاً منطبق با بينش امام خامنه اي مي باشد و ديگر ياران معنوي انقلاب نيز اينگونه بوده اند ، در سال 76 بعد از انتخابات دوم خرداد یکی از دوستان که از شاگردان مرحوم « آیت الله خوشوقت » می باشد گفت که به ایشان با نگرانی گفتم که :‌« چرا مردم حرف آقایان برای رأی به آقای ناطق را گوش ندادند ؟!‌» مرحوم آیت الله خوشوقت در کلامی حکیمانه علّت عدم تبعیّت مردم از برخی از خواص که رأی به اصلح خود را تکلیف کرده بودند ،‌ فرموند :‌« مگر آقایان حرف خدا را گوش دادند که مردم حرف آنان را گوش کنند ؟!‌»

آری به فرموده ی آیت الله بهجت :

« ما خودمان حاضر نیستیم خودمان را اصلاح کنیم ! اگر خودمان را اصلاح کنیم به تدریج همه بشر اصلاح می شود . »

و متأسفانه در این سال های اخیر خیلی از کسانی که خود را اصلاح نکردند ، پلیدی ها و بداخلاقی های درونی شان سر باز کرده و با دروغ های مشمئز کننده و تهمت های ظالمانه با واژه سازی رأس فتنه « جریان موهوم انحرافی » را ساخته و پرداخته کردند ، ولی این مشوش کردن فضا برای چند روز ریاست و نوشخوار بیشتر بیت المال به چه قیمیتی ؟! به قیمت بدنام شدن بی نظیرترین خدمتگزاران و مردمان صالح ، امّا چرا متدینان و کسانی که عمر خود را در مجالس اباعبدالله علیه السلام گذرانده اند گرفتار این دروغ ها و تهمت ها شده اند و ملاک و معیار ارزیابی کار دولت را دروغ های تزیین شده کرده اند ؟!‌

آیا دوستان مذهبی خود خرد کامل ندارند و آیا شده است خود برای یک بار هم شده تمام سخنان کسانی که به دروغ محور انحراف نام گرفته اند را شنیده و خود قضاوت کنند ؟!‌ چرا فضلا عوامانه  دل و دین خود را به ناگفته ها و خبرنامه ها سپرده اند ؟!

آیا تکیه بر موج سازی های اشراف درون نظام بر علیه خدمتگزاران دولت برای ما حجت شرعی است ؟! پس چرا دوستان مذهبی خود تبّین نمی کنند ؟!‌ اگر این رویه را اصلاح نکنیم بازگشت یغماگران دین و دنیای ما بعید نیست و بازگشت به دولت مهری چون احمدی نژاد دیگر افسانه می شود و سپس «توابین» این ماجرا جز انتحار راهی نخواهند داشت .

در آخر ناگفته نماند كه حضرت آيت الله بهجت - كه رضوان خدا بر او باد و روح بلندش مؤيد ما باشد . - در اين سخنان فرمودند براي برون رفت از گرفتاري ها دعاي فرج « إلهي عظم البلاء ...» زياد خوانده شود .

خوب است دوستان نيز اين دعا را هر روز هديه به روح پر فتوح آيت الله بهجت كنند تا إن شائالله تداوم دولت ولايت و رسوايي فتنه گراني كه لباس خودي پوشيده اند را شاهد باشيم .

فاعتبروا یا اولوالأبصار

مسعود شفیعی کیا

92/2/28

( سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی )

رجب المرجب 1434

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 و ساعت 10:17 |

بسم ربّ الشهداء


 

 

چرا «حزب پایداری» ادعای اصلحیّت «جلیلی» را انکار کرد ؟! /


« اکبر رفسنجانی » مستحق رد صلاحیّت یا « مشائی » ؟!



امتحانات نوبه ای مردم و نخبگان ، نشانه ی پویایی انقلاب اسلامی و حساسیت برهه ای است که در آن قرار داریم ! که با چنین نگاهی ، تعبیر « پیچ تاریخی جهان » که به فرموده ی رهبری مسئولیّت اصلی آن بر دوش ملّت ایران می باشد نیز بهتر فهمیده می شود ، بنابر این در این فرصت بررسی بخشی از فضای انتخاباتی که بی ارتباط با این پیچ تاریخی نیست ، سودمند می باشد .

 

چرا جبهه پایداری اصلح بودن جلیلی را منکر شد ؟!

همانطور که پیش بینی می شد جبهه پایداری علیرغم ادعای پایداری بر اصول و پایبندی برسیاست اسلامی اخلاق مدارانه ، بر پایه ی پارپاگاندا و فریب افکار در انتخابات ریاست جمهوری وارد صحنه شد.

 دعوت هم زمان جلیلی و لنکرانی با عناوینی مختلف به گمان اینکه آقای جلیلی قصد ورود به انتخابات را ندارد و با این شگرد ناشیانه می توانند آراء جلیلی را نیز جلب کنند نمونه ای از این سیاست بازی است ..

به عنوان مطلع از رویکرد جبهه ی پایداری به خصوص اتاق فرماندهی آن در قم از همان روزهای نخست هرکس هم از من می پرسید خبر از سرمایه گزاری  جبهه پایداری روی آقای « لنکرانی » می دادم ،‌ چراکه  جلیلی هرگز گزینه ی آنان نخواهد بود.

استدلال این حزب به خصوص حلقه ی قم آن این است که آقای جلیلی اهل آمدن به محضر آیت الله مصباح نبوده و هیچگاه مانند آقای لنکرانی اهل خاکساری و دست بوسی نبوده است ، اگر چه در دعو و منش حضرت آیت الله مصباح هیچگاه چنین روحیاتی نیست و ایشان ذره ای به دنبال مرید و مراد بازی و حلقه ایجاد کردن برای خود نبوده ، ولی همواره افرادی که دور ایشان حلقه زده و از کنار ایشان جایگاهی کسب کرده اند این فضا را ایجاد می کنند .

بنابر این جلیلی هیچگاه گزینه پایداری ها نبوده است اگر چه نیامدن وی محضر آیت الله مصباح و عدم همگرایی وی با حلقه پایداری به معنای مستقل بودن ایشان نیز نمی باشد.

دیگر استدلال حلقه پایداری برای عدم گزینش جلیلی گه واقع بینانه تر به نظر می رسد ، این است که ایشان عقبه ی جلیلی را  « آیت الله مهدوی کنی » و جریانی از اصول گرایی می دانند که انتهایش به آقای « قالیباف » ختم می شود و رأی جلیلی در انتخابات 84 به قالیباف نیز دلیلی بر این ادعاست  ، و همین دلایل منجر به این شده است که این حزب آقای باقری لنکرانی عضو ستاد «علی لاریجانی» در سال 84 را گزینه ی خود کند !

البته ناگفته ای که یکی از شاگردان محترم آیت الله مصباح گفته است گویای خاستگاه این رویکرد می باشد . « آیت الله فیاضی » از اساتید برجسته موسسه امام خمینی اخیراً گفته اند حتّی وقتی لنکرانی به آیت الله مصباح گفته است که برای دعوت از جلیلی به نزد وی رفته ولی وی نپذیرفته آیت الله مصباح صریحاً گفته است : « شما اصلاً نباید از جلیلی دعوت می کردید چرا که خود شما اصلح هستید . » .

البته اینجا یک تعارض جالبی نیز پیش می آید ، برخی از دوستان علّت انحراف دولت دهم و احمدی نژاد و یارانش را مستند به تصریح اشخاصی مانند آیت الله مصباح می کنند والبته همین دوستان نیز وقتی آیت الله مصباح و حزب همراه ایشان جلیلی را اصلح نمی دانند از آن سر باز می زنند .

 به این دوستان باید گفت : اگر شما برایتان آقای مصباح اینقدر حجت بوده است که سرباز خسته گی ناپذیر ولایت « دکتر احمدی نژاد » و یارانش را منحرف می دانید و دولتی  را که حضرت آقا در آخرین هفته دولت فرمودند « تا امروز شعارهای انقلاب را کاملاً برجسته کرده است . » را زمین خورده تلقی می کنید ، چگونه است سخن اقای مصباح در اصلح نبودن جلیلی و اصلحیّت لنکرانی را حجت نمی دانید ؟!

به هر صورت این دعواها همه به نفع رأس فتنه است ، چراکه وی با تمام قوای خود حاضر شده است و بنابر شواهد بسیاری کمک مستکبران جهانی و اعراب مرتجع نیز برای شعله ور کردن فتنه ای گسترده را پشتیبان خود دارد..

و چه بخواهید و یا نخواهید تنها مقابله کننده با این فتنه احمدی نژادی است که امام خامنه ای خواستار تداوم مزّیت های آن شده است ، بنابر این شکستن رأی نامزد احمدی نژاد تقویت آرا نامزد فتنه و بالا بردن قدرت چانه زنی آن جریان فتنه گر است .

مشکل با « مشائی » ؛ «اختلاف سلیقه وعقیده»  ،

ولی مشکل « رفسنجانی » همراهی با براندازان نظام :

مطالبه ی پردامنه ی امام خامنه ای در « اصلی نکردن فرعی ها » و بلعکس در این مرحله بیشتر ظهور می یابد . و اکنون که با در معرض انتخاب قرار گرفتن « مشائی »  و « هاشمی رفسنجانی » ، به طور کلّی صف بندی های انتخاباتی دگرگون شده است این امتحان بیشتر خودنمایی می کند .

پافشاری جریانی از بدنه ی عدالتخواهی بر وجود جریان موهوم « انحرافی » و فرصت طلبی جریان های سیاسی از این واژه سازی رأس فتنه برای حذف نامزد دولت به عنوان رقیب اصلی خود ، گویای زماندبندی دقیق نفوذی های فتنه در این چند سال بر علیه دولت عدالت می باشد .

بلند شدن فریادهایی خطاب به شورای محترم نگهبان و حتّی گشوده شدن زبان تهدید برخی از مقامات نظامی برای رد صلاحیّت آقای مشائی و در کنار این موج سازی ها ، محرز اعلام شدن تأیید صلاحیت آقای رفسنجانی ، گویای تکرارلغزش دانسته یا ندانسته نخبگان در تشخیص اولویّت ها می باشد .

این در صورتی است که وقتی موج سازی ها بر علیه جریان موهوم انحرافی به اوج خود رسید و هجمه وسیعی به جناب مشائی به عنوان محور این جریان شکل گرفت رهبری معظم انقلاب اسلامی در جمع فرماندهان سپاه به عنوان نهادی که بیشترین درگیری با این موضوع را دارند ، فرمودند :

« مراقب باشیم دستگاه‌هاى انقلاب سرشان گرمِ کارهاى غیرمفید و احیاناً مضر در این حرکت پیشرونده نشود، که یکى از اینها، همین مسئله‌ى اختلافات است، که من اگر روى اینها تکیه میکنم، به خاطر این است. یک وقت هست که یک جریانى در مقابل انقلاب مى‌آید قد علم میکند به قصد کوبیدن انقلاب، خب، وظیفه‌ى هر کسى است که دفاع کند. انقلاب از خودش دفاع میکند، مثل هر موجود زنده‌ى دیگرى. انقلابى که نتواند در دوران فتنه، در دوران ایجاد کودتاهاى گوناگون ـ سیاسى و نظامى و امثال اینها ـ از خودش دفاع کند، زنده نیست. این انقلاب زنده است؛ لذا از خودش دفاع میکند، غالب هم میشود، پیروز هم میشود، برو برگرد هم ندارد؛ کمااینکه در سال 88 دیدید این کار اتفاق افتاد. یک وقت این است قضیه، یک وقت نه، قضیه، قضیه‌ى ایستادگى در مقابل یک حرکت براندازانه و اینچنین نیست؛ اختلاف نظر، اختلاف سلیقه، اختلاف عقیده احیاناً است. اینها را بایستى هرچه ممکن است فرو کاست. اینجور چیزها را هرچه ممکن است باید کم کرد. مشتعل کردن این اختلاف نظرها مضر است.

 یک مسئله این است که اگر یک کسى یک حرف غلطى زد، آیا کسى باید به او جواب بدهد یا نه؟ خب، بله معلوم است. جواب دادن به حرف غلط، شیوه‌ى خودش را دارد، راه خودش را دارد، کار خاص خودش است. یک وقت هست که حالا که کسى یک حرف غلطى زد، ما بیائیم مثلاً صدجا این حرف غلط را تابلو کنیم، شعار کنیم که آقا، فلانى این حرف غلط را زد، تا همه بدانند. این است که اشتباه است، خطاست. من با حرکت روشنگرانه از سوى هر کسى، از سوى هر نهادى، هیچ مخالفتى ندارم، بلکه علاقه‌مندم و معتقدم به مسئله‌ى تبیین. یعنى اصلاً جزو راهبردهاى اساسى کار ما از اول، مسئله‌ى تبیین بوده است. تبیین لازم است؛ اما این معنایش این نیست که ما به اختلافات درونى، هى دامن بزنیم. مراقب باشید. این را همه باید مراقب باشند؛ بخصوص سپاه. سپاه مراقب باشد. در جریانهاى سیاسى، در جریانهاى گوناگون فکرى و سلیقه‌اى مطلقاً مشتعل کردن فضا مناسب نیست. حالا شماها الحمدلله همه‌تان بصیرید، آگاهید، لابد از جریانات خبر دارید و الان همین اوضاعى را که توی کشور هست، مى‌بینید که متأسفانه این علیه آن، آن علیه این؛ و دستگاه‌هاى خارجى چه خوشحالى‌اى میکنند؛ تحلیل میگذارند رویش: بله، بینشان اختلاف افتاد، نابود شدند، از بین رفتند(!) آرزوهاى خودشان را هى مرتباً تکرار میکنند. خب، پیداست که این مسئله نقطه‌ى ضعف ماست. نباید بگذاریم این نقطه ضعف ادامه پیدا کند یا افزایش پیدا کند. اینها را باید توجه داشت. حرکت، حرکت متین، مستدل و مستند باشد. اگر کسانى اختلاف‌نظرهائى دارند، با استدلال بیان کنند.  »

( دیدار امام خامنه ای با پاسداران 90/4/13 )


وقتی ما می بینیم که آقای رفسنجانی به عنوان حامی فتنه که هنوز هم در سخنانش از تحقق وعده هایش در نامه بی سلام به رهبری و پافشاری بر مطالباتش در نمازجعه 88/4/26 می گوید و قصد آمدنش را تغییر « رویه های » رهبری و نظام دانسته است و هنوز بر همراهی با فتنه گران تفاخر می کند ، آیا کسی که با شعار « سازش » به میدان آمده و آتش بس یک طرفه با رژیم صهیونیستی اعلام می کند و سیاست عزتمندانه ی خارجی را بر نمی تابد صلاحیّتش احراز می شود ؟!

آیا رفسنجانی  مسئله ی اصلی می باشد یا آقای مشائی که بر فرض چند سخن نادرست و غلط داشته است ولی مشائی در پرونده اش هیچگاه مقابله با نظام نبوده و تاکنون تهمت هایی که زده شد را کسی ثابت نکرده است .

اگر چه ملاک ما قانون و فصل الخطاب نظر شورای نگهبان است ولی باید ببینیم چه کسانی از بزرگنمایی موضوع مشائی در این سال ها و به خصوص در شرایط حساس کنونی سود می برند ؟!

برخی از نشریات انگلیسی به دروغ در روزهای اخیر نوشته اند که مشائی در « فیس بوک » نوشته است که می خواهد قانون اساسی را تغییر دهد و روحانیت را از کارهای اجرائی کنار بگذارد.

در صورتی که وی صفحه ای در فیس بوک ندارد ولی برخی سایت هایی که توسط بودجه و وقت برخی از سازمان های نظامی اداره می شوند ، بلافاصله این دروغ را نشر گسترده می دهند به خیال اینکه روی نظر اعضای محترم شورای نگهیان اثر بگذارند !!!

حال آیا هاشمی رفسنجانی مستحق رد صلاحیّت می باشد یا رحیم اسفندیار مشائی ؟!  چرا بیگانگان با نفوذی های داخلی دست به دست هم داده اند که مسئله ی فرعی مشائی اصلی و مسئله ی اصلی هاشمی فرعی شود ؟!

مسعود شفیعی کیا

92/2/25

( سال حماسه اقتصادی و حماسه سیاسی )

رجب المرجب 1434

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 و ساعت 14:8 |

بسم ربّ الشهداء

 

 

رمز پیروزی حزب الله لبنان ؛


رمز پیروزی جبهه ولایت در انتخابات یازدهم !

 


 

رجحان «همگرایی حداقلی استراتژیک» بر«همگرایی اعتقادی»

 

آنچه در واقعیت های تعاملات سیاسی به چشم می خورد و تجربه ی سیاسی انقلاب اسلامی نیز آنرا تأیید می کند ؛ ضرورت توجه به « همگرایی حداقلی استراتژک » نیروهای انقلاب و حتّی ارجح دانستن آن بر « همگرایی اعتقادی » در خیلی از اوقات می باشد ، و اینگونه است که وحدت در صفوف نیروهای معتقد به انقلاب اسلامی تضمین می شود.

چرا که اگر بنای همگرایی و ائتلاف را بخواهیم تطابق اعتقادی تمام افراد یک مجموعه بدانیم هیچگاه نباید به فکر هدایت و مدیریت جمعی بیشتر از انگشتان دست بود.

« همگرایی حداقلی استراتژیک» رمز پیروزی حزب الله لبنان :

برای اینکه این واقعیت بهتر فهمیده شود توجه دوستان را به رمز موفقیت « حزب الله لبنان » معطوف می دارم .

حزب الله به عنوان حزبی برخاسته از اقلیّت جمعیتی شیعیان لبنان که با دشمنان داخلی وخارجی بی شماری مواجه بود و حتّی در میان شیعیان لبنان مثل حزب « أمل » نیز مخالفانی داشت برای تثبیت موقعیت خود و برای تقویت مقاومت به همین همگرایی استراتژیک روی آورد.

و اگر کمی درباره تاریخ مقاومت در لبنان مطالعه داشته باشید خواهید دید که حزب الله لبنان که منفور دولت و بخشی از مسیحیان و اهل سنت و حتّی عده ای از شیعیان بود با رویکرد همگرایی استراتژیک بر اساس مشترکات حداقلی به ابتکار مجاهد نستوه « سید حسن نصرالله » و بنابر بلند نظری « امام خامنه ای  » از دشمنان دیروز - که حتّی در برهه ای نزاعشان به جنگ خانگی نیز کشید - دوستان استراتژک ساخت.

( « میشل عون » و « نبیه برّی » همراه با « سیّد حسن نصرالله » )


به صورتی که اکنون جریان مسیحی « ژنرال میشل عون » و جریان شیعه « أمل » به محوریت « نبیه برّی » که روزگاری سر جنگ با حزب الله را داشتند با این بلند نظری به متحدان سرسخت حزب الله تبدیل شده اند.

البته حذف جریانی ستیزه جو که فقط به دنبال « همگرایی اعتقادی » بودند به محوریّت « شیخ صبحی طفیلی » از بدنه ی حزب الله نخستین گام رسیدن به این جایگاه بود.

چنانچه با حاکمیت تفکر « همگرایی حداقلی استراتژیک »  بر حزب الله لبنان ، شاهدیم که همگرایی حزب الله بنابر حداقل های اعتقادی منجر به وحدت شیعیّان فقاهتی حزب الله با شیعیان أمل که اغلب مقیّد به آداب و به خصوص مقیّد به ظواهر اسلامی نیستند شده است ، که این وحدت برکات زیادی تاکنون داشته است .

« تولرانس » و « پلورالیسم » نتیجه « مکتب لیبرالیسم »‌ ؛

 «‌همگرایی حداقلی استراتژیک» محصول « مکتب اسلام »‌:

اگر چه « همگرایی اعتقادی » مطلوب ترین شکل ائتلاف با دیگران است ولی واقعیت های پیش رو و عقل و تجربه و حتّی شرع در نبود همگرایی اعتقادی ما را به « همگرایی حداقلی استراتژیک » دعوت می کنند ، که از این قبیل است پناهندگی خیلی از مسلمانان به پادشاه حبشه به دستور پیامبر اعظم صل الله علیه و آله .

 و شاید بتوان گفت از جهتی همگرایی کاملاً اعتقادی محال می باشد ، چرا که در روایات آمده : « اگر ابوذر از آنچه که در دل سلمان می گذرد خبر داشت همانا وی را کافر می دانست. » این دو صحابه بزرگ پیامبر که حتّی بنابر سنخیت هایی که با هم داشتند به دستور پیامبر عقد اخوت باهم بستند ،  وقتی نمی توانند همگرایی کاملاً اعتقادی داشته باشند دیگرحال و روز ما مومنان عادی معلوم است .

البته این سخن هیچگاه به معنای تصدیق « تولرانس » و « پلورالیسم » نیست چراکه این واژه ها در پارادایم «مکتب  لیبرالیسم» تعریف می شوند و اصلاً در فضای اسلامی جایگاه ندارند چرا که ما نمی گوییم برای همگرایی باید دست از اعتقادات بشوییم بلکه اشتراک نظر در حداقل ها مد نظر می باشد.

« همگرایی حداقلی استراتژیک » دلیل حمایت ما از « اسد » :

 بنابر این اگر سید حسن نصرالله هم مثل خیلی از ما حزب اللهی های ایران می خواست رویکرد همگرایی اعتقادی را فقط دنبال کند مانند دیگر احزاب قبیله ای منقرض شده و حال به جای اینکه مقاومت معادلات منطقه را ترسیم کند اشغال کشورهای زیاد و تسلط صهیونیست بر منطقه را شاهد بودیم . 

همین نوع همگرایی نیز انگیزه حمایت ما از « بشّار اسد » بوده است ، در صورتی که همگرایی ما با بشّار ریشه ی کاملاً اعتقادی ندارد ، شاید در حداقل ها اعتقادات یکسان باشد ولی در روش و منش هیچگاه ما با دولت سکولار اسد همگرایی نداریم که این از ظواهر ایشان و کارگزارانش بارز است ، ولی مشترکات ما در حمایت از مقاومت و مردم گرایی حکومت وی با استقبال از اصلاحات مردم سالارانه ، این ائتلاف را شکل داده است .

 الگوی بلند نظری حزب الله لبنان ، راه برون رفت از چالش با دولت دکتر احمدی نژاد :

ولی متأسفانه رویکرد بسته برخی ، خیلی وقت مانع این همگرایی در داخل شده است که نمونه ی آن تقابل پرهزینه ی بخشی از بدنه عدالتخواهی در مواجهه با رئیس جمهور « دکتر احمدی نژاد» بوده است .

که به دلیل برخی از « اختلاف سلیقه ها و یا احیاناً اختلاف عقیده ها » در جنگ بی امان ما با مستکبران ناگهان شاهد بودیم عده ای از خواص و عوام عصبانی با رفتاری غیر حلیمانه توپخانه را به دولت زخم خورده از فتنه 88 گرفته و از دشمن بیدار و رأس فتنه که تمام این دعوا ها و واژه سازی ها چون « جریان موهوم انحرافی » را وی  برای همین اختلاف با کمک نفوذی هایش در جبهه عدالتخواهی ساز کرده بود مواجه شدیم .

و یورش غیر منصفانه به فرمانده ی مقابله با جنگ بی امان مستکبران داخلی وخارجی را شاهدیم .

 فقدان حداقل ها در جریان آقای رفسنجانی برای « همگرایی حداقلی استراتژیک »‌: 

حال که رأس فتنه به کمک عواملش معاش مردم را مختل کرده و شکیبایی مردم را نشانه گرفته تا به فرموده ی رهبری « مردم را از مقاومت خسته کنند . » باز شاهد به توپخانه بستن دولت و نامزد مورد حمایت آن هستیم  ، بر فرض اگر تمام اشکالات را هم قبول کنیم ولی با توجه به رویکرد کلّی دولت که به تصریح رهبری تاکنون تقابل با استکبار بوده است و در داخل نیز تنها رقیب جریان هزار دستان نامزد فتنه می باشد ، آیا چنین حمله هایی نشانه ی پایین بودن سطح فهم ما نسبت به حزب الله لبنان نمی باشد ؟!

اگر تفکر برخی از ما در لبنان حاکم بود سید حسن نصر الله و یارانش باید به جرم جذب حداکثری بارها توسط عمارپندارها مؤاخده می شدند .

پس باید رویه ها تغییر کند و همگرایی بر اساس حداقل ها باید جای خود را به مرز بندی های مخرب بدهد و اگر ما نتوانستیم با جریان مدعی اصلاحات و مدعی اصول گرایی و در یک کلمه جریان هاشمی رفسنجانی این همگرایی را پیدا کنیم چون در حداقل ها هم ما اشتراک نظری با ایشان و دشمنان مقاومت و دوستان ائتلاف با تمدن غرب و حامیان مرتجعان عرب نداریم .

شاید ما هم مثل برخی از دوستان تفاوت سلیقه با برخی از اقدامات دولت داشته باشیم ولی اگر به فرموده ی رهبری « مسائل را جبهه ای ببینیم » هیچگاه به خبط و لغزشهای برخی از عمار پندارها و موسسات خاص گرفتار نمی شویم و مثلاً در انتخابات دوقطبی در پیش روی ، خطر بازگشت جریان فتنه را دست کم نمی گیریم و فرعی ها را اصلی نکرده و خطرهای اصلی را نادیده نمی گیریم و این را بدانیم که تنها کسانی که در صف نامزدها توان و جرأت مقابله با جریان مرتجع فتنه را دارند جریان سرباز دلاور ولایت دکتر احمدی نژاد می باشد .

یاعلی !

مسعود شفیعی کیا

92/2/23

( سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی )

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 و ساعت 18:52 |

بسم ربّ الشهداء

(متن مصاحبه ی ایران در 92/2/11 .)


هاشمی رفسنجانی برای شکست آمده نه پیروزی/


طرح تکمیل پروژه ی ناتمام موسوی !



به نظر شما انگیزه آقای هاشمی برای کاندیداتوری مجدد در انتخابات ریاست جمهوری چیست؟ به خصوص که ایشان دوبار در سال های 84 و 88 از حامیان احمدی نژاد شکست خورده است.

سوال بسیار مهمی است. به نظر من آقای هاشمی رفسنجانی و تیم همراه ایشان از فهم و درک بالایی برخوردار هستند و به خوبی می دانند که رئیس مجمع تشخیص نمی تواند منتخب ملت ایران در خرداد 92 باشد. پس انگیزه ایشان از حضور چیست؟ شاید عجیب به نظر آید اما به نظر من آقای هاشمی رفسنجانی اساسا برای پیروزی در انتخابات وارد صحنه نمی شود. من معتقدم آقای هاشمی برای شکست خوردن در انتخابات و تکمیل کار نا تمام میرحسین موسوی وارد میدان خواهد شد. ببینید مسئله اجماع برای آقای هاشمی بسیار مهم است. امروز جریان اصولگرایی در کنار اصلاح طلبان در نفی دولت احمدی نژاد مدیریت آقای هاشمی را پذیرفته است. اجماع عظیم چپ و راست در سال 92 علیه احمدی نژاد قابل قیاس با سال های 84 و 88 نیست. این وضعیت فرصتی بزرگ برای هاشمی است. به نظر من آقای هاشمی می کوشد تا خود را به عنوان نماد روحانیت معرفی کند و پس از شکست این نماد در برابر کسانی که منحرف نامیده شده اند، راه نا تمام میرحسین موسوی دوباره پی گرفته می شود. با این تفاوت که به جای موسوی این بار شخصیتی روحانی، حائز سابقه ریاست بر مجلس خبرگان رهبری و مورد اجماع تمام گروه های سیاسی وارد میدان خواهد شد.

به نظر بنده آقای هاشمی رفسنجانی با معرفی حسن روحانی - با آن کارنامه بد در شورای امنیت ملی و عقب نشینی های ذلت بار در مواجهه با غرب - پالس بسیار خطرناکی را ارسال کرد. جالب آنکه صدا و سیما هم می کوشد از روحانی چهره انقلابی به نمایش بگذارد. آقای هاشمی اخیرا هم گفته است که ما با اسرائیل سر جنگ نداریم. این جمله بسیار قابل تامل است. مخصوصا زمانی که عبارت "ما تل آویو و حیفا را با خاک یکسان می کنیم" رهبر معظم انقلاب در نوروز امسال را به یاد آوریم. به نظرم زمینه های یک فتنه فراگیر در حال آماده شدن است و البته شاید ابعاد تهدیدات علیه انقلاب اسلامی به قدری وسیع باشد که مفهومی فراتر از فتنه برای توصیف آن نیاز باشد.

اشاره کردید به اینکه همه گروه های سیاسی در دشمنی با احمدی نژاد به نقطه مشترکی با آقای هاشمی رسیده اند...

همینطور است. منتهی به تجربه ثابت شده که هرچه اجماع علیه احمدی نژاد گسترده تر و طراحی ها پیچیده تر شده ضربه ملت هم ظریف تر و البته کوبنده تر شده است. طراحی های سال 88 از سال 84 پیچیده تر بود و دشمنان احمدی نژاد نیز بسیار پرتعداد تر از گذشته. در مقابل واکنش ملت نیز اثر گذار تر و سهمگین تر بود.

سال 84 وقتی ملت اجماع علیه احمدی نژاد را شکست، پایبندی دکتر احمدی نژاد به گفتمان انقلاب و امام و پافشاری بر عدالت آنقدر برجسته شد، که رهبر معظم انقلاب فرمودند محبوبیت این دولت در 100 سال گذشته بی نظیر است. سال 88 نیز این محبوبیت به اوج رسید. ملت، دوبار فرزند خود را از محاصره احزاب و گروه های سیاسی خارج کرده و اجماعشان را شکسته است. من معتقدم در 24 خرداد 92 نیز همین خواهد شد. منتهی این آخرین باری است که ملت اجماع علیه فرزندانش را می شکند و دیگر چنین شرایطی تکرار نخواهد شد.

آقای هاشمی به لحاظ گفتمانی هم این روزها بسیار عجیب عمل می کند. چند ماه پیش در سایت آقای هاشمی این مطلب آمده بود که ایشان معتقد هستند، همانطور که نسخ در قرآن داریم، برای مدیریت جامعه می توان در احکام قرآن و اسلام قائل به نسخ شد! ایشان عقیده دارند با احکامی که 1400 سال پیش تدوین شده است نمی توان کشور را مدیریت کرد. ولی توجه نمی کند نسخی که در موارد معدودی در آیات قرآن صورت پذیرفته است، از جنس وحی است. حتی ائمه اطهار (س) چنین امتیازی را برای خود قائل نیستند. در چنین شرایطی سخنان شهریور ماه رهبر معظم انقلاب در دیدار با هیئت دولت که فرمودند دولت نهم و دهم گفتمان انقلاب را احیا کردند و مسیر حرکت کشور را به ریل اصلی بر گرداندند، بسیار حائز اهمیت می شود.

خب آقای هاشمی محور حوادث سال 88 بود. ایشان نامه معروف بدون سلام و السلام را نوشت که معنایش روشن بود. بعد هم خطبه های نماز جمعه و ... آقای هاشمی چطور بعد از فتنه احیا شد؟
بعد از فتنه سال 88 و اوج گیری احساسات مردم علیه فتنه گران، زمزمه های کناره گیری آقای هاشمی رفسنجانی شنیده شد که البته به نظر من توسط خود ایشان کوک شد. اما سوال این است که چه اتفاقی افتاد که ایشان با گذشت کمتر از 3 سال صحنه گردان اصلی تحولات سیاسی کشور شده است؟

مهم ترین علت، جدایی بخشی از نخبگان سوم تیر از احمدی نژاد بود. گرچه برخی ها احتمالا با نیت خیر به مقابله با گفتمان عدالت پرداختند، ولی در عمل با اصلی کردن مسائل فرعی و دامن زدن به جریان موهوم انحرافی عملا بر خلاف توصیه صریح رهبری مبنی بر عدم و معارضه با دولت، جبهه "نه به احمدی نژاد" را دوباره زنده کرده و حتی ابعاد آن را توسعه دادند. نکته تلخ و البته معنادار اجماع سوم علیه احمدی نژاد این است که این بار تعداد قابل توجهی از سوم تیری ها نیز در درون جبهه "نه به احمدی نژاد" مشاهده می شوند.

گرچه امثال آقای هاشمی رفسنجانی در فتنه سال 88 عملکرد بسیار نامطلوبی داشتند و نقش محوری بر عهده شان بود اما پیشنهاد می کنم ایشان باز هم در صحنه انتخابات حضور پیدا کنند تا یکبار برای همیشه ملت با انتخاب آگاهانه و شجاعانه خود تکلیف وضعیت فعلی را روشن کنند. این روزها همه به آقای هاشمی توصیه می کنند، نیاید. همه اصولگرایان و تقریبا بخش عمده ای از اصلاح طلبان مخالف حضور آقای هاشمی هستند. اما به نظرم احمدی نژادی ها تنها گروهی هستند که از همه دعوت می کنند بیایند. چون به خودشان و ملت اطمینان دارند. من امیدوارم آقای هاشمی رفسنجانی جرئت به خرج دهد و وارد صحنه انتخابات شد.

صدا و سیما که در سال 88 مورد بغض آقای هاشمی بود نیز به نظر می رسد این روزها به جبهه "نه به احمدی نژاد" پیوسته است...
متاسفانه این روزها صدا و سیما مجری اصلی سیاست "مهندسی انتخابات" است. تطهیر چهره هایی که در فتنه سال 88 جزو حامیان و ساکتین فتنه محسوب می شدند و برجسته کردن اصلاح طلبان به عنوان یک جریان اصیل سیاسی از استراتژی های اصلی صدا و سیما است.

اگر فرصت ها برابر باشد و صدا و سیما همانطور که به حامیان و ساکتین فتنه فرصت می دهد، به رئیس جمهور قانونی ملت نیز اجازه بیان دستاوردهای سیاسی و اجرایی دولت را بدهد فضا متفاوت خواهد شد. صدا وسیما به جای اتهام زنی به دولت، باید به شعور و حافظه تاریخی ملت احترام بگذارد. ملت هیچ وقت سخنان آقای هاشمی در نمازجمعه منتهی به انتخابات سال 76 از یادشان نخواهد رفت که با علم اقبال جامعه به خاتمی، خودش را قهرمان به قدرت رسیدن خاتمی نشان داد و گفت که مراقب باشید در انتخابات تقلب نشود. حزب کارگزاران از درون دولت آقای هاشمی بوجود آمد و حزب مشارکت هم از دل دولت خاتمی. حافظه تاریخی ملت به خوبی نظر رهبر معظم انقلاب در دیدار با هیئت دولت خاتمی را به یاد دارند که فرمودند من در زمان آقای هاشمی هم گفتم، این زمانی که می خواهید برای کارهای حزبی بگذارید برای مردم بگذارید و من با این قبیل کارها مخالف هستم. در چنین شرایطی انتساب دروغ هزینه انتخاباتی از کیسه بیت المال به دولت جای تعجب دارد.

چرا این روزها برخی ها اصرار دارند برای شورای محترم نگهبان نسخه بپیچند؟
رهبر معظم انقلاب به مردم اعتماد بالایی دارند، ولی مدعیان ولایت مداری چنین اعتقادی به ملت ندارند. جریاناتی که به قول خودشان درباره جریان موهوم انحرافی کلی روشنگری و بصیرت افزایی کرده اند، نباید از حضور این جریان ترسی داشته باشند. مدعیان ولایت باید این تناقض را حل کنند. بعد از این همه روشنگری و بصیرت افشانی در جامعه چر از حضور حامیان گفتمان دولت اینقدر در هراسند؟
جالب آنکه مدعیان ولایت مداری با آن همه ادعا در تبعیت از ولی فقیه وقتی به قول خودشان به جریان انحرافی می رسند، نسخه عدم صلاحیت می پیچند ولی وقتی به راس و حامیان و صحنه گردانان اصلی فتنه 88، می رسند از آنان به عنوان استوانه های نظام و نیروهای اصیل و برادران انقلابی یاد می کنند.( در هر صورت نظر شورای نگهبان فصل الخطاب است . )


 

هاشمي رفسنجاني در اين انتخابات با چه كسي سر جنگ دارد ؟!‌

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 و ساعت 19:31 |

بسم ربّ الشهداء

 

 

تلاش حلقه های دشمن برای بدرقه ی بد « دکتر احمدی نژاد »!‌


( انهدام نمادهای مقاومت سرآغاز فتنه بزرگ منطقه )


ضرورت دید جبهه ای به منطقه و کشور :

اگر کسی کمترین آشنایی با شرایط استراتژیک منطقه داشته باشد ، هیچگاه نقطه ای به مسائل نمی نگرد بلکه تمام منطقه و نقش آفرینان آن را به صورت جبهه ای واحد می بیند که اکنون مشخصاً دو جبهه « مقاومت » و « استکبار » رو در روی هم قرار گرفته اند.

همانطور که رهبری بصیرت افزای ما فرمودند :

« به چشم یک جبهه به آنها ( دشمنان ) نگاه کنید. یک جبهه‌ى به‌هم‌پیوسته‌اى وجود دارد در مقابله‌ى با انقلاب اسلامى، که یک انقلاب معنوى و دینى و فرهنگى و اعتقادى است. وقتى به چشم یک جبهه‌ى به‌هم‌پیوسته به اینها نگاه کردید، خیلى از کارهاى اینها معناى واقعى خودش را نشان میدهد. این مسئله، وظیفه‌ى دانشجو یا تشکلهاى دانشجوئى را مشخص میکند...  مثلاً در جبهه‌ى جنگ مرزى با عراق - که هشت سال جنگ داشتیم - یک جا اگر چنانچه توپخانه‌ى دشمن کار کند، معنایش این نیست که دشمن با اینجاى بالخصوص کار دارد؛ این معنایش این است که این یک حرکتى است که دشمن دارد اینجا انجام میدهد، احتمالاً براى اینکه شما حواستان به اینجا منعطف شود، او به یک جاى دیگر حمله کند...  اگر چنانچه به مجموعه‌ى دشمن به چشم یک جبهه‌ى مستمرى که وظائف را تقسیم کردند، نگاه کنیم، آن وقت احساس مسئولیت ما در هر قضیه‌اى شکل تازه‌اى به خودش میگیرد. »

( 90/5/19 - دیدار امام خامنه ای با دانشجویان )

اگر جبهه ای به دشمن نگاه کنیم هیچگاه در حلقه ای از تحولات اطرافمان توقف نمی کنیم مثلا کشتار شیعیان پاکستان یا هتک حرمت تأسف آمیزاصحاب پیامبر و ائمه اطهار (‌صلوات الله علیهم ) را حلقه ای از زنجیره ی اقدامات پیچیده ی دشمن صهیونیست می بینیم که در این صورت دشمن با تکیه بر احساسات ما که در جای خود با ارزش است نمی تواند افکار عمومی را منحرف کند.

 « اصلی کردن فرعی ها » وجه مشترک تکفیری ها : 

اصلی کردن فرعی ها همانی است که عمله های استعمار و جوانان بازی خورده ی وهابیت انگلیسی هم امروز در سوریه دنبال می کنند و به فتوای مفتی های مفت عقلشان دروازه ی بهشت را در انهدام نظام اسد می دانند .

نقطه ای نگریستن منجر شده که تکفیری های برانداز اسد نیز مانند خیلی از تکفیری های داخلی مسائل فرعی چون ظواهر دینی نظام سوریه را دست آویز حماقت خود قرار دهند ، ‌آری همیشه  ظاهر نگری بلای خانمان سوز امّت بوده است .

وقتی شراره های فتنه در سوریه بالا گرفت با توجه به پشتیبانی رسانه ای رسانه های فتنه سبز از ایشان و مردم خوانده شدن آنها توسط امثال آقای رفسنجانی می شد فهمید که این فتنه ارکان مقاومت و نماد های‌آنرا نشانه گرفته است که اتش کشیده شدن پرچم جمهوری اسلامی ایران و تصاویر « سید حسن نصرالله و دکتر احمدی نژاد و بشار اسد » توسط تکفیری های سوریه سندی بر این ماجرا شد.

تحولات لبنان و فشارهای فتنه گران 14 مارس بر دولت لبنان برای ممانعت از حمایت از حزب الله که منجر به سقوط دولت « میقاتی » شد و شکل گیری هسته های تکفیری « احمد اسیر » در صیدا و تکفیری های « ترابلس لبنان » و هم زمان با شروع فتنه در سوریه ، ‌بالا گرفتن تهمت انحرافی و « فراماسونری » به دولت مکتبی دکتر احمدی نژاد ، همه حلقه های تکمیل فتنه ای بزرگ در منطقه است ، که در آستانه ی انتخابات و در صف کشی های نامزدها برای زیر سوال بردن تمام مزیّت های دولت شاهد تکمیل شدن حلقه آخر این فتنه هستیم .

( استقبال مردم مصر از دکتر احمدی نژاد )

« احمدی نژاد » نماد مقاومت و مراحل براندازی آن :

با نظر بر جبهه ی دشمن در منطقه که متأسفانه گستره ی نفوذش را در کشورهای بیدار شده عمیق تر کرده و جنگ احزابی دیگر را در سوریه شکل داده است ، انتخابات ایران محور تعیین کننده آن است .

بنابر این برای تخریب نماد و نقطه ی ثقل مقاومت در این برهه چند مرحله دنبال شد :

1- « انحرافی » انگاری رئیس جمهور و دولتی که به تصریح رهبری معظم انقلاب اسلامی « ارزش های انقلاب را کاملاً برجسته کرده است . » برای از بین بردن نفوذ اجتماعیش .

2- فشارهای اقتصادی به کمک حلقه های اقتصادی احزاب داخلی در بازار بر مردم برای پشیمان کردن آنان از اقبال به گزینه های انقلابی .

3- استفاده از صحنه ی انتخابات برای سیاهنمایی تمام دستاوردهای دولت نهم و دهم و به خصوص سیاست خارجه ی آن در « استکبارستیزی » و نفی سلطه ی « صهیونیست » ، که امروز صف طویل نامزدها آنرا دنبال می کنند مثل برائت اکثر آنها از انکار « هولوکاست » !

( استقبال مردم  اروميه از رئيس جمهور 15 ارديبهشت 92 )

4- یکی دیگر از حلقه های دشمنان برای نابودی نماد مقاومت در ایران بدرقه ی بد و وانمود به شکست دولت عدالت است که باز هم صدا وسیما و رسانه های ارگانی و یکی از نامزدهای جنجالی آنرا بیشتر دنبال می کنند و به دنبال حاشیه سازی از سفرهای استانی ایشان هستند ، چنانچه دروغ درگیری با رئیس جمهور در سایت شهرداری تهران بلافاصله در شبکه العربیه منعکس شد و شما خود قضاوت کنید تحلیل مردم دلداده ی احمدی نژاد در منطقه را .

و اضافه کنید به آن فیلمبرداری دستوری صدا وسیما قبل از شروع مراسمات استقبال سفرهای استانی از جاهای خالی برای القای عدم استقبال از رئیس جمهور و ...

بدرقه ی بد از دیدگاه جهانی معنای اعتراض ایرانیان به نماد مقاومت خواهد داشت که دشمنان را بدون دردسر موفق به القای خسته شدن مردم از انقلابی گری می کند.

آنچه که هر عقل سلیمی می فهمد این است که در صحنه ی جنگ و کارزار نرم با دشمنان و در شرایط خاصی که جمهوری اسلامی دارد ،‌حمایت از خط مقدم و فرمانده ی اصلی آن در این نبرد نابرابر و نفس گیر لازم است و کوچکترین کوتاهی در این امر خیانت به حساب آمده و پیشروی دشمن را دنبال دارد.

ولی ما در این چند سال شاهدیم که هر مقدار دشمنان بیرونی فشارها را بیشتر کردند در داخل تهمت زنی ها و مخالف خوانی ها و سنگ اندازی های مجلس و بخش خصوصی و ... بیشتر شد ،‌ این همگرایی با دشمنان چه معنایی دارد ؟!

آیا کسانی که این واضح ترین شرط حفظ امنیّـت ملّی را نمی دانند می توانند سکاندار ریاست قوه مجریه باشند ؟!‌

اشتراک نامزدها در تخریب سیاست مقاومتی « احمدی نژاد » ؛ آب در آسیاب  دشمن :

نفی « مقاومت » در شعارهای انتخاباتی نامزدها  دشمن شکست خورده از محور مقاومت را برای هدف قرار دادن نقاطی در دمشق که خود مدعی اند مواضع ایران است گستاخ کرده است چنانچه دیروز کاروان شهید «‌شاطری » را مورد اصابت قرار داد و حال نیز کوه قاسیون دمشق را.


( همراهان رئیس جمهور همراه با شهید شاطری

در مرز فلسطین اشغالی یادبود شهدای جنگ 33 روزه "مارون الرأس" )

( همراهان رئیس جمهور بر مزار شهید شاطری )

شاید از معدود اعضای موسسه ای که در جنگ تحمیلی دستی نداشتند و حال پرچمدار مبارزه با جریان موهوم انحرافی شده اند و کمتر با مسائل استراتژیک سروکار دارند توقع کلان نگری و دوراندیشی نتوان داشت ، چرا که در ظرفیت اندیشه ی آنان رئیس جمهور انداره ی مسئول تدارکات موسسه ای است نه مدیر کشوری قدرتمند که معادلات جهانی را تغییر می دهد  .

ولی دوستانی که از جنگ و سمت فرماندهی آن ارتزاق می کنند و کسانی که مطالعات استراتژیک داشته و جریان شناسی می کنند و با جمع آوری مقالاتِ مثلاً فلان آقای روشنفکر و بازی با الفاظی چون « سنت گرایی » به دنبال سنجاق کردن مطالبی بی ارتباط با هم هستند تا اثبات کنند که جریان انحرافی مخوف است ،‌ چرا این روزها به بررسی حلقه های دشمن و صهیونیست برای مقابله با محور مقاومت درست نمی پردازند ؟!‌

این در صورتی است که حضرت امام خامنه ای در دیدار 19 دی سال گذشته با مردم قم که اتفاقاً جمعی که متخصص برخورد با جریان انحرافی هستند نیز حضور داشتند ضرورت دیده بانی دشمن را گوشزد کردند و فرمودند :

« یک نقطه‌ى مهم - براى شما جوانان عزیز قمى عرض میکنم - در این حرکت این است که انسان با هوشیارى و زیرکى، حرکتهاى دشمن را تفرّس کند، زیر نظر بگیرد و هدفهاى دشمن را کشف کند؛ این خیلى مهم است...اگر حواستان پرت شد، غافل شدید، تمرکز را از دست دادید، به چیز دیگرى سرگرم شدید، نتوانستید پیش‌بینى کنید که او چه کار میخواهد بکند، حتماً ضربه میخورید. دشمن که نخوابیده؛ او بیدار است... اینکه ما این همه عرض میکنیم، توصیه میکنیم، تأکید میکنیم، هم به مسئولین، هم به مردم، که خودتان را به مسائل فرعىسرگرم نکنید، براى خاطر این است. اینکه به مطبوعات، به رسانه‌ها، به روزنامه‌ها، به پایگاه‌هاى اینترنتى که امروز رواج پیدا کرده است، هى سفارش میکنیم که از وارد کردن حرفها و مطالب نادرست - که ذهن مردم را مشغول میکند - به فضاى ذهنى مردم پرهیز کنید، به خاطر این است. .. امروز آنچه بنده تشخیص میدهم - که بررسى حرکات دشمن نشان میدهد - این است: با اینکه ما حدود پنج ماه به انتخابات داریم، ذهن دشمن متوجه انتخابات ماست. انتخاباتى که در خرداد آینده در پیش داریم، از نظر ما مهم است، از نظر دشمن هم مهم است؛ حواسش به آن انتخابات است . »

(19/10/91 - دیدار امام خامنه ای با مردم قم )

چرا همه نامزدها و حتّی نامزد پایداری ها به جای تحلیل درست شرایط ملتهب منطقه تشخص خود را به نفی نماد مقاومت « دکتر احمدی نژاد » می بینند ؟! می گویند انحراف وجود دارد خوب حال اگر بر فرض قبول کنیم که انحرافی هم هست ،‌مگر حمایت ما از اسد به دلیل هم عقیدگی کامل ما با اوست ؟! چرا درک مفاهیم استراتژیک را نمی کنند ؟! حال رئیس جمهور کشوری که در قلب استراتژیک جهان و منطقه قرار دارد می تواند اینقدراز ماجرا پرت باشد و فقط بگوید هرچه استاد بگوید ؟! و متأسفانه مواضعی اتخاذ می کنند که دشمن خزیده در لاک دفاعی را به حمله جسور کرده است که این خیانتی نابخشودنی است و هر موشک و بمبی که بر سر مظلومان غزه و لبنان و سوریه بریزد ایشان باید پاسخگو باشند .

ولی  ملّت مقتدر و بلند اندیش به یاری خدا و عنایت امام زمان علیه السلام همانطورکه رهبری مقتدر تأکید کردند به دنبال انتخاب رئیس جمهوری با تمام مزیّت های دکتراحمدی نژاد ،‌ - «مقاوم »‌، « كاري »‌، « درد مردم را بفهمد » ، « مدير و مدبّر‌»‌،‌ « مردمی »‌،‌ «‌ساده زی » ‌و «‌ انقلابی و ارزشی »‌ - حماسه ی سیاسی خود را تکمیل و حلقه های دشمن را یکی پس از دیگری از هم می درد.

إن شاءالله

مسعود شفیعی کیا

92/2/16

(سال حماسه سیاسی و حماسه ی اقتصادی )

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 19:13 |

بسم ربّ الشهداء

 


 

( دیده بانی فتنه )


 

جغرافیای سیاسی منطقه در گرو انتخابات ایران

 


 

رئیس جمهور آینده سرنوشت منطقه را تعیین می کند . /

چراغ های سبز خطرناک به دشمنان از طرف اکثر نامزدها /

اردوگاه ضد مقاومت دست روی ماشه برای تمام شدن « احمدی نژاد »‌!/

صف نامزدها یا گروه سرود هاشمی رفسنجانی برای نفی مقاومت ؟!

 

 

همه چیز به کام دشمنان بود تا اینکه « احمدی نژاد »‌آمد !

یادمان نرفته که سران قطر به نمایندگی از آمریکا و ترکیه و جریان مقابله کننده با « بیداری اسلامی » در ابتدای فتنه سوریه به نزد رئیس جمهور دکتر « احمدی نژاد » رسیده و به نوعی چراغ سبز از ایران برای سرنگونی « اسد » را دنبال می کردند ، ولی رئیس جمهور قاطعانه دست رد بر سینه ی امیر قطر زد و از عواقب خطرناک آن برای خودش هشدار داد و سران قطر نیز بی درنگ به کاخ سفید رفته و این تشر منجر به اتخاذ رویکردی محتاطانه و پنهان تر در قبال اسد شد.

باز هم یادآوری کنیم سخنان بوش در آخرین روزهای ریاست جمهوری اش را که  آشفته از علّت شکست طرح « خاورمیانه جدید » می گفت و صریحاً در قاب رسانه ها که چندبار نیز در صدا وسیما منعکس شد می گفت :‌ » همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه احمدی نژاد آمد !‌»‌

بله ! همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه احمدی نژاد‌آمد و همه چیز برای دشمن خوب تمام می شود تا اینکه احمدی نژاد و تفکرش برود.

به تأکید رهبری معظم انقلاب اسلامی - که متأسفانه عمارباشی* ها نمی گذارند این سخنان ولایت شنیده شود - ایشان یکی از مزِیّت های دولت نهم و دهم را گسترش نفوذ ایران دانسته و فرمودند :

« امروز در عرصه‌‌ى سیاست خارجى، ثقل و وزنه‌‌ى کشور با چند سال قبل تفاوت دارد؛ ما در مسائل، تأثیرگذاریم؛ اینها مهم است. در حوادثى هم که پیش آمده، ما تأثیرگذار بوده‌‌ایم - که آن، داستان جداگانه‌‌اى دارد - به نظر ما آن هم خیلى مهم است. »

( 91/6/2 - دیدار امام خامنه ای با دولت )

 رئیس جمهور آینده تعیین کننده سرنوشت منطقه /

اردوکشی در شامات و عراق  برای جنگ جهانی : 

صف بندی جدّی دشمن آن هم در‌آستانه ی پایان دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد گویای دست روی ماشه داشتن و لحظه شماری آنان برای بازگشت ایران به سال 84 می باشد .

تدارک بیش از یک ساله ی مانور « الأسد المتأهب » ( شیر ‌آماده ی حمله ) در اردن با همکاری شانزده کشور غربی ، عربی که با توجه به تدارک بیش از یک ساله و نوع صف آرائی آن بیشتر شبیه اردوکشی ،‌ جنگی تمام عیار می باشد تا یک مانور و با سفر اخیر «عبدالله اردنی» به واشنگتن و دیدارش با « اوباما» که با دروغ مقابله با سلاح شیمیایی اجرای آن با همکاری یگان های کماندویی رژیم صهیونیستی با فرماندهی مشترک اردنی آمریکایی نهایی شده است و هم زمان سخن از احتمال حمله به سوریه .

 مانور ارتش رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی « جولان » سوریه و تجمع نظامی در « مزارع شبعا » ی جنوب لبنان و ارسال سلاح های پیشرفته ی جدید به رژیم اسرائیل هم زمان با سفر « چاک هگل » به سرزمین های اشغالی و پیام گستاخانه وزیر جنگ آمریکا به جمهوری اسلامی که تجهیز رژیم جعلی را برای جنگ با ایران دانسته بود.

همه گویای اردوکشی جهانی استکبار در منطقه برای اطمینان از تغییرات در ایران می باشد.


چرا نامزدهای مدعی اصول گرا نگران انکار « هولوکاست » هستند ؟!‌/

چراغ سبزهایی که از برخی نامزدهای مدعی اصولگرایی به دشمنان رسید:

حال چه شده است که مستکبران اینقدر جلو آمده اند و آمریکا و غربی که تا چند ماه قبل ایران را مانع می دانستند خود را برای جنگ جهانی همه جانبه در مرز استراتژیک ما آماده می کنند ؟!!!

 واضح است ، متأسفانه نامزدهای مدعی اصول گرایی پا را از همکاران مدعی اصلاحات خود فراتر گذاشته اند و با جماعت ائتلافی خود سرود ضعف و عقب نشینی را بر خلاف تأکید رهبری معظم انقلاب اسلامی سر می دهند.

از طرفی شهردار تهران با سخنان تمسخرآمیز با طعنه به رئیس جمهور نهیب می زند که « طرح هولوکاست چه فایده ای داشت ؟! » و دیگر متحد وی آقای « حداد عادل » می گوید :‌« موافق آن نبودم که احمدی نژاد اصل هولوکاست را انکار کند چرا که این مسأله بهانه ای به دست صهیونیست ها داد تا یک جنجال جهانی علیه ما ساماندهی کنند ما از انکار هولوکاست سودی نبرده ایم (‌!!!‌)‌» ( ایران 92/2/11 )

وقتی آقای « متکی » وزیر خارجه دولت نهم بود مثل خیلی از موارد دیگر بدون هماهنگی با رئیس جمهور رئیس مجلس را مدعو کنفرانس امنیتی « مونیخ » کرد و همانجا نیز اتفاقاً مدعو ایرانی ، هولوکاست را قضیه ای تاریخی دانست که به سیاستمداران حتّی رئیس جمهور ایران ربطی ندارد (!!!)‌  

حال هولوکاست چه موضوعیتی دارد که تمام نامزدها می خواهند از انکار آن تبری بجویند ؟!

کدام کاندیداها، نسخه «سازش با استکبار» می‌پیچند؟ + جدول اظهارات

 

صف نامزدها یا گروه سرود هاشمی رفسنجانی؟! /

ادبیات مشترک نامزدهای مطرح با گفتمان هاشمی رفسنجانی :

اگر پیشینه ی این آقایان را نمی دانستیم می شد احتمال بدهیم که رضایت صهیونیست ها برای پیروزی ایشان کارساز است ولی به هر حال بازخورد این سخنان نسنجیده و مرعوبانه پیش رَوی دشمنان را به دنبال داشته است .

بنابراین ، علّت تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی بر تداوم مزّیت های  رئیس جمهور  و پافشاری حضرت آقا بر « مقاوم بودن » و « نترس » بودن رئیس جمهور آینده نشانه ی اهمیّت این ماجراست ولی مدعیان اصول گرایی فاقد این شاخصه ی اصلی هستند.

تکرار ادبیات آقای « اکبر رفسنجانی » در صف طویل نامزدها شائبه ی مدیریت خیل نامزدها توسط ایشان را تقویت می کند.

مثلاً تکیه کلام آقای رفسنجانی در سال های گذشته این بوده است ؛‌ که « ما می توانیم طوری رفتار کنیم که تحریم ها را با این وضع نداشته باشیم . »‌ تکرار دقیق همین کلمات و متهم کردن سیاست خارجه ی دولت نهم و دهم در سخنان مردان دیپلماتیک هاشمی رفسنجانی «‌دکتر ولایتی » و یا « حسن روحانی » و حتی «‌حسن ابوترابی » گویای هماهنگی گفتمانی جماعت نامزدهایی است که احساس تکلیف کرده اند .

خواست رهبری تداوم گفتمان شجاعانه ی « احمدی نژاد »‌ /

صف نامزدها  و یا صف مخالف خوان ها با سیاست مقاومتی رهبری :

ولی این مواضع نه تنها مخالفت با رویه دولت نهم و دهم می باشد بلکه فراتر از اینها اردوکشی نخبه های سیاسی را می ماند برای فشار بر رهبری ،‌ چراکه سیاست خارجه ی دولت نهم و دهم کاملاً مورد تأییید وخواست رهبری بوده است چنانچه اخیراً ایشان فرمودند :

« هر وقتى که ما یک احساس ضعفى بکنیم، دشمنان سوگندخورده‌ى ما روحیه میگیرند ... خوشبختانه کشور در ادبیاتِ برخورد با دنیاى زورگوى مستکبر و غربى هم پیشرفتهاى خوبى داشته است. امروز مسئولین کشور ما در پشت میز مذاکرات گوناگون، در تریبونهاى گوناگون، وقتى حرف میزنند، حرفهاى پخته، جامع، جالب و درست زده میشود. یکى از بخشهاى درگیرى و میدانها و عرصه‌هاى پیکار، عرصه‌ى حرف‌زدن‌هاى بین‌المللى است.»

( دیدار امام خامنه ای با نخبگان خراسان شمالی مهر 91 )

حال چگونه است کسانی که سال ها خود را همراه رهبری نشان داده اند این رویکرد استکبارستیزی را هم صدا با اکبر رفسنجانی و دشمنان خارجی زیر سوال می برند ؟!

گویا صف بندی های انتخاباتی بیشتر مقاومت نظام و رهبری و مردم را نشانه گرفته است تا رسیدن به ریاست جمهوری را !!!

حضرت امام خامنه ای فرموده اند :

« دشمن میخواهد این محاسبه را بر ذهن شما تحمیل کند؛ میخواهد من و شما به این نتیجه برسیم که صلاح نیست در مقابل آمریکا، در مقابل استکبار، در مقابل دستگاه‌هاى سیاسىِ تابع کارتلهاى گوناگون اقتصادى، خیلى هم بایستیم و خیلى هم مقاومت کنیم؛ از بعضى از حرفها باید دست بکشیم؛ کمااینکه گفتند دیگر. در یک برهه‌اى کسانى گفتند آقا ول کنید قضیه‌ى اسرائیل را، ول کنید قضیه‌ى فلسطین را، ول کنید قضیه‌ى عدالت در سطح جهانى و حمایت از ملتهاى عدالت‌خواه را، رها کنید این حرفها را؛ چه کار دارید؟ به خودتان بچسبید. این همان تغییر محاسبات است. دشمن این را میخواهد. در مقابل این، افسر جنگ نرم باید مقاومت کند. »

( 91/5/16 - دیدار امام خامنه ای با دانشجویان )

حال تعجب نمی کنیم که چرا خاتمی که خود دنبال کننده ی به رسمیت شناختن دولت جعلی اسرائیل در دولتش بود ، امروز  نمی خواهد بیاید چراکه می بیند همانی که وی می خواسته است را حال صف طویلی از به ظاهر موجهین علنی می گویند و بر کسی پوشیده نیست که عقب نشینی در مقابل صهیونیست ها تقویت آنان را به دنبال خواهد داشت .

تصاویر دکتر احمدی نژاد در مرز فلسطین اشغالی


ضرورت تداوم روحیه مقاومت دولت نهم و دهم در دولت یازدهم :

وقتی دکتر احمدی نژاد به سفر تاریخی و فراموش نشدنی خویش به لبنان رفت ، مجاهد نستوه « سید حسن نصرالله » در جملاتی عاطفی پیروزی مقاومت در لبنان و غزه را به حق مدیون رویکرد دولت احمدی نژاد دانست ، واسد بارها در بحبوحه ی نفس گیر فتنه شام گفته است اگر ایران و دولتش نبود ماهم نبودیم .

حضرت امام خامنه ای در آخرین هفته دولت دهم صریحاً فرمودند :

« در این سالهائى که دولت نهم و دولت دهم بر سر کار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چیزهائى که امام به آن توصیه میکردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه کاملاً برجسته شده: مسئله‌‌ى ساده‌‌زیستى مسئولان، استکبارستیزى، افتخار به انقلابیگرى. یک دوره‌‌اى بر ما گذشت که اسم انقلاب و انقلابیگرى و اینها به انزوا افتاده بود؛ سعى میکردند به عنوان یک ارزش منفى یا ضد ارزش، از این چیزها یاد کنند؛ مقاله مینوشتند، حرف میزدند، گفته میشد. امروز خوشبختانه اینجور نیست، درست بعکس است. » (91/6/2 - دیدار امام خامنه ای با دولت دهم )

حال که کسانی با نام اصولگرایی سخن از بیهودگی مطرح کردن افسانه بودن هولوکاست و بیهودگی مقاومت دارند باید هم شاهد فشارهای بی سابقه  بر سوریه و مقاومت باشیم و دریغا اگر این افکار و رأس این جریان یعنی آقای هاشمی رفسنجانی بخواهند جانشین احمدی نژاد شوند که باید آماده ی جنگی تمام عیار باشیم و فراموش نکنیم که دشمنان در ابتدای انقلاب وقتی به ما جنگ را تحمیل کردند که دولت سازشکاران با غرب سرکار بود..

به همین دلیل حضرت امام خامنه ای مهمترین شاخصه ی رئیس جمهور را چنین برشمردند :

« داراى روحیهى مقاوم باشد. این ملت اهداف بلندى دارد، کارهاى بزرگى دارد، تسلیم نیست، کسى نمیتواند با این ملت با زبان زور حرف بزند. کسانى که در رأس قوهى اجرائى قرار میگیرند، باید کسانى باشند که در مقابل فشارهاى دشمنان مقاوم باشند؛ زود نترسند، زود از میدان خارج نشوند؛ این یکى از شرطهاى لازم است. »

( 92/2/7 - دیدار امام خامنه ای با کارگران )

زمزمه ی امدن اکبر رفسنجانی آن هم با شعار « باج دادن به غربی ها » و عقب نشینی از مواضع اصولی دولت نهم و دهم نقطه ی امیدی است که دشمنان را تا مرز تهدید جمهوری اسلامی گستاخ کرده است ، ولی ملّت به لطف خدا و عنایت مهدوی ( علیه السلام ) بار دیگر حماسه می آفرینند و این پیچ نهایی تاریخ را سربلند سپری می کنند و با حماسه ی خود شکست فاحش را در اردوگاه داخلی و خارجی دشمنان خواهیم دید ، إن شاءالله .

مسعود شفیعی کیا

92/2/11

( سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی )

جمادی الثّانی 1434

 مقابله با « شجره ی مقاومت » از سوریه تا لبنان و غزه و تا ایران !

هاشمي رفسنجاني در اين انتخابات با چه كسي سر جنگ دارد ؟!‌


*در گویش تهرانی اصیل هرگاه « باشی » پسوند کلمه ای قرار می گیرد ،‌ معنای شغل می گیرد مثل «‌آشپزباشی » ، « سقّاباشی » ، « دلاک باشی »  و از آنجا که جماعت عمار پندارها اینکار تبدیل به تعیش و شغلشان شده تعبیر « عمار باشی » برای ایشان لفظ به جایی به نظر می رسد. /

( بنابر تذكر يكي از دوستان و آنچه كه در « فرهنگ دهخدا » مي باشد « باشي » در گويش تركي دربار قاجار به معناي « سركرده» مي باشد البته با توجه به كاربردي كه  پدران ما از اين لفظ داشتند در گويش تهران قديم كلمه با پسوند باشي به معناي شغل به كار برده مي شد آگرچه كه كاربرد صحيح آن هماني است كه دوست عزيزمان و فرهنگ دهخدا آورده .)

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 9:4 |

بسم ربّ الشهداء

 

 

بیدار باش !


هاشمی رفسنجانی در این انتخابات با چه کسی سر جنگ دارد ؟!‌



اولین نکته ای که از احتمال نامزدی آقای « اکبر رفسنجانی » در ذهن خطور می کند کم اقبالی مردم به وی و احتمال شکست سنگین او می باشد که همه اینها  در جدایی دولتش از مردم و عدم احترام وی به رأی و منتخب مردم در هشت سال گذشته ریشه دارد .

ولی با توجه به زمینه چینی بیش از یک ساله ی تیم وی برای حضور پررنگ او که با ترفند بازگشت « مهدی هاشمی » و اجرای حکم «فائزه» کلید خورد می شد پیش بینی کرد که این جریان چه نیتی دارد.

برخلاف تحلیل های تحلیل سازان حرفه ای نهادهای خاص که آمدن وی را کم اهمیّت جلوه مي دهند،  ولی از ملاقات های انبوه وی در یک سال گذشته با اقشار مختلف و جلسات کاری ای که در جامعه نیز تأثیرات آن مشهود است مثل دو همایش « امنیّت غذائی » که با دبیری مسئولان ستاد انتخاباتی اش با حضور سرمایه داران انحصاری مواد غذایی صورت گرفت و گرانی های هدفمند را بعد از هر همایش  شاهد بودیم .

همه اینها نشانه جدیّت وی برای حضور در صحنه ی انتخابات می باشد ، فرقی نمی کند ، یا به احتمال زیاد حضور وی به عنوان نامزد انتخاباتی باشد و یا مانند فتنه 88 به عنوان کارگردان نامزدهای حاضر باشد ، ولی از لحن سخنان وی رویکرد ستیزه جویانه اش آشکار است .

وی به چند دلیل برای‌آمدن امیدوارتر شده است که مهمترين دليل آن رویه سیاهنمایی صدا و سیما و رسانه ها و تریبون داران اصول گرانما و مدعی اصلاحات است ،  که یک سالی هدفمند با تکیه بر اخلال بنگاههای جریان قدرت و ثروت در بازار و گرانی های ساختگی بر این طبل یأس آفرینی می کوبند و همدستی نفوذی های درون جبهه عدالت خواهی که با ایجاد شکاف و تشکیل حزبی جبهه نما بر دروغ منحرف خواندن دولت اصرار دارند را به آن اضافه کنید .

 حزب نوپایی با ادعای اینکه «‌ما سوم تیری ناب هستیم.» بی توجه به پیشنهاد ائتلاف با حامیان دولت ، بدون احترام به نظر بدنه ی عدالتخواهان با معرفی نامزدی ضعیف بر جریان مردمی عدالتخواهی اهانت روا داشته و تا حدودی خیال رأس فتنه که از بدیل قدرتمند دکتر احمدی نژاد همواره نگران است را راحت کرده اند .

مهندسان انتخاباتی احزاب و مراکزی با تکیه بر ائتلاف های چندگانه و دعوت از مدعیان اصلاحات و ساکتین فتنه ترکیب نامزدها را به گونه ای چیده اند که گویا در این میدان فقط حامیان دولت حقّ معرفی نامزد به مردم ندارند .

و حتّی صدا وسیما در تبلیغات پیش از موعد و غیر قانونی خود ، علنی از عدم حق معرفی نامزد از طرف حامیان دولت می گوید ، همه اینها اگرچه نشانه ی عمق محبوبیت دولت دهم و هراس احزاب قدرت طلب از تدوام گفتمان آن است ولی هاشمی رفسنجانی را نیز به غیبت رقیب اصلیش در این انتخابات امیدوارتر کرده است .

شاید باز سوال شود که با وجود ائتلاف هایی که مشکل مبنایی با هاشمی رفسنجانی ندارند و بلکه اغلب نامزدها مردان دیپلماتیک و سیاسی و امنینی  وی می باشند ، چرا هاشمی رفسنجانی و یارانش هنوز به دنبال ورود مستقیم به این صحنه هستند ؟!

برای این سوال چند پاسخ جدی مطرح است که دقت در‌آنها می تواند ریشه های فتنه پیچیده ی آینده را بخشکاند:

1-اکبر رفسنجانی در دیدار اخیرش از گفتگویی  با « کمیسیون تحقیق مجلس خبرگان » گفته است  ، که وی با آنها از پیش بینی این روزها گفته است ، اگرچه می توان فهمید که آن پیش بینی ها هم مثل پیش بینی های نامه ی بی ادبانه اش به رهبری در سال 88 در اصل تهدید بوده است که اگر احمدی نژاد بماند کشور به این ورطه کشیده می شود که دیگر نام آن پیش بینی نیست بلکه تهدیدی بوده است که توسط اهرم های قدرتش عملی کرده است .

و از سوی دیگر ماهیت کمیسیون تحقیق مجلس خبرگان - همانطور که خودش نیز اشاره دارد.-  تحقیق درباره ی زیرمجموعه های عملکردی رهبری می باشد ، بنابراین لحن سخن وی با این کمیسیون گویای نشانه گیری وی فراتر از رئیس جمهور می باشد .

به دنبال تأکید رهبری معظم انقلاب اسلامی در اول سال برای تداوم نقاط مثبت دکتر احمدی نژاد در دولت آینده و با توجه به اینکه هاشمی رفسنجانی تمام نقاط مثبت دکتر احمدی نژاد مانند «‌استکبار ستیزی » ،‌« عزتمندی در مقابل دشمن » ، « ساده زیستی » و « مردمی بودن » را از آن تعبیر « تندروی » و « کله شقی » می کند و با توجه به جسارت بیش از حد وی در سخنان اخیر که قائل به باج دادن به غربی ها برای لغو قطعنامه ها شده است دیگر نباید   شک کرد که وی حلقه ی واسط تکمیل « دیپلماسی فشار و مذاکره »‌ آمریکا    است .

2-هاشمی رفسنجانی در بیش ازیک سال گذشته بیداری اسلامی را « بهار عربی » می خواند و تروریست های سوریه را مردم سوریه و « اسد » را ماندنی نمی دانست و آشکارا از لزوم همگرایی ایران با  ترکیه و عربستان در مدیریت تحولات منطقه گفته است و در همین سخنان تصریح کرده است  که «‌با اسرائیل سرجنگ نداریم.» این تقابل آشکار و انحراف دیپلماتیک نشان می دهد که آقای رفسنجانی برای تغییر ساختار و تأثیر در مقاومت رهبری و مردم وارد میدان شده است .

3 - تكميل پروژه ي ناتمام « موسوي »‌:‌ اكبر رفسنجاني در این قمار سیاسی یا دولت را به چنگ می‌آورد که به نهادسازی موازی در مقابل رهبری عمیق تر از دوران هشت سال گذشته دولتش می پردازد و یا در صورت شکست مجدد که احتمالش بسیار است پروژه ی ناتمام تقلب انگاری نامزد مردودشان « میر حسین موسوی » را دنبال می کند .

رمز اصرار فتنه گران و ساکتین فتنه و بخشی از مدعیان اصول گرایی در درخواست از وی برای حضور در این برهه اتمام داستان ناتمام موسوی می باشد و به گمان اینکه با هاشمی رفسنجانی تکرار این طنز سیاسی فرجام بهتری خواهد داشت  پافشاری می کنند.

چرا که هاشمی رفسنجانی با حضور در نظام و نفوذ در نهادهای مختلف و برخورداری از یارانی سینه چاک ، مانند موسوی به راحتی مهار شدنی نیست  بلکه می تواند اپوزوسیونی قدرتمند برای نظام باشد ، و سرمایه گذاری های چندین ساله دشمنان در ایجاد اغتشاش و التهاب در کشور را کارساز کند و محتمل است دشمنان برای تکمیل این سناریو به تهدید نظامي کشور هم زمان با تحرکات داخلی نیز رو بیاورند .

بنابراین اکبر رفسنجانی فراتر از مقام ریاست جمهوری تغییر در ساختار و شکاف در حاکمیت را می خواهد دنبال کند که این هشیاری بیشتری را می طلبد.

خاتمی و هاشمی رفسنجانی بارها برای آمدن خود شرط «‌تغییر رویه ها »‌را مطرح می کنند ، مهمترین برکت دولت نهم و دهم در این بوده است که نقش و حضور رهبری را در عرصه ی مدیریتی کشور بسیار بیشتر از دولت های گذشته برجسته کرده است بنابر این اگر قرار باشد رویه ها تغییر کند فتنه گران تنها به هاشمی رفسنجانی چشم امید دارند چنانچه در سال گذشته « اندیشکده بنیاد شورای امنیت آمریکا» در گزارشی اعلام کرد :

 « واشنگتن و غرب از ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در انتخابات 92 استقبال می کنند ، هرچند او ده سال بخشی از حاکمیّت بوده ، امّا در مقابل غرب ادبیاتش انعطاف پذیر تر است . » (‌جام نیوز - 91/7/17 )

مسعود شفیعی کیا

92/2/10

( سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی )

جمادی الثانی 1434

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 6:33 |

بسم ربّ الشهداء


 

 

فارغ التحصیلان مکتب امام خامنه ای ؛

 

خواص تحلیلگرند و تقلید عوامانه از  بزرگان نمی کنند !

 




مدرسه ی « امام خامنه ای » برای « خواص » سازی از « عوام » :

اتفاقات و چالش های پیش آمده در فتنه 88 و پس از آن در شکاف و جدایی طیفی از حامیان گفتمان عدالت گویای ضعف جدّی بخشی از بدنه ی نظام در تشخیص اولویت ها و تحلیل مسائل می باشد.

رهبری بصیر انقلاب اسلامی علاوه بر نقش مدیریت وفرماندهی نظام رهبری فکری امّت را نیز به عهده دارد و برخلاف تلاش برخی از جدا شدگان از دولت هیچگاه رهبری فکری و عقبه ی تئوریک آن از رهبری سیاسی جدا نیست .

بنابر این واقعیت حضرت امام خامنه ای برای مصون سازی امّت و بدنه فعّال نظام دربرابر آفت های پیش رو و برای ممانعت از تکرار اشتباهات و خیانت های صدر اسلام به پایه ریزی فکری نیروهای نظام پرداختند و از ابتدای رهبری به ارتقاء سطح توان فکری مردم اهتمام ورزیدند .

سلسله بحث های « خواص وعوام » یکی از مهمترنی مباحثی بود که ایشان در بحبوحه ی جولان دولت تکنوکرات کارگزاران برای ایجاد رشد فهم و درک سیاسی جامعه مطرح کردند.

سخنرانی مفصل ایشان در بین رزمندگان لشگر 27 محمد رسول الله صل الله علیه و آله در خرداد سال 75 بیانگر سرفصل های مهمی در این موضوع بود.

و اگر این سرفصل ها به درستی دنبال می شد چالش های سال های اخیر که نتیجه ی لغزش برخی از خواص و تقلید بسیاری از عوام بود تکرار نمی شد.

ایشان در‌ آن سخنان مهم با تأکید بر عبرت از تاریخ صدر اسلام و پندگیری از لغزش ها و خطاهای خواص وعوام طرفدار حقّ آینه ی تاریخ را چون کلاس درسی برای همگان آموزنده دانسته و فرمودند :

« شما خودتان را در صحنه‌ای که از صدر اسلام تبیین می‌کنم، پیدا کنید... پس، باید مواظب باشید جزو عوام قرار نگیرید.

جزو عوام قرار نگرفتن، بدین معنا نیست که حتماً در پی کسب تحصیلات عالیه باشید؛ نه! گفتم که معنای عوام این نیست.

ای بسا کسانی که تحصیلات عالیه هم کرده‌اند؛ اما جزو عوامند.

ای بسا کسانی که تحصیلات دینی هم کرده‌اند؛ اما جزو عوامند.

ای بسا کسانی که فقیر یا غنی‌اند؛ اما جزو عوامند.

عوام بودن، دستِ خودِ من و شماست.

باید مواظب باشیم که به این جَرگه نپیوندیم. یعنی هر کاری می‌کنیم از روی بصیرت باشد.

هر کس که از روی بصیرت کار نمی‌کند، عوام است.

لذا، می‌بینید قرآن درباره‌ی پیغمبر می‌فرماید: «ادعوا الی‌الله علی بصیرة انا و من اتبعنی.» یعنی من و پیروانم با بصیرت عمل می‌کنیم، به دعوت می‌پردازیم و پیش می‌رویم. پس، اوّل ببینید جزو گروه عوامید یا نه.

اگر جزو گروه عوامید، به سرعت خودتان را از آن گروه خارج کنید. بکوشید قدرت تحلیل پیدا کنید؛ تشخیص دهید و به معرفت دست یابید . »

 ( لشگر 27 محمدرسول الله 75/3/20 ) 

 

همانطور که توجه کردید ، گریز از تقلید عوامانه از خواص مهمترین درسی بوده است که رهبری برای برون رفت از تحیرات این روزها داده اند .

چرا فتنه 88 از فتنه گسترده تر کوی دانشگاه 78 عمیق تر بود ؟!

عمق این دوراندیشی در بررسی حوادث مهمی که بعد به وقوع پیوست روشن می شود ، مثلاً با مقایسه دوفتنه کوی دانشگاه سال 78 و فتنه 88 ، آنهایی که میدانی با این دوفتنه  آشنا هستند تأیید می کنند که فتنه کوی دانشگاه سال 78 به دلیل دخالت نهادهای دولت مدعی اصلاحات از نظراغتشاش خیابانی به مراتب گسترده تر و از وسعت تخریب بالاتری نسبت به فتنه 88 برخوردار بوده است ، ولی چرا عمق فتنه 88  را بیشتر می دانیم ؟!

پاسخ آن واضح است از آنجا که در فتنه کوی دانشگاه با تحریک عوامل بیگانه و رسانه های داخلیشان آنکه به صحنه آمد برخی از عوام بودند و کمتر این فتنه شامل خواص شد ولی در فتنه 88 اگر چه اغتشاشات خیابانی به حد کوی دانشگاه نرسید ولی مردودی برخی از خواص آنرا بغرنج و عمیق کرد.

عملی نشدن درس رهبری در سال 75 منجر شد که ایشان در التهاب فتنه 88 بفرمایند :‌

« امتحانهائى هم در این انتخابات پیش آمد. یک امتحان، امتحان آحاد مردم بود. به نظر من مردم در این امتحان برنده شدند؛ نمره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى قبولى گرفتند. حضور عظیم مردم، یک امتحان عظیمى بود که آنها را سرافراز کرد. بسیارى از آحاد مردم، از جریانهاى سیاسى، طبق وظیفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شان عمل کردند. بعضى از خواص هم البته مردود شدند. این انتخابات بعضى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را مردود کرد . » 

( 88/5/12 - تنفیذ ریاست جمهوری)

ترک نماز جمعه توسط برخی از خواص مطرح بدون اذن ولی فقیه و انکار فتنه بودن فتنه 88 توسط برخی از مشاهیر قم و حتّی مخالفت با نامگذاری برخی از معابر قم به اسم یوم الله « 9 دی »کم ترین چالش ها بود ،  که فراتر از این هجرت و بازگشت برخی از اساتید اخلاق به مالزی و آتش تهیه ریزی آنان برای فتنه ، زنگ های خطری است که تکرار آنان بعید نیست وهمچنین شیطان انگاری دولت و خادمان آن توسط برخی از خواص مقبول دامنه ی این لغزش ها و خطیر بودن امر رهبری را برجسته می کند .

بصیرت و تحلیل را مدارک بالای حوزوی و دانشگاهی نمی آورند !

جایگاه «تحلیل سیاسی » و« بصیرت » اندیشه است و چون دیگر مقولات عقلی قابل تقلید نبوده و در چارچوب « مرید و مرادی » نمی گنجد ، و همانطور که رهبری هشیارمان متذکر شدند با مدارک علمی دانشگاهی و حوزوی نیز بصیرت حاصل نشده و شخص از عوامی گری خارج نمی شود ، تا اینکه گمان نکنیم که همیشه دانشمندان و عالمان ملاک تشخیص حقّ وباطل هستند و یا فارغ التحصیلان موسسات و مراکزی  احساس کنند که فوران بصیرت داشته و می توانند دیگران را تحلیل کنند و حتّی تهمت فراماسونری و امثال آن بزنند .

 خیر !‌ بصیرت و قدرت تحلیل راه و روش خود را دارد و با ممارست در مطالعه افراد و اشخاص ، جریان ها  و عبرت گیری مداوم از پدیده های روزمره و تاریخ و با دسترسی به اخبار درست و موثق  حاصل می شود و اگر ملاک  تقلید از بزرگان باشد لغزش ها و تلاطم های سیاسی مدام دامنگیر آحاد مردم خواهد شد.

هشدار « شهید مطهری » نسبت به خطر تقلید از بزرگان :

به فرمایش شهید بزرگوار« آیت الله مطهری » ،‌ یکی از مهمترین لغزشگاههای اندیشه از دیدگاه قرآن اطاعت بی تحقیق از بزرگان است :

« قرآن کریم ما را دعوت به استقلال فکری می کند و پیروی های کورکورانه از اکابر وشخصیت ها را موجب شقاوت ابدی می داند لهذا از زبان مردمی که از این راه گمراه می شوند نقل می کند که در قیامت می گویند :‌" پروردگارا ما بزرگان و اکابر خویش را پیروی و اطاعت کردیم و در نتیجه ما را گمراه ساختند. "‌- احزاب 67 - » ( انسان وایمان ص 57 )

متأسفانه در مسائل اخیر نیز وقتی با قدرت تحلیل که پشتوانه ی مستدلی هم دارد به حمایت از برجستگی های دولت و رئیس جمهوری محترم می پردازیم جداشدگان از دولت عدالتخواه  مهمترین اشکالی که می گیرند می گویند :‌« آیا شما از فلان بزرگ و بهمان آقا و جماعت عمارباشی ها بهتر می دانی ؟!‌» خوب مسلماً اگر ایشان در مدرسه ی ولایت نمره ی قبولی می گرفتند چنین اشتباهی نمی کردند ، چراکه حضرت آقا در ادامه ی اینکه همگان را از عوامی گري پرهیز می دهند و می خواهند همگی صاحب اندیشه و تحلیل شوند می فرمایند :‌

« عزیزان من! حرکت در راه خدا، همیشه مخالفینی دارد. از همین خواصی که گفتیم، اگر یک نفرشان بخواهد کار خوبی انجام دهد - کاری را که باید انجام دهد - ممکن است چهار نفر دیگر از خودِ خواص پیدا شوند و بگویند آقا، مگر تو بیکاری؟! مگر دیوانه‌ای؟! مگر زن و بچه نداری؟! چرا دنبال چنین کارها می‌روی؟! کمااین‌که در دوره‌ی مبارزه هم می‌گفتند. 

اما آن یک نفر باید بایستد. یکی از لوازم مجاهدتِ خواصی، این است که باید در مقابل حرفها و ملامتها ایستاد. تخطئه می‌کنند، بد می‌گویند، تهمت می‌زنند؛ مسأله‌ای نیست. »

( 75/3/20 - دیدار از لشگر 27 محمدرسول الله ) 

جریانی که با تمرد از سفارش رهبری جبهه تعارض با رئیس جمهور تشکیل دادند :

جدا شدن طیفی از حامیان رئیس جمهور به بهانه ی تشخیص برخی از خواص وبزرگانشان نمونه ای از همین ضعف در تحلیل می باشد ، چراکه رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس هشتم در پاسخ اعضاء این فراکسیون که به رویکردی که بهانه ی جدایی از دولت شده اعتراض داشتند ، فرمودند :

« من وقتی مقایسه می کنم بین آن نقطه منفی و نقاط مثبت ، می بینم که آن نقاط مثبت ترجیح پیدا می کند ، خوب نتیجه ی جمع بندی می شود این ، به نظر من باید اینجوری عمل کرد ... اما این موجب نشود که آدم این منکر را یا این نقطه ی منفی را بهانه قرار بدهد و راهش را جدا کند ، یا فرض کنید فاصله ایجاد شود ، یا تعارض کند ، یا تخریب کند ، کمااینکه بعضی ها هم همین جورند .»  

 (دیدار فراکسیون انقلاب اسلامی - عبرت های عاشورا 193 -13/9/90)

خود قضاوت کنید جریانی که برخلاف نظر صریح رهبری حزبی برای تعارض و تخریب و فاصله با دکتر احمدی نژاد تشکیل داده وخود را پایدار در مسیر عدالتخواهی می داند آیا می تواند خواست رهبری معظم انقلاب اسلامی برای تداوم قوت های رئیس جمهور با رفع ضعف های آنرا دنبال کند ؟!‌ در صورتی که در اصل شکل گیری این حزب عدم اهتمام به فرمایش رهبری آشکار است ولی در برابر ایراد منطقی مبتنی بر فرمایشات رهبری  این انحراف آشکار خود را هم به تقلید مقدس از بزرگانشان توجیه می کنند، بنابر این  همه باید به امر رهبری هرچه زودتر از عوامیگری خارج شویم .

مسعود شفیعی کیا

92/2/3

( سال حماسه سیاسی و حماسه ی اقتصادی )

جمادی الثّانی 1434

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 و ساعت 7:3 |

بسم ربّ الشهداء


 

(مهندسی انتخابات از دیدگاه رهبری )



آیا منسوبین و به ظاهر نزدیکان به رهبری اصلح هستند ؟!‌


( نظر مغایر رهبری با مهندسان قدرت درباره ی انتخابات )



مقابله با تکرار هزینه ی رهبری در دوم خرداد 76 :

بیانات آشکار رهبرمعظم انقلاب اسلامی در حرم رضوی در ابتدای سال گویای تدبیر ایشان در مقابله با مهندسی های معکوس و موازی در انتخابات است .

هشدار ایشان بر اینکه هیچ جریان و اشخاصی منعکس کننده ی نظر رهبری در این انتخابات نیستند گویای مقابله جدی با سوء استفاده کنندگان از جایگاه ایشان است .

چنانچه فرمودند :‌

« اینجور نیست که کسی بیاید نسبت بدهد که رهبری نظرش به فلان است، به بهمان نیست. اگر چنین نسبتی داده شد، این نسبت درست نیست. البته این روزها با این وسائل عجیبِ رسانه‌ایِ کنونی ــ‌ این پیامکها و امثال اینها ــ متأسفانه حرفهای گوناگون، نسبتهای گوناگون به اشخاص گوناگون، رواج دارد. »

(‌92/1/1 - حرم رضوی علیه السلام )

این لحن صریحانه می تواند برای عدم تکرار سیاسی کاری های قبل که عموماً از ناحیه مدعیان اصول گرایی دنبال شده است ، باشد .

چراکه مثلاً در دوم خرداد 76 جریانی که امروز خود را پرچمدار اصول گرایی می دانند همگی از آقای «ناطق نوری» حمایت کردند ولی به دلیل عدم محبوبیت نامزد این جریان و هزینه ی سنگین تبلیغاتی و استفاده از امکانات برخی از مراکز نظامی و دولتی برای وی این نامزد جریان مدعی اصول گرایی که خواص بی اساس وی را نامزد مورد نظر رهبری دانسته بودند شکست فاحشی خورد و فتنه سازان درون دولت دوم خرداد همراه با رسانه های بیگانه این شکست و رأی بالای رقیبش را به دروغ رأی منفی به گزینه ی رهبری تلقی کردند ، که این سوء تدبیر وبدفهمی جریان مدعی اصول گرایی منجر به هتک حرمت ولایت در ابتدای دولت پر بحران دوم خرداد شد.

حال نیز همان جریان و ارگان ها با برخورداری بیشتری چون امکانات شهرداری تهران و امثال‌آن با القا نزدیکی به رهبری و سوء استفاده از برخی از مسئولیت های اعضا ائتلاف ها بر‌آنند که همان اشتباه را با هزینه کردن از رهبری انقلاب تکرار کنند.

بی پرده گی این جریان به حدی است که رسانه های بیگانه نیز بر آن دامن می زنند ، چنانچه صدای آمریکا اخیراً گفت :

« ائتلاف 1+2 به آقای خامنه ای خیلی نزدیکند ، دو مشاور رهبری یعنی حداد و ولایتی در این ائتلافند و قالیباف نیز نزدیکترین نامزد به (آقا) مجتبی خامنه ای است . »‌

(صدای آمریکا - 92/1/29 )

متأسفانه به دنبال این شیطنت دشمن ، دوستان کم دقت و کم تجربه نیز بی توجه به هشدار اوّل سال رهبری در زمین بیگانگان بازی می کنند و همین خبط را تکرار می کنند و با تکیه بر ظواهر، تحلیل بیگانگان را دنبال می کنند که مسلماً با  شکست نامزدهای این ائتلاف می تواند ، ‌مجدداً برای رهبری هزینه ساز باشد و گذشته از‌ آن می تواند منجر به اعتماد بی خبران به کسانی که اغلب فاقد شاخص های اصلح از نظر رهبری هستند ، شود.

آیا منسوبین  و مشاورین رهبری اصلح هستند ؟!

به عنوان مثال دوستانی خویشاوندی آقای « حداد عادل » با رهبری و یا مشاور عالی بودن آقای « ولایتی » را دلیل نزدیکی ائتلاف 2+1 به رهبری می دانند .

با حفظ احترام ایشان باید بگوییم که جناب حداد عادل و یا دکتر ولایتی همینکه با جناب قالیباف که آشکارا از رفتار تکنوکراسی حمایت کرد ،‌ ائتلاف دارند نشان دهنده ی عدم پایداری بر نقاط قوت دولت های نهم و دهم است .

چرا که رهبری در صحن رضوی به وضوح با نقد اهمال کاری تکنوکرات های دولت های قبل روند پیشرفت این دولت در بحبوحه ی فشارها و تحریم ها را ستودند .

فراموش نکنیم که جناب آقای قالیباف با میانجیگری آقای حدادعادل به جایگاه شهرداری راه یافت و متأسفانه با حفظ رقابت منفی شهردار جدید با رئیس جمهورحرکت پویای دولت در کل کشور در تهران کند یا متوقف شد.


«‌ دکتر ولایتی » چهره ای ماندگار ولی مرد سیاست خارجه «هاشمی رفسنجانی» :

آقای ولایتی نیز به عنوان شخصیتی پیشکسوت و چهره ای ماندگار ولی از کارگزاران دولت تکنوکرات آقای رفسنجانی می باشد.

نکته ی مهمی که در کارنامه ی ایشان به چشم می خورد این است که ایشان در دورانی مسئولیت دستگاه وزارت امورخارجه را به عهده داشت که به دنبال سیاست خارجه ی منفعل در عرصه ی بین الملل عقبگرد آن دولت از شعارهای انقلاب محرز بود.

 ایشان زمانی سکاندار سیاست خارجه بود که فشارهای اتحادیه ی اروپا تحت عنوان «‌گفتگوهای انتقادی » تخریب روحیه ی انقلابی نظام اسلامی را دنبال می کرد و به بهانه ها یی چون استقراض و ایجاد تسهیلات مالی حتّی ما تنهایی مقاومت اسلامی در منطقه و رونق پیمان های سازشکارانه چون « پیمان اسلو » در غیبت دیپلماسی انقلاب اسلامی را با خون دل می نگریستیم .

البته نمی توان منکر فعالیّت های مثبت ایشان بود ، ولی تحقیقاً باید اعتراف کرد که  علّت به تأخیر افتادن بیداری اسلامی به سال های اخیر همین سیاست های انفعالی دولت های کارگزاران و دوم خرداد بوده است .

اگر چه خیلی نمی توان به شایعاتی که اخیراً از طرف « ویکی لیکس » و امثال آن که درباره ی مذاکرات پنهان مرد سیاست خارجه ی دولت رفسنجانی با آمریکایی ها مطرح است اعتماد کرد.

وقتي « پت اسكن » موضوع نامه نگاري با « بوش » شد :

ولی داستان نامه نگاری مسئولان « بیمارستان مسیح دانشوری » - که آقای ولایتی در رأس آن است - به « بوش » رئیس جمهور سابق آمریکا که توسط مرحوم « عبدالعزیز حکیم »  صورت گرفت و پاسخ مثبت بوش به آن نامه که در بهره برداری از نخستین دستگاه « پت اسکن » خریداری شده از آمریکا - که موضوع نامه بوده است - فاش شد ، نمایانگر رویه ی کارگزارانی ایشان در رفع و رجوع امور است که این رویه و رویکرد در سطح کلان می تواند منجر به افول شعارهای انقلاب و معارض با استقلال و عرّت کشور باشد‌، و شاید هم ریشه ی شایعات اخیر همین نوع ارتباط گیری باشد .

کروبی ؛ مشاور عالی رهبری در امور مجلس که اصلح نبود :

شاید برخی مشاور عالی رهبری بودن ایشان در امورخارجه را معیار نزدیکی وی به افکار رهبری تلقی کنند در پاسخ باید عرض کرد که این منصب ها ملاک نمی باشد چراکه کسان دیگری نیز مشاور ویژه هستند و یا بوده اند که بعضاً سنخیتی با رهبری ندارند ، مثلاً پس از پایان مجلس ششم  ، رهبری عادل انقلاب  به موجب حکمی « مهدی کروبی » را به عنوان مشاور عالی رهبری در امور مجلس منصوب کردند ، اگر چه وی از این مسئولیّت عذر‌آورد و نماند ولی اگر وی می ماند و در تمام مناسبت ها در کنار رهبری قرار می گرفت بعید نبود ظاهر بینان نسبت به وی نیز همین تحلیل غلط را داشته باشند ، با حفظ حرمت پیشکسوتان  ولی این واقعیتی انکار ناپذیر است.

عدم امکان توقف برجستگی های دولت های نهم و دهم :

به هر شکل باید توجه داشته باشیم که نقاط مثبت دولت که رهبری معظم انقلاب اسلامی در دوم شهریور سال 91* فهرستی از‌آن را برشمردند چون « ساده زیستی » ، « استکبار ستیزی » ، « افتخار به انقلابی گری »‌ ،‌ » ارتباط با مرد » درافراد این ائتلاف و ائتلاف های دیگر کمیات و حتّی نایاب است بنابر این با ظاهر نگری و ملاک قرار دادن نزدیکی فیزیکی افراد به رهبری و بیت ایشان نباید آنرا معیار اصلح دانست چراکه معیار اصلح همانی است که رهبری معزز فرمودند ، اگر چه زحمات و سایر صلاحیت های این افراد را  زیر سوال نمی بریم ولی رویکرد روبه جلوی دولت های نهم ودهم همانطور که رهبری فرمودند در دولت یازدهم  باید توسط شخصی اداره شود که برخوردار از تمام نکات مثبت رئیس جمهور همراه با آسیب شناسی ضعف ها باشد تا در این پیچ تاریخی خدای نکرده توقف و یا برگشت به عقب نداشته باشیم .

مسعود شفیعی کیا

92/1/30

( سال حماسه ی سیاسی وحماسه ی اقتصادی )

جمادی الثانی 1434



*امام خامنه ای  در آخرین هفته دولت در دیدار دولت دهم خلاصه ی  مزیّت های آنرا که نامزد اصلح هم باید حتماً‌ آنها را برخوردار باشد ، چنین تشریح کردند :

«‌ خب، در طول این چند سال در کشور کارهاى وسیع عمرانى انجام گرفته؛ بخصوص در مناطق دوردست، در بخشهاى مختلف؛ اینها واقعاً کارهاى مهمى است؛ این یک رویکرد بسیار مهمى در حرکت دولت است. از این قضیه بگیرید، تا پیشرفتهاى چشمگیرى که در زمینه‌‌ى علم و فناورى به وجود آمده. این پیشرفتهائى که در این چند سال در زمینه‌‌ى علم و فناورى صورت گرفته، خیلى قابل توجه است.

در زمینه‌‌ى ارتقاء جایگاه کشور در عرصه‌‌ى سیاست خارجى و مسائل بین‌‌المللى هم همین جور است. امروز در عرصه‌‌ى سیاست خارجى، ثقل و وزنه‌‌ى کشور با چند سال قبل تفاوت دارد؛ ما در مسائل، تأثیرگذاریم؛ اینها مهم است. در حوادثى هم که پیش آمده، ما تأثیرگذار بوده‌‌ایم - که آن، داستان جداگانه‌‌اى دارد - به نظر ما آن هم خیلى مهم است.

یک بخش دیگر از این نقاط قوّتى که به نظر من روى آن باید تکیه کرد، مسئله‌‌ى برجسته شدن ارزشهاى انقلاب است. در این سالهائى که دولت نهم و دولت دهم بر سر کار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چیزهائى که امام به آن توصیه میکردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه کاملاً برجسته شده: مسئله‌‌ى ساده‌‌زیستى مسئولان، استکبارستیزى، افتخار به انقلابیگرى. یک دوره‌‌اى بر ما گذشت که اسم انقلاب و انقلابیگرى و اینها به انزوا افتاده بود؛ سعى میکردند به عنوان یک ارزش منفى یا ضد ارزش، از این چیزها یاد کنند؛ مقاله مینوشتند، حرف میزدند، گفته میشد. امروز خوشبختانه اینجور نیست، درست بعکس است؛ گرایش عمومى مردم و مسئولان کشور به حرکت انقلابى، جهتگیرى انقلابى، ارزشهاى انقلابى و مبانى انقلاب است. این را توجه داشته باشید که یکى از عوامل گرایش مردم به دولت، همینهاست؛ یعنى مردم به این ارزشها اهمیت میدهند. مسئله‌‌ى دعوت به عدالت، مسئله‌‌ى ساده‌‌زیستى، دور بودن مسئولان از تجمل؛ اینها خیلى چیزهاى مهمى است.

تلاش دولت در جهت ارتباط با مردم، تلاش فوق‌‌العاده‌‌ى کارى که خوشبختانه در دولت مشاهده میشود؛ اینها چیزهاى خوبى است. البته توجه کنید که این تلاش فراوانى که دارید انجام میدهید، با کیفیتِ خوب و با عمل کردن به آنچه که میگوئید، همراه باشد؛ روى این تکیه کنید. البته طبیعى است که شما میخواهید آنچه را که میگوئید، بتوانید عمل کنید - در این شکى نیست - اما روى این اهتمام داشته باشید که هر آنچه به عنوان یک وعده از شما صادر میشود، مردم در موعد معین ببینند که آن وعده تحقق پیدا کرد. اگر از صد تا کارى که شما میگوئید، نودتایش را انجام بدهید، ده تایش انجام نگیرد، همین در ذهن مردم یک اختلالى ایجاد خواهد کرد. آنچه را که آدم احتمال میدهد انجام نشود، به صورت احتمال بگوید، به صورت قطع و یقین نگوید. به نظر من این چیز بسیار مهمى است.

خب، هر بیننده‌‌اى احساس میکند و مى‌‌بیند که تلاش دشمنان در مقابله‌‌ى با جمهورى اسلامى در این سالهاى اخیر، بخصوص در همین شش هفت سال گذشته و بخصوص در این دو سه سال اخیر، بیشتر شده. به نظر من دو سه عامل تأثیر دارد که ما اگر بدانیم انگیزه‌‌هاى دشمن از کجا ناشى میشود، تکلیف خود را در برنامه‌‌ریزى‌‌هامان بهتر میفهمیم. به نظر من یکى از علل این دشمنى‌‌ها، همین پیشرفتهاى شماست؛ یعنى میخواهند این پیشرفتها کند شود. جمهورى اسلامى با داعیه‌‌ى اسلام‌‌خواهى، با داعیه‌‌ى مردم‌‌سالارى اسلامى، با داعیه‌‌ى رد و نفى مستدل لیبرال دموکراسى، براى تشکیلات استکبارى دنیا یک خطرى است. هرچه شما بیشتر پیشرفت کنید، این خطر براى آنها بیشتر خواهد شد. میخواهند جلوى این را بگیرند.

عامل دوم این دشمنى‌‌ها، زنده شدن شعارهاى انقلاب است. وقتى شعارهاى انقلاب کمرنگ شود، پنهان شود، آنها طبعاً بیشتر خوششان مى‌‌آید و چهره‌‌ى همراه‌‌ترى میگیرند؛ هرچه شما شعارهاى انقلاب را پررنگ‌‌تر کنید، آنها چهره‌‌شان عبوس‌‌تر و خصمانه‌‌تر میشود؛ این چیزِ طبیعى است.

عامل دیگر، همین حوادث منطقه است؛ این بیدارى اسلامى و آنچه که در منطقه‌‌ى ما رخ داد، که حادثه‌‌ى فوق‌‌العاده مهمى است. به نظر من هنوز ابعاد عظیم این حادثه‌‌اى که در شمال آفریقا و منطقه‌‌ى اسلامى ما اتفاق افتاده، براى خیلى‌‌ها درست شناخته‌‌شده نیست؛ خیلى چیز عظیمى اتفاق افتاده. پشت این مسئله، دست قدرت الهى است.

خب، اگر چنانچه در این شرائط، یک ایرانِ بى‌‌دردسرِ بى‌‌دغدغه اینجا وجود داشته باشد، با همین شعارهائى که دارد، با همین کارهائى که دارد میکند، با همین پیشرفتى که محسوس است، از آن کشورها بیایند ببینند کارخانه‌‌ها را، دانشگاه‌‌ها را، مراکز تحقیقاتى را، وضع زندگى مردم را، بازارهاى پر از اجناس را، دولت بى‌‌دردسر را، بدیهى و طبیعى است که آنها میگویند الگوى خوب همین است. میخواهند این نشود. میخواهند این الگوشدن جمهورى اسلامى نباشد. یعنى براى جمهورى اسلامى دردسرهائى به وجود بیاورند، تا آن کشورهائى که تحولى در آنها رخ داده و وارد مرحله‌‌ى جدیدى شده‌‌اند، براى ادامه‌‌ى راه، این را الگو قرار ندهند. »‌ ( 91/6/2 - دیدار دولت دهم با امام خامنه ای )

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در جمعه سی ام فروردین 1392 و ساعت 19:33 |

بسم ربّ الشهداء

 

 

درس انتظار امام زمان در مکتب فاطمی سلام الله علیهما :




گریه سیاسی حضرت زهرا علیهاالسلام/


امام زمان مانند کعبه ! / دوری از امام منشا تمام اختلافات.

 



گریه ی سیاسی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها :

 هنگامی که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها  در مزار شهدای اُحد در کنار قبر حضرت حمزه سلام الله علیه با عزاداری و گریه سیاسی به مبارزه منفی خود با  فتنه ی سقیفه می پرداخت ، فردی به نام «محمود بن لبید» که پیام واضح شیون های حضرت صدّیقه را دریافت کرده بود نزد حضرت رفت و پرسید : «آیا برای امامت علی ( علیه السلام ) از سخنان پیامبر اکرم ( صل الله علیه و آله ) می توان دلیلی آورد ؟»

حضرت زهرا علیها السلام متعجب به ابن لبید پاسخ داد :

« عجیب است ! آیا روز غدیر خم را فراموش کرده اید ؟! شنیدم که رسول خدا فرمود :

" علی بهترین کسی است که من میان شما جانشین خود می گذارم . و او امام و جانشین بعد از من است ، و دو فرزندم ( امام حسن و امام حسین علیهما السلام ) و نه فرزند حسین ( علیه السلام ) امامانی ابرار هستند ، و اگر آنها را تبعیّت کنید آنان را هدایت کنندگانی هدایت شده می یابید ، واگر مخالفت آنها را بکنید تا روز قیامت میان شما اختلاف خواهد بود ." »

امام مثل کعبه است ، که مردم باید به طواف او بروند :

گویا ابن لبید با تصوّری که از امام علی علیه السلام این « حیدر کرّار غیر فرّار » داشت که در جنگ های دوران مبارزه کسی را یارای مقابله با وی نبود ، برایش سوال جدّی باقی مانده بود که چگونه است که امیرمؤمنان ساکت نشسته تا کسان دیگری در جایگاهش بنشینند . بنابراین ابن لبید مجدداً از حضرت زهرای مرضیه پرسید : « ای بانوی من ! پس چگونه است که علی در خانه نشسته و حقّ خود را نمی گیرد ؟! »

حضرت فاطمه ی محدثه در پاسخ ابن لبید سخنی نورانی را برای بشریت به یادگار گذاشتند که گویای منزلت و جایگاه امامت می باشد ایشان فرمودند :

« پیامبر ( صل الله علیه و آله ) فرمودند : " ( مَثَلُ الإمام مَثل الکعبة ، إذ تؤتی و لا تأتی ) امام مانند کعبه است ، چگونه که کعبه نزد مردم نمی آید بلکه این مردمند که باید به طواف او بروند ." »

این فراز حدیث نورانی ساعت ها تفکر و تعمّق می طلبد ، و به نظر حقیر اگر حکمت این کلام درست فهمیده شود ، مصیبت امتداد غیبت امام عصر علیه السلام نیز بر طرف می شود ، چراکه در واقع همه ما نشسته ایم تا امام عصر خود به دیدار ما بیاید و خود را نشان دهد و کمتر و بسیار نادر پیش آمده است که کسی جدّی به دنبال طلب استطاعت و درک محضر او و زمینه سازی ظهورش باشد .

اگر امام را کعبه بدانیم ، انتظارمان سازنده می شود :

عدم دقّت در این واقعیت انتظار ما را بی خاصیّت کرده و مفهوم پویای انتظار را به نشستن در کنج عافیت تحریف کرده .

و غالباً منظوری که اغلب ما از امر « فرج » داریم ، چون توقع بنی اسرائیل از پیامبرشان است که از وی می خواستند خود به جنگ دشمنان برود و پس از پیروزی از انها دعوت کند تا به شهر پر امان و بدون دشمن وارد شوند. و گمان می کنیم که نباید در این راه زحمتی و سختی جهاد را تحمل کنیم !

منشا این باورغلط ، این است که اغلب ما برای خود پیش از ظهور وظیفه ای برای مطالبه ی توحید وعدالت نمی بینیم ، درحالی که این سستی منافات کامل با روح انتظار مکتب اهل بیت علیهم السلام  و ماهیّت انقلاب اسلامی منبعث از آن دارد ، و به فرموده ی امام راحل و تأکید رهبری عزیزمان، زمینه سازی برای ظهور حضرت حجت الله ، هویت اصلی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی می باشد.

امام را کعبه دانستن یعنی باید خود را به حریم آن یار غائب از نظررسانده و به دورش طواف کنیم و با احرام بستن چون حج ظاهری در این حج باطنی نیزبسیاری از حلال ها را بر خود حرام کرده و عزم حرکت و گسستن از روزمره گی ها و سعی ای با تمام وجود در بین صفا ومروه ی عشق داشته باشیم ، چراکه  تا از همه ی اسباب جدا نشویم جاری شدن زمزم نجات و آن « ماء معین » میسر نمی شود.

تا در عرفات خودشناسی غیر خودی ها را ذبح نکینم و شیطان های سه گانه ی نفس و شیاطین جنی و انسانی را رمی نکنیم به محضر محبوب نمی رسیم و صدای « أنا بقیة الله » آن کعبه که نمایانگر حج مقبول ماست بلند نمی شود.

دوری از مسیر امامت ؛

منشا اختلافات و حاکمیت شهوات و آراء خودپسندانه :

حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها در ادامه به ابن لبید فرمودند :

« به خدا سوگند اگر حق را به اهلش می دادند و از امامان که از خاندان پیامبرند پیروی می کردند ، حتّی دو نفر نیز درباره ی خدا اختلاف نمی کردند .

و میراث امامت بین امامان جاری می شد و آنها یکی پس از دیگری عهده دار آن می شدند تا قائم ما ، نهمین فرزند  حسین ( علیه السلام ) قیام کند .

ولی مردم کسی را که خدا آنرا بیگانه دانسته بود مقدم دانسته و کسی را که مقدم دانسته بود به آخر انداختند.

و تا جایی پیش رفتند که ره آورد بعثت را انکار کردند و به بدعت ها روی آوردند ، آنها هوس و شهوت را برگزیدند و بر اساس رأی ونظر شخصی عمل کردند ، هلاکت و نابودی بر آنان باد . آیا نشنیدند کلام خدا را که فرمود : « و ربّک یخلق ما یشاء و یختار ما کان لهم الخیرة » قصص 68 ( پروردگارتو خلق می کند آنچه را که می خواهد و اختیار تعیین امامت به دست اوست . ) لیکن شنیدند ولی همانگونه که خداوند فرمود : « فإنّها لا تعمی الأبصار و لکن تعمی القلوب الّتی فی الصّدور » حج 46( پس همانا چشمان آنها کور نشده بلکه قلب های آنها که در سینه شان است کور شده است . )

هیهات ( سران سقیفه ) آرزوهایشان را روی زمین گسترش دادند و مرگ را فراموش کردند ، خدا نابودشان کند و در کارهایشان گمراه کند .

ای پروردگارم ! به تو پناه می آورم از این غربت و کمی یاران پس از گذشت روزگار انبوه یاران و پیروزی ها  . »

( بحارالأنوار ج 36 ص 353 - إحقاق الحقّ ج21 ص 26 )

آری ! پیامبر اعظم و مادر خلقت و امامت به درستی ریشه ی تمام اختلافات و بد اخلاقی ها میان مسلمین و حتّی میان ملّت های دیگر را در این حدیث نورانی تشریح کردند .

امامت طنین مهر و دوستی را بین مردم دلنواز می کند و با زدودن جهالت ها و خودپسندی ها و خودرأییها صفا و صلاح را در جامعه ی محبت آمیز بشری جاری می کند و عشق و همدلی را جایگزین خشونت ها و کدورت ها می کند و ...

و همانطور که حضرت طاهره ی زکیّه در خطبه ی فدکیّه فرمودند :

«فَجَعل الله إمامَتَنا أماناً للفُرقة.» خداوند امامت ما را امان و رهایی از تفرقه و اختلاف قرار داده است .

و نراه قریباً إن شاءالله .

مسعود شفیعی کیا

شهادت حضرت صدیقه ی طاهره علیهاالسلام .

1434

92/1/24

(سال حماسه ی اقتصادی وحماسه ی سیاسی )

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 و ساعت 21:2 |

بسم ربّ الشّهداء

 

اتمام حجت امام خامنه ای ؛


مزیّت های رئیس جمهور معیار تشخیص اصلح :


 

وقتی آتش اختلاف در زمین حامیان دولت عدالت‌محور شعله‌ور شد و واژه تولیدی رأس فتنه با تهمت موهوم «جریان‌انحرافی» شکل گرفت و تهمت‌های غریبی چون «فراماسونری» و «بابی‌گری» و... به دولت، به اشتباه شاخصه بصیرت تلقی شد، دلسوزان به تبعیت از ولی امرمان چون آن را منطبق با سیاست انگلیسی «اختلاف بینداز و حکومت (نابود) کن» یافتند برای مقابله با آن خود را در برابر آماج تهمت‌ها قرار دادند تا این آتش را فرونشانند.

چرا که رهبر بصیرمان در دیدار فرماندهان سپاه (13/4/90) تمام ماجرا را «اختلاف سلیقه و یا احیاناً اختلاف عقیده دانستند.» و چنین اختلافی که بین نیروهای وفادار به نظام جمهوری اسلامی است را به نفع دشمن فتنه‌ساز دانستند، ولی متاسفانه آنقدر فریادها و جنجال‌ها با دخالت نفوذی‌های فتنه در تریبون‌ها و سایت‌های مختلف بالا گرفت که صدای حامیان ولایت و دولت اسلامی با تهمت انحراف شنیده نشد و سخن صریح امام خامنه‌ای در دیدار سپاهیان که فرمودند: «مشتعل کردن این اختلاف نظرها مضر است» حتی در بین برخی مخاطبان مورد توجه قرار نگرفت.

قصد ماندن در دوران افسوسی که بد گذشت را نداریم، ولی حرکت‌های جمعی جوانان عدالتخواه در نامه نگاری‌های اخیر به خواص بر مبنای شاخص اصلح که رهبری معظم انقلاب اسلامی در حرم رضوی (علیه‌السلام) تبیین کردند، بارقه امیدی از ترمیم آنچه گذشت ایجاد کرده و فصل تازه‌ای از امتحان خواص جبهه عدالتخواهی در پیچ تاریخی جهان که بار اصلی آن بر دوش ما ایرانیان است گشوده.رهبر فرزانه انقلاب بر مبنای تیزبینی همیشگی خود در ترسیم شاخص‌های اصلح در این دور انتخابات بر استمرار مزیت‌های دولت نهم و دهم همراه با آسیب شناسی ضعف‌ها تاکید کردند. این رویکرد هوشمندانه رهبری بزرگوار در چند جهت می‌تواند تاثیرگذار باشد:

1 - تدبیر رهبری برای تقدیر از عملکردهای بی‌نظیر رئیس‌جمهور:
این تدبیر حکیمانه ، فرصت را از انتقام گیران از دولت عدالت گرفت که برخی از آن‌ها به بهانه نامزدی قصد دارند در تریبون‌ها تمام نقاط مثبت دولت را سیاهنمایی کرده وبه خیال خود تمام افتخارات دولت بی‌نظیر نهم و دهم در برجسته کردن شعارهای انقلاب را دفن کنند، همانگونه که نامزدهای فتنه در سال 88 تریبون‌های انتخاباتی را به میتینگ تهمت‌زنی به نظام و رئیس جمهور مبدل کردند.
حال با این تدبیر اگر کسانی بخواهند ملاک رهبری را در شناخت اصلح دنبال کنند چاره‌ای جز برشمردن نقاط مثبت و مزیت‌های دولت‌های نهم ودهم که رهبری در دیدار شهریور 91 با هیات دولت فهرستی افتخار‌آمیز از آن را بر شمردند، ندارند. به خصوص که ایشان در همان بیانات «مزیت‌ها را بر ضعف‌های دولت ترجیح دادند.»

بنابر این کسانی که می‌خواهند وارد صحنه انتخابات شوند اگر واقعاً معیارهای رهبری برای شناخت اصلح را دنبال می‌کنند باید مزیت‌ها و نقاط مثبت رئیس جمهور که به تصریح رهبری فهرستی طویل است را برشمارند که این علاوه بر این‌که تقدیر قدرشناسانه از رئیس جمهور را به دنبال خواهد داشت، منجربه ناامیدی براندازان سمج وی که از تمام امکانات تا لحظه آخر برای لجن مال کردن و قطع حیات این دولت استفاده کردند نیز می‌شود.

2 - ناتوانی احزاب بر تداوم نقاط مثبت دولت‌های نهم و دهم :
به تصریح رهبری یکی از مزیت‌های مهم دکتر احمدی‌نژاد عدم حزبی بودن ایشان است، با توجه به چینش انتخاباتی احزاب، امروز ما چهره‌های اغلب تکراری که در عرصه‌های نظری ومدیریتی با نقاط مثبت رئیس جمهور کاملاً در تضاد و تقابل هستند را می‌بینیم که از سال‌ها پیش فعالیت انتخاباتی خود را آغاز کرده‌اند، به همین دلیل ایشان که در صف جریان مصطلح اصولگرایی و ائتلاف‌های چندگانه آن قرار دارند نمی‌توانند نظر رهبری را برآورده کنند اگر چه رسانه‌های مراکزی خاص و صدا و سیما تریبون آن‌ها باشند.

3 - ناکارآمدی دولت‌های ائتلافی

در تداوم برجستگی‌های دولت‌های نهم و دهم :

دولت ائتلافی احزاب که مبدع آن جناب رفسنجانی است - و به تبع، برخی از بزرگان نیز آن را پیشنهاد داده‌اند - نمی‌تواند بر آورنده ملاک نامزد اصلح رهبری باشد، زیرا دولت متشکل از تجمع اشخاصی که تقریباً همگان نقطه مثبتی در دولت‌های نهم و دهم نمی‌بینند، نمی‌تواند ادامه دهنده مزیت‌های آن باشند و چگونه کسانی که خواستار بازگشت به قبل ازسال 84 هستند و حاضر نیستند حتی نقطه مثبتی از رئیس جمهور را ببینند، می‌توانند مزیت‌های ارجح آن را ادامه دهند؟! و اگر تقسیم قدرت منشأ ائتلاف باشد و بر اساس قدرت‌طلبی سرزنش شده از نظر شرع وعقل دولتی شکل بگیرد، آیا می‌توان از آن دولت انتظار تداوم خدمت‌رسانی بی‌منت دولت نهم و دهم را داشت؟!

4 - عبور از «دکتر احمدی نژاد» نشانه عدم پایداری در مسیر ولایت :
گمان پایداری بر اصول دولت عدالت با عبور از «دکتر احمدی‌نژاد» که مشخصاً جریان سیاسی «پایداری» داعیه دار آن است نیز با این ملاک آشکار رهبری ناکارآمد است، بنابر این جریان برخاسته از طیفی از حماسه‌سازان سوم تیر چنانچه خود را فقط وامدار رهبری معظم انقلاب اسلامی می‌دانند، چاره‌ای جز آشتی با احمدی‌نژاد و بازخوانی ده‌ها نقاط مثبت دولت نهم و دهم و انتخاب نامزدی نزدیک به رئیس جمهور که تا آخر با ایشان همراه بوده ندارند.

با توجه به تکرار صف بندی‌های انتخاباتی سال 84 و 88 و به میدان آمدن برخی از مسئولان امنیتی و سیاسی دولت هاشمی رفسنجانی که از ماه‌ها قبل سفرهای دوره‌ای خود را به بهانه نامزدی ریاست جمهوری با برنامه تخریب دستاوردهای دولت نهم و دهم دنبال می‌کنند و با توجه به تکرار اشتباهات صداوسیما در فتنه 88 با دعوت پیش از موعد ضرغامی از نامزدهای احتمالی احزاب و جریانات خاص و عدم دعوت نامزدهای احتمالی حامیان دولت نشانه‌هایی از مهندسی انتخابات بر خلاف نظر رهبری فرزانه نمایان شده است.به این سناریو، بازی آمدن و نیامدن آقای رفسنجانی را نیز اضافه کنید و به زمینه‌سازی چهره‌های مطرح جریان مصطلح اصولگرایی برای بازگشت چهره‌های فتنه و مدعی اصلاحات مانند خاتمی و تحرکات جدی این جریان برای بازگشت نیز توجه نمایید که همگی نمایانگر پیچیدگی این انتخابات و ائتلاف احزاب برای عملی نشدن ملاک‌های رهبری در انتخاب اصلح است.

انتخابات؛ صحنه تداوم یا انقراض عدالتخواهی و امتحان خواص جبهه عدالت :
تداوم اختلافی که عناصر فتنه آن را بین نیروهای عدالتخواه حامی دکتر احمدی‌نژاد ساخته و پرداخته کردند، می‌تواند بر پیچیدگی و فتنه‌انگیزی این انتخابات تاثیرگذار‌تر باشد.

قصد اصلی اختلاف افکنان بین دولت و طیفی از هوادارانش به بهانه موهوم «جریان انحرافی» در مرحله اول زدن دولت توسط هواداران اعتقادیش بود و طبق همان سیاست انگلیسی اختلاف بینداز و حکومت کن پس از جدا کردن این بخش از اصل خود یعنی دولت، در مرحله بعد همان جریان فتنه که با نقاب ارزشی وارد صحنه شده است موج تهمت‌ها را در آستانه انتخابات مجلس نهم روانه حامیان گفتمان سوم تیر کرد که با وقایعی که در آن انتخابات روی داد، نباید این سیاست استعمار پیر بر کسی پوشیده مانده باشد، چرا که بدنه عدالتخواه وقتی از سرمایه اجتماعی خودش - که محبوبیت بی‌نظیرشخص رئیس جمهور است - بریده شود در بازی نابرابر سیاست حذف خواهد شد. بنابراین در این پیچ تاریخی و انتخابات حساس که صحنه ی تنازع تداوم عدالت و خطر جان‌گیری رأس فتنه در آن به وضوح مشاهده می‌شود، متوقعیم دلسوزانی که اخیراً مخاطب بدنه مردمی جبهه سوم تیر شده‌اند به دور از تعلقات جبهه‌ای نقش خود را به خوبی ایفا کنند، اگرچه جبهه ناب عدالتخواهی هیچگاه پشت‌سر احزاب جبهه نما و اشخاص توقف نمی‌کند و با توسل به اهل بیت(عليهم السّلام) و مادر امام عصر حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیهما وتوکل به خدا با دنبال کردن شاخصه‌های رهبری به تکرار سوم تیر 84 و 22 خرداد 88 با تمام وجود ایمان دارد.

مسعود شفیعی کیا

92/1/21

( سال حماسه سیاسی و حماسه ی اقتصادی )

جمادی الاوّل 1434

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 و ساعت 17:15 |

بسم ربّ الشهداء


( تقدیر امام خامنه ای در حرم رصوی علیه السلام از تدبیر دکتر احمدی نژاد )

 


ناگفته هایی از توافقنامه ی تهران 1389

 

و شهادت دکتر شهریاری !



تولید سوخت 20 درصد ؛ تدبیر پیش دستانه و هوشمندانه ی «‌دکتر احمدی نژاد »/


وقتی که تدبیر«احمدی نژاد، صالحی و شهید شهریاری »؛ دشمن را به عقب راند!/


 

تقدیر امام خامنه ای از تدبیر پیش دستانه ی دکتر احمدی نژاد

در تولید سوخت 20 درصد :

رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان پر اشاره و مهم خود در حرم ثامن الحجج ( علیه السلام ) در نوروز 92 فرمودند :

« در مقابل فعالیت دشمن، کشور نباید در حال انفعال به سر ببرد. هوشمندانه باید نقشه‌ی دشمن را حدس زد و تشخیص داد و جلوتر از دشمن عمل کرد. ما در یک مواردی اینجوری عمل کردیم، موفقیتش را دیدیم؛ یک نمونه، همین مسئله‌ی تأمین سوخت بیست درصدِ مورد نیاز نیروگاه تحقیقاتی تهران است که رادیو‌داروهای مهمِ مورد نیاز کشور در آنجا تولید میشود. این  نیروگاه کوچک احتیاج داشت به سوخت بیست درصد، که ما بیست درصد را تولید نمیکردیم و همیشه این را از خارج تهیه میکردیم. دشمنان ما فکر کردند که از این فرصت استفاده کنند، این نیاز ملی را گرو بگیرند، برای اینکه جمهوری اسلامی را وادار کنند به قبول تحمیلها و تحکمهای خودشان؛ خواسته‌های خودشان را به این وسیله تحمیل کنند. جوانان ما، دانشمندان ما، قبل از آنکه کار به نقطه‌ی فشار و حساس برسد، توانستند سوخت غنی شده‌ی بیست درصد را تهیه کنند و آن سوخت را تبدیل کنند به صفحه‌ی مورد نیازی که در آن نیروگاه لازم بود تهیه شود. مخالفین ما حدس هم نمی زدند که ما بتوانیم این کار را انجام دهیم؛ اما مسئولین کشور بوقت متوجه این نیاز شدند، دست‌به‌کار شدند؛ استعداد ایرانی شکوفا شد، بُروز کرد و این کار را با موفقیت انجام دادیم. آنها در حالی که انتظار داشتند جمهوری اسلامی ملتمسانه از آنها سوخت بیست‌درصد را درخواست کند، جمهوری اسلامی اعلام کرد که ما سوخت بیست‌در‌صد را در داخل تهیه کردیم و احتیاجی به شما نداریم. اگر دانشمندان ما، مردان علمی ما، جوانان ما این کار را نمیکردند، ما امروز باید با اصرار، با التماس، با هزینه‌ی زیاد، در مقابل کسانی که دوست ما نیستند، میرفتیم؛ یا سوخت بیست‌درصد را درخواست میکردیم، یا رادیوداروها و محصول را درخواست میکردیم. مسئولین کشور پیش‌بینی کردند، به وقت فهمیدند؛ آنچه را که باید انجام دهند، انجام دادند؛ لذا پیروز شدیم. این باید یک برنامه‌ای باشد برای همه‌ی مسائل اساسی کشور و همه‌ی نیازهای کشور. »

 ( امام خامنه ای حرم رضوی 92/1/1 )

یکی از مهمترین امتیازات دولت نهم و دهم روند مذاکرات هسته ای آن است که بر خلاف رویه ی تحقیر‌آمیز دولت های گذشته ، اکنون مذاکره کنندگان همواره با تکیه بر توانایی های دانشمندانمان ، سیاست تهاجمی خود را با پیشروی گام به گام پیش می برند ،‌ ولی متأسفانه رسانه ی ملّی و رسانه های داخلی با پوششی ضعیف و غالباً با انعکاس اخبار مد نظر دشمنان ،‌ بزرگی کار مذاکره کنندگان را هیچگاه نشان نداده اند و البته از صدا و سیمایی که توافق ننگین سعد آباد در تعلیق غنی سازی اورانیوم را به عنوان پیروزی دیپلماسی نمایش داد نیز نباید بیش از این توقع داشت .

(رونمایی از صفحه های سوخت 20 درصد توسط دکتر احمدی نژاد و فرزند شهید شهریاری)


وقتی دکتر احمدی نژاد با همکاری شهید شهریاری همه را غافلگیر کرد :

در توافق تهران که در بهار سال 89 با حضور سران ترکیه و برزیل شکل گرفت وقتی که قرار شد مقداری اورانیوم غنی شده ایران در ترکیه امانت بماند و در کشور ثالثی اورانیوم 20 درصد برای نیروگاه تهران تهیه شود و مفاد توافق نامه امضا شد ، باز صدای بی اعتمادان به رئیس جمهور بلند شد و خناسان بی انصاف دولت را متهم به کوتاه آمدن و امثال آن کردند ،‌ ولی حکایت اصل ماجرا از زبان  آقای « دکتر صالحی » وزیر امور خارجه که در‌آن زمان مسئول « سازمان انرژی اتمی » بودند در ضمن مصاحبه ای روشنگر خلاقیت و دور اندیشی رئیس جمهور می باشد .

 حال خلاصه و نقل به مضمون آنرا اینجا می‌آورم . ولی دریغا که رسانه ی ملّی  به جای بیان این افتخارات ملّی سیاهنمایی علیه دولت را بیشتر ترجیح می دهد.

دکتر صالحی از درخواست جدّی رئیس جمهور از وی پس از توافقنامه ی مذکور گفت که وی را مأمور کرد که هر چه سریعتر دنبالگیر تولید سوخت 20 درصد در داخل کشور بشود تا غرب را ازاین ابزار فشار علیه ایران خلع سلاح کنند.

بنابر این خریدن زمان برای تولید سوخت 20 درصد دست رو نشده ی «دکتر احمدی نژاد» در این توافقنامه بود ، ولی عمارپندارهای مدعی خوش داشتند که توافق سه جانبه ی ترکیه و بزریل و تهران را دلیل آشکار انحراف دولت دهم و احمدی نژاد بدانند .

دکتر صالحی پس از این تأکید محرمانه ی رئیس جمهور با توجه به شناختی که از شاگرد خود « شهید شهریاری » داشت این مسئله ی امنیتی را با وی در میان می گذارد و وی نیز شبانه روز خود را روی این طرح می گذارد وپس از حدود شش ماه که به گفته ی دکتر صالحی خیلی زودتر از برآورد ایشان بود ، دانشمند شهید روند تولید سوخت و مرحله ی پیچیده و بسیار حساس تولید صفحه ی سوخت را به انجام می رساند.


وقتی« شهید شهریاری » از پیشنهاد پاداش

برای تولید سوخت 20 درصد آشفته شد !

دکتر صالحی با لحنی بغض آلود در این مصاحبه می گوید ؛ ‌که حاضر بودیم اگر دکتر شهریاری رقمی میلیاردی هم تقاضا کند بپردازیم ولی آن شهید وقتی با پیشنهاد پاداش مواجه شد سرش را پایین انداخت و از اینکه برای وظیفه ی ایمانی خود مزدی بگیرد اظهار شرمندگی کرد و به درستی به گفته ی آقای صالحی « شهریاری بهترین مزد را در شهادت گرفت .» و نفوذی ها سردار فتح این قله ی پیشرفت را به جرم انحراف از استکبار جهانی ناجونمردانه به شهادت رساندند وآن زمانی که رئیس جمهور همراه فرزند شهید شهریاری صفحه ی سوخت 20 درصد را در رآکتور تهران جاسازی می کردند نه تنها دشمنان و رسانه هایشان متحیّر شدند بلکه عمارپندارهایی که دولت را همان زمان دلقک وار متهم به فراماسونری می کردند نفهمیدند و هنوز هم نمی فهمند که چه پیروزی ای برای این کشور رقم خورد و به واسطه ی این تیزبینی رئیس جمهور بی نظیر ، چقدر دشمنان عقب نشینی کردند ولی این را امام زیبایی ها به خوبی در حرم رضوی تشریح کردند.

ازتسلیم تیم خاتمی دربرابر تشر وزیرخارجه آلمان تا پیش دستی های احمدی نژاد:

دوستان ! ما آن روز را که « فیشر» وزیر خارجه ی آلمان همراه همکاران فرانسوی و انگلسیش در سعدآباد و در کشورمان چون اسلاف استعمارگرشان وقیحانه با ضربه ای به میز «‌محمّد خاتمی» را مرعوب کرد تا توافقانامه ی ننگین سعد آباد را امضا کند را از یاد نبرده ایم به همین دلیل با تمام وجود قدردان این نکات برجسته ی دکتر احمدی نژاد هستیم.

حال خود قضاوت کنید ، ‌مگر شهریاری ها و دهها دانشمند کشورمان پیش از احمدی نژاد نبودند ؟!‌ فرق ماجرا در این است که احمدی نژاد خود به عنوان دانشمندی آگاه به استعدادهای علمی کشور این گنج ها را استخراج کرد و به آنها باور کرد .

هشیار باشیم ! عوامل نفوذی صهیونیست در داخل ولو در ظاهری اصول گرا و عمارخوانده می خواهند این برجستگی های رئیس جمهور را پنهان کنند تا روحیه ی احمدی نژادی در دولت های آینده تداوم پیدا نکند.

امروز برای بنده با این شواهد محرز است که تهمت زنندگان به دکتر احمدی نژاد کاملاً دانسته یا ندانسته با دشمنان سنخیت دارند وامیدوارم خواب ها بیدار شوند.

شادی روح تمام شهیدان هسته ای

و سلامتی دکتر احمدی نژاد و تمام همکارانش صلوات .

مسعود شفیعی کیا

92/1/17

(سال حماسه ی سیاسی و حماسه ی اقتصادی )

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در شنبه هفدهم فروردین 1392 و ساعت 20:47 |

بسم ربّ الشهداء


(بررسي سخنان مهم امام خامنه اي در حريم امام رضا عليه السلام )

 

 

« دکتر احمدی نژاد » شکننده ی انحصار « تکنوکرات ها »‌ /


«ما نمی توانیم !» و « وابستگی به آمریکا » ؛ شعار تکنوکرات ها !/


چرا قالیباف به تکنوکراسی  افتخار می کند ؟!!!

 


 

خاستگاه و قبله ی « تکنوکرات ها » :

« تکنوکرات » اولین بار در تاریخ انقلاب اسلامی توسط دولتمردان آقای رفسنجانی در ادبیات سیاسی کشور وارد شد ، که عمده ی ایشان حزب غیر قانونی کارگزاران را شکل دادند .

معادل فارسی این وا‍ژه که از محصولات مدرنیسم ،‌ مکتب لیبرال دمکراسی می باشد ، « فن سالاری » می باشد .

 اگر چه فن سالاري و كار تخصصي به خودي خود اشكالي ندارد بلكه مطلوب است ولي از‌آنجا که در تکنوکراسی فن و تکنولو‍ژی جهان سرمایه داری ملاک می باشد ،‌ بنابر این جهان سلطه به رهبری آمریکا و اروپا به عنوان قطب « های تک » همواره قبله کارگزاران تکنوکرات بوده است .

بر همین اساس تکنوکرات ها هیچگاه آمریکا و استکبار صهیونیست را دشمن نمی دانند و فراتر از این هیچگاه به خود باوری و اعتماد به متخصصان داخلی نمی رسند و همواره چشم به داشته های مستکبران داشته و به گدائی تکنولوژی از آنان می پردازند.

بنابر اين پس از سال 84 با شكست دولت 16 ساله ي تكنوكرات ها و روي كار‌ آمدن دولت مردمي و انقلابي، ما پيشرفت هاي شگفت انگيز در زمينه ي فضانوردي و نانو و زيست فناوري و انرژي هسته اي و خودكفايي در صنعت برق و نفت و ... را شاهد بوديم كه پيش از آن تكنوكراسي وارداتي مانع آن بود.

تحریم بنزین تا قطعی برق و تعطیلی ناوگان هوایی !/

بحران انرژی ، نتیجه ی حاکمیت یا خیانت« تکنوکرات ها » !

متأسفانه ما در دولت های هاشمی رفسنجانی و خاتمی حاکمیت تحقیرآمیز تکنوکرات ها را نظاره کرده و شاهد عقب گرد کشور بودیم .

به عنوان مثال در شانزده سال حاکمیت تکنوکرات ها با وجود افزایش آمار حدود ششصد هزار خودروی اول انقلاب به نزدیک هشت میلیون خودرو در اواخر دولت خاتمی ، ولی مدعیان « عقلانیّت » یک پالایشگاه بنزین نیز به پالایشگاههای پیش از انقلاب نیفزودند ، واینکه جناب اوباما در ابتدای دور اول ریاست جمهوریش تحریم بنزین ایران را جزو اولویت های سیاست خارجیش قرار داد ، نباید آنرا امری دفعه ای قلمداد کرد ، بلکه بنابر برنامه ای که تکنوکرات های حاکم بر ایران تنظیم کرده بودند در آن سال ایران از جهت تهیه بنزین آسیب پذیرترین دوران خود را می گذراند و بنابر برنامه ی بلند مدّت ، اوباما تحریم بنزین را امضا کرد ، ولی باز این دولت «دکتر احمدی نژاد» بود که برنامه های دشمن در تخریب زیرساخت های کشور را ناکارآمد کرد. و ما را از آن خطر جدّی رهانيد و از بزرگترین وارد کننده ی بنزین به صادر کننده ی آن تبدیل کرد .

اواخر دولت خاتمی را اگر به یاد داشته باشید ما در زمینه ی تولید برق نیز‌ آنقدر به قهقرا رفتیم که در تهران به عنوان مرکز حکومت حدود چهار تا شش ساعت قطعی برق داشتیم و در مناطق گرمسیری چون بندرعباس وخوزستان بیش از دورازده ساعت خاموشی داشتیم و همه این معضلات دلیلی جز تعلل تکنوکرات هایی که هاشمی رفسنجانی و خاتمی بر کشور مسلط کرده بودند ، نداشت .

فشل شدن ناوگان هوائی کشور به بهانه ی تحریم و ندادن هواپیما به ایران همه سیاست های انسدادی بود که دولت های تکنوکرات دنبال می کردند تا مسیر پیشرفت کشور را فقط و فقط به وابستگی به آمریکا منحصر کنند .

چرا که در دولت نهم ودهم با وجود تحریم های بی سابقه علاوه بر نوسازی ناوگان هوایی کشور رکورد شکنی راه اندازی نیروگاههای برقی کشور در کمتر از سه سال به یادگار ماند و آمار بالای راه و سد سازی و ... در همین تحریم نفس گیر شکل گرفت که رهبری معظم انقلاب اسلامی در سخنان پر محتوای خود در حرم رضوی در نوروز امسال تصریح کردند :

« در سال 91 پیشرفتهائی صورت گرفت که در مقایسه‌ی با سالهای قبل هم، سال 91 یک سال برجسته‌ای است. کارهای زیربنائیِ انبوهی صورت گرفت؛ در زمینه‌ی راه، در زمینه‌ی انرژی، در زمینه‌ی کشف منابع جدید نفت، در زمینه‌ی کشف منابع جدید اورانیوم، در زمینه‌ی ایجاد و توسعه‌ی نیروگاه و پالایشگاه و ده‌ها کار صنعتی بزرگ؛ که اینها همه زیرساختهای اقتصادی آینده‌ی کشور است. بله، ما اگر چنانچه این زیرساختها را از قبل فراهم کرده بودیم، تحریم دشمن همین مقدار اثر منفی را هم که کرد، نمیکرد. »‌ ( حرم رضوی 92/1/1 )


به راستی با این تصریح رهبری ، چرا از قبل این زیرساخت ها فراهم نشده و با کم کاری دولت های تکنوکرات کارگزاران و مدعی اصلاحات زمینه ی تأثیر تحریم ها به وجود آمد ؟!‌

دولت دهم را متهم نکنید ! /

به تصریح رهبری؛سوء مدیریت دولت های گذشته تحریم ها را مؤثر کرد:

هربار که رهبری از سوءمدیریت ها در اثرگذاری تحریم ها می گفتند معاندین زخم خورده ی فتنه 88 همراه با بدخواهان دولت عدالت ، انگشت اتهام را به دولت دکتر احمدی نژاد می گرفتند ولی با این تصریح تمام سوء مدیریت ها در دولت های گذشته ریشه یابی شد و ایشان فرمودند :

« تحریمها بالاخره اثر گذاشت؛ این هم یک اشکال اساسی در خود ما است. اقتصاد ما دچار این اشکال است که وابسته‌ی به نفت است. ما باید اقتصاد خودمان را از نفت جدا کنیم؛ دولتهای ما در برنامه‌های اساسیِ خودشان این را بگنجانند. من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتم  کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاههای نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان "تکنوکرات" لبخند انکار زدند که مگر میشود؟! بله، میشود. » ( قبل )

اصل ماجرا این است که بنابر برآورد دشمنان - که به کمک تکنوکرات ها محقق شد - قرار بود در سال های اخیر در نبود زیرساخت های لازم با تحریم نفس گیر ، عزت ما به یغما برود و اگر خدا بر انقلاب و ملّت ایران رحم نمی کرد و در دو دوره ی اخیر «دکتر احمدی نژاد» سکاندار آن نمی شد سرنوشتی چون دیگر کشورهای تحت سلطه پیدا می کردیم .

از بی خوابی خاتمی برای بازی

تا بی خوابی احمدی نژاد برای اوامر رهبری :

« محمد علی ابطحی » رئیس دفتر خاتمی در وبلاگ شخصی خود در زمان دولتشان روزی نوشت : با اینکه جلسه هیأت دولت با تأخیر نزدیک ظهر شروع شد ولی خاتمی اصلاً در جریان مذاکرات جلسه نبود و از چشمان سرخش می شد فهمید که وی از بی خوابی رنج می برد و وقتی از وی علّت کم خوابیش را جویا شده بود ، خاتمی گفته بود که شب گذشته فوتبال تیم های اروپایی را تا نزدیک صبح دنبال می کرده ، حال این بی خوابی از سر بی دردی را مقایسه کنید با بی خوابی های دکتر احمدی نژاد ویارانش .

بنابراین رهبری معظم انقلاب به آنها همان زمان نهیب زد و فرمودند :

« زمان پروژه‌ها، بسیار طولانى است. یکى از خصوصیات دولتِ کار بودن این خواهد بود که ما تلاش کنیم زمان پروژه‌ها را کوتاه کنیم، و این مى‌شود... چرا زمان پروژه‌ها اين‌قدر طولانى است ؟! باید سه سال طول بکشد، اما هشت سال طول مى‌کشد و این براى کشور خسارت دارد؛ همه تقصیرها را گردن سازمان مدیریّت و برنامه‌ریزى و بانک مرکزى مى‌اندازند و مى‌گویند اینها نکردند. شاید هم واقعاً حق با آنهاست. بالاخره روز از نو و روزى از نو؛ باید کارى بشود که هرچه ممکن است، این زمانها را کوتاه کنید. »

( دیدار هیأت دولت خاتمی - هفته دولت 80 )

ولی گویا مأموریت تکنوکرات ها نابسمان نشان دادن کشور به دلیل عدم وابستگی به آمریکا بود و اینبار نیز امر رهبری را دولت نهم و دهم چون خیلی از اوامر ایشان نگذاشت بر زمین بماند.

تسلط مستکبران بر منابع انرژی کشور نتیجه ی مدیریت تکنوکرات ها :

کارنامه ی کارگزاران دو دولت رفسنجانی و خاتمی در چند مقاله نمی گنجد و فقط نمونه ی دیگری از وابستگی زایی ایشان واگذاری استخراج اکثر منابع نفت و گازمان به قیمت ناچیز به شرکت های چند ملیّتی غربی بوده است که رئیس جمهور در ابتدای دولت نهم تمام آن قراردادهای استعماری را لغو کرد و ... که باید تمام این کارهای قهرمانانه ی دکتر احمدی نژاد را در منظر قضاوت عمومی گذاشت .

از افتخار شهردار تهران به « تکنوکراسی » تا دعوتنامه ی ویژه ی واشنگتن از وی :

شهرداری که نامزد بخشی از اصول گرایان قدرتمند شده است چرا با افتخار از تکنوکرات بودن دولت نیامده اش می گوید ؟!  باید ريشه ي آنرا در سابقه ی وی و کارکرد کارگزاران جستجو کرد.

دعوت آقای قالیباف در ابتدای مسئولیت شهرداریش به لندن به عنوان شهردارهای نمونه ی کلان شهرهای جهان و  پذیرایی ویژه ی شهردار لندن از وی که از‌ آن به خوبی یاد می کند و دعوت دو سال گذشته ی شهردار واشنگتن از جناب قالیباف برای شرکت در مراسمی ویژه و دریافت جایزه ی شهردار برتر که با عدم موافقت نظام مواجه شد نمی تواند پیام های خوبی داشته باشد.

به خصوص که در همان سال آقای دکتر احمدی نژاد وقتی به دعوت دانشگاهیان دانشگاهی در واشنگتن قصد داشت در حاشيه سفر به سازمان ملل به آنجا برود دولت آمریکا روادید برای ایشان صادر نکرد ، ولی علاوه بر آقای متکّی وزیر خارجه ی معزول  ایشان که سالي برای سرکشی به دفتر حافظ منافع روادید گرفت ، برای جناب شهردار تهران نیز شهرداری واشنگتن دعوتنامه ارسال کرد !!!

« تکنوکرات ها » ؛ دستاویز جهان سلطه برای وابستگی انقلاب اسلامی :

در یک کلام ، ‌تکنوکرات ها همواره دستاویز مستکبران غربی بوده اند تا کشورهای انقلابی و نهضت های اسلامی را به بیراهه برانند ، چنانچه آمریکا گزینه ی دولت تکنوکرات آقای مرسی در مصر را مطلوب دانست و با کمک های چند میلیاردی و دعوت نخست وزیر تکنوکرات وابسته به اخوان به مجامع بین المللی بر آن است بندهای وابستگی را هرچه بیشتر بر پای انقلابیون منطقه بگستراند.

اگرچه گزینش احمدی نژادی دیگر شاید مشکل تلقی شود ولی باید هشیار باشیم و به فرموده ی رهبری با تداوم نقاط مثبت چشمگیر دولت های نهم و دهم  و آسیب شناسی ضعف ها بر این روند مبارک استقامت کنیم و فریب اصول گرانمایان قدرت طلب را نخوریم .

مسعود شفیعی کیا

92/1/10

( سال حماسه ی سیاسی و حماسه ی اقتصادی )

جمای الاوّل 1434

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در شنبه دهم فروردین 1392 و ساعت 20:51 |

بسم ربّ الشهداء

السّلام علیکِ یافاطمةالزهراء سلام الله علیها .

 

 

برای « عزّت و شرافت ملّی » ،


«زنده باد بهار !» ‌


 

امام خامنه ای :

اگر پیروز شویم ،‌به نقطه ی موعود و زمینه ی ظهور ولیّ عصر می رسیم .

 


آنچه که در سال 91 پیش از هر چیزی پیشرفت ها و پیروزی ها ملّت ایران را تحت شعاع قرار داد ، فشارهای اقتصادی وارد بر مردم بود که در روزهای آخر سال پبیش از گذشته شد و شیرینی طرح های عدالت خیز نظام مثل « هدفمندی یارانه ها » را کم اثر کرد.

اگر چه در این فرصت قصد پرداختن به دست های خیانت کار داخلی در اثر بخشی تحریم ها را ندارم ولی آنچه که از یک مدیر خلّاق و فرمانده ی زبر دست در این شرایط خاص که دشمنان داخل و خارج امید مردم را نشانه گرفته اند بر می آید ، امید بخشی و نشان دادن سرانجام زیبای این مقاومت ارزشمند می باشد که سخن رهبری معظم انقلاب اسلامی در جمع مردم قم خود حجت موجه نزدیکی بهار انسانیت می باشد که حضرت امام خامنه ای صریحاً فرمودند :

« اگر شما ملت عزیز ما، شما جوانهاى خوش‌روحیه و پرتوان و عازم، در این راهى که دارید میروید، ایستادگى کنید، شک نکنید که در زمان خود، در زمان متناسب، تمام آمال و آرزوها و داعیه‌ها و شعارهاى ملت ایران نه فقط نسبت به خود این کشور، بلکه نسبت به دنیاى اسلام و امت اسلامى و جامعه‌ى بشرى تحقق پیدا خواهد کرد. هر کارى دوره‌اى دارد، زمانى دارد؛ در زمان متناسب خود، این آرزوها تحقق پیدا خواهد کرد. ملت ایران به آن نقطه‌اى که مورد نظر اوست، به دنبال آن حرکت کرده است، اهتمام ورزیده است، خواهد رسید؛ راهش مقاومت کردن است.

آن وقت چه اتفاقى مى‌افتد؟ مسیر تاریخ دنیا تغییر پیدا خواهد کرد؛ مسیر تاریخ عوض خواهد شد. امروز مسیر تاریخ، مسیر ظلم است؛ مسیر سلطه‌گرى و سلطه‌پذیرى است؛ یک عده در دنیا سلطه‌گرند، یک عده در دنیا سلطه‌پذیرند. اگر حرف شما ملت ایران پیش رفت، اگر شما توانستید پیروز شوید، به آن نقطه‌ى موعود برسید، آن وقت مسیر تاریخ عوض خواهد شد؛ زمینه‌ى ظهور ولىّ‌امر و ولىّ‌عصر (ارواحنا له الفداء) آماده خواهد شد؛ دنیا وارد یک مرحله‌ى جدیدى خواهد شد. این بسته به عزم امروز من و شماست، این بسته به معرفت امروز من و شماست.»

( 19 دی 1391 )


«امیدوارم ایام عید و تعطیلات نوروز به همه مردم ایران خوش بگذرد

و مردم این ایام را با شادی و شیرینی سپری کنند.»

امام خامنه ای


شعار « زنده با بهار » همان رمز راهبردی امیدبخشی به مردم می باشد که رئیس جمهور هوشمندمان به دنبال آشکار نمودن فرجام ایستادگی ملّت توسط امام امّت ملاک حرکت های ماههای پایانی کار خود قرار داد ، ولی متأسفانه سیاست زدگان کوته نظر و پیش گویان ورشکسته  آنرا رمز براندازی نظام تلقی کرده  و با اباطیل بافی های خنده دار آنرا شعاری انتخاباتی و مقدمه ی شکستشان در انتخابات دانسته اند و رسانه هاي بيگانه نيز از اين اختلاف سوءاستفاده كرده و از رنگ انتخاباتي سبز بهاري ياران احمدي نژاد به دروغ خبر داده اند !!! و  ...

گرچه در این آخرین لحظات سال 91 قصد مباحث نفی ای ندارم ولی چنین برخوردهایی با این شعار هوشمندانه ی دولت بسیار تأسف بار می باشد و غم انگیز تر اینکه جریانی بریده از گفتمان سوم تیر که پایگاه خود را قم بنا گذاشته اند چنین ترویج می کنند که ؛‌« منظور از بهار و انسان کامل رئیس دفتر سابق رئیس جمهور می باشد .» و اگر می بیننید برخی از بزرگان با کنایه و اشاره از بابی گری مدرن دولت و امثال آن می گویند ریشه در این کج فهمی عمیق نظریه پردازان اطرافشان دارد.

در شرایط جنگ اقتصادی دشمن و تلاش عوامل آن در یأس آفرینی ، چنانچه رهبری معظم انقلاب اسلتامی در دیدار اخیر با خبرگان تصریح کردند تمام نخبگان و علما باید به روحیه بخشی وامیدوارکردن مردم  روی بیاورند و همراه با دولت از بهار و رویش بگویند نه اینکه ابلاغ ها و بیانیه ها در شهرداری ها و صدا وسیما صادر شود که لفظ بهار را لفظی نامطلوب تشخیص دهند ودر اقدامی مزورانه از دروغ قصد رئیس جمهور برای اغتشاش بگویند و ...

متأسفم که در این پیچ تاریخی که به تصریح رهبری ،‌ تغییر مسیر تاریخ به ما ایرانیان سپرده شده است ، رسانه داران و تریبون داران ما اینقدر سطحی نگر بوده و از بلند اندیشی کمتر بهره برده اند.

آیا با یک شعار کسی رئیس جمهور می شود ؟!‌

آیا احزاب نو ساخته و جبهه های  پر طمطراق سیاسی اینقدر احساس عجز و شکست می کنند که از شعار « زنده با بهار » اینقدر می هراسند ،‌ این گویای بالا بدون مقبولیت گفتمان  دولت عدالت  است که مخالفانش را به هذیان گویی واداشته است .

و همانطور که در‌آستانه ی انتخابات مجلس نهم  ، دروغ  سرمایه گذاری 900 هزار میلیاردتومانی جریان موهوم انحرافی را شایع کردند و عمارپندارها با قسم به تمام مقدسات آنرا شایع کردند و گفتند که دولت برای هر نامزد انتخاباتیش 3 میلیارد تومان کنار گذاشته و از احتمال اغتشاش در صورت رد صلاحیت حامیان دولت گفتند ، دیدیم که همه کذب بود  و بلکه بزرگوارانی که بر پایه ی گزارشات جفا آمیز مراکزی رد صلاحیت شدند همگان را به حضورگسترده پای صندوق ها فراخواندن و تهمت زنندگان روسیاه شدند.

آری ! جوانان حزب اللهی و دوستان عزیز تحت تأثیر این القائات نباشند و فقط چشم به دهان امام خامنه ای بسپارند که به دنبال «‌عزّت و شرافت ملّی » تمام ایرانیان هستند .

و امروز باید همگان بدانیم که اگر درست مقاومت کنیم و مردم را به مسیری که انتخاب کرده اند بیشتر آشنا کنیم ، « ربیع الأنام » آشکار شده و انقلابمان به تمام اهدافش که انسان کامل باشد ،‌می رسد ولی اگر بی صبری کنیم و بداخلاقی خواص مصلحان واقعی را سر دار کند ،  بعید نیست که باردیگر بدا و تغییر قضای إلهی صورت بگیرد پس باید بهاری باشیم و بهاری بیاندیشیم و در این بهار فاطمی با چشمانی اشکبار و دلی شاداب با توسل به مادر بشریت از خدا بخواهیم که توفیق تغییر مسیر تاریخ را از ما نگیرد.

و نراه قریباً

سال نو مبارک !

مسعود شفیعی کیا

91/12/29

جمادی الأول 1434

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 و ساعت 17:44 |

بسم ربّ الشهداء

 

 

آخرین سخنرانی مرحوم « سید احمد خمینی »


در اعتراض به تیم اقتصادی دولت آقای « رفسنجانی »‌ :




هفته نامه امید روز یکشنبه 21 اسفند 1373 ، 5 روز قبل از عارضه ی قلبی و مغزی و عروقی «مرحوم سید احمد خمینی »که منجر به فوت ایشان شد ،‌ سخنان اعتراضی و تند آن سفر کرده به تیم اقتصادی دولت آقای رفسنجانی را  از ایشان منتشر کرد .

از آنجا که برخی از بازماندگان یادگار امام رویه ی تأیید رفتارهای آقای رفسنجانی را پیش گرفته اند ،‌ ضمن عدم تأیید يا رد هرگونه شایعه ای در ارتباط مرگ ایشان با این سخنان ولی باز نشر آنرا جهت شناخت اوضاع اقتصادی دولت کارگزاران مفید یافتم .

بخشی از سخنان سید احمد خمینی را در زیر میخوانید:( توضیح اینکه چون این سخنان عیناً از روی صفحات باقی مانده از آن شماره هفته نامه مذکور منتشر شده، برخی از جملات و کلمات به دلیل ناخوانا بودن منتشر نشده است )

"الان داخل شانزدهمین سال از عمر انقلاب اسلامی هستیم و هنوز بعضی از مسئولین، حتی مسئولین نهادهایی که پس از انقلاب تاسیس شده اند، مشکلات مدیریتی و مسایل خود را به گردن رژیم گذشته می اندازند و ندانم کاری های خود را ناشی از مشکلات بجا مانده از رژیم طاغوت می دانند! ایضا بعضی ها همه نقاط ضعف و بی کفایتی خود را با هیاهو به گردن استکبار جهانی و آمریکا انداخته و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند!"

"...[ناخوانا]... مشکلات و مسایل ما به کارشکنی آمریکا و ضدیت صهیونیست ها برمی گردد شکی نیست اما گسترش فساد اداری و رشوه خواری در ادارات و موسسات دولتی به خودمان بر می گردد. اتخاذ تصمیمات نابخردانه درباره ذخایر ارزی مملکت توسط خودمان بوده است."

"آقای دکتر کاشان (حاج اصغر آقافخریه!) در زمان تصدی پست معاونت ارزی بانک مرکزی مملکت در خزانه بانک را باز کرد و به هر دلال و قاچاقچی و چاقوکش 5 هزار دلار تقدیم کرد و روزانه میلیونها دلار ذخایر ارزی بانک مرکزی را به جیب گانگسترها ریخت. آیا این نقشه تهی کردن خزانه ارزی مملکت را آمریکای جنایت کار جلوی حاج اصغر آقا گذاشته بود و یا به تصمیم گیری نابخردانه شخص او مربوط می شد؟ آیا این بابا رئیس بزگتری نداشت تا جلوی کار اورا بگیرد؟"

"میلیاردها ریال بیت المال هزینه ساخت پل هوایی می شود و ناگهان صدها تن سیمان و بتن و میل گرد روی سر رهگذران آوار می شود و جان عده ای را می گیرد. آیا سهل انگاری ساختن یک سازه بتنی توطئه آمریکای جنایتکار بوده است؟"

"ضعف مدیریتی و امنیت پرواز باعث سقوط پی درپی هواپیماهای مسافربری سیویل و نظامی می شود و هنوز مرکب خبر سقوط هواپیمای فوکر و آسمان خشک نشده خبر سقوط طیاره دیگری منتشر می شود. آیا این هم از توطئه آمریکاست؟"

"از یک طرف آقایان مرتبا مشکلات مملکت را به گردن نیروهای ناشناخته و استکبار موهوم می اندازند، و مرتبا می گویند در محاصره اقتصادی و غیره و ذالک هستیم. و از طرف دیگر عده ای از رجال می گویند ما چیزی نداریم که بخواهیم به آمریکا بفروشیم و احتیاجات خودمان را به نحو احسن از سایر کشورهای اروپایی و ژاپن تامین کرده و نیازی به آمریکا نداریم! بنابراین اثر محاصره اقتصادی آمریکا مردود است و به اعتراف خود آقایان تاثیری در حال و روز ما ندارد! در ثانی اگر قرار بود محاصره اقتصادی آمریکا موثر باشد تا به حال باید دولت کوبا و ملت کوبا و کشور کوبا با طی چهاردهه گذشته که در محاصره کامل دریایی آمریکا قراردارد از بیخ و بن مضمحل شده باشد."

"آیا آمریکا به ما گفت که دور دنیا راه بیفتیم و از هر کشور و دولتی که سر راهمان بود چند صد میلیون و چندین میلیارد دلار وام بگیریم و مملکت را زیر بار استقراض خارجی ببریم؟! ... یک مدت ایام ماه عسل بود، آقایان از دردسر جنگ فراغت یافته و پول های موجود را هزینه می کردند. دوستان انقلاب و نظام مرتبا حرص می خوردند و مضرات دریافت وام های سنگین خارجی را گوشزد می کردند اما آقایان در مصاحبه های خود دریافت هرگونه وجهی را از کشورهای خارجی تکذیب کرده و با قاطعیت می گفتند ما هیچگونه بدهی خارجی نداریم."

"حالا اعلام می شود که صحبت از 35 تا 40 میلیارد دلار بدهی است و هر چند هفته یکبار اخبار مربوط به نحوه پرداخت بدهی ها به آلمان و فرانسه و انگلیس و هلند و کره و ژاپن وبعضی ممالک دور و نزدیک در جراید چاپ می شود و یک نفر هم نیست که این روزنامه ها را بردارد ببرد بگذارد جلوی برادر دکتر عادلی رئیس کل سابق بانک مرکزی و دکتر نوربخش وزیر سابق دارایی و از آقایان بپرسد که مگر شما نمی گفتید ما صنار به ممالک خارجی بدهکار نیستیم؟! "

شادی روح یادگار عزیز روح الله ،‌صلوات !

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 و ساعت 7:8 |

بسم ربّ الشهداء

 


آقاجان ! مهدی ، پسر فاطمه !

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم     ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره      پر از خاطرات ترک خورده ایم .

اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم     اگر خون دل بود  ما خورده ایم.

اگز دل دلیل است آورده ایم     اگر داغ شرط است ، ما برده ایم .


تمام سهم شهید « حاج احمد پاریاب » !!!



گفته شد ؛ یکی از دغدغه های مهم شهید « احمد پاریاب » در روزهای اخیر خرجی بود که داروهای کمیابش برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده بود !!! و به دوستانش گفته بود که دعا کنند زودتر برود که در این شرایط سخت اقتصادی بیشتر روی دست نظام خرج نگذارد !!!

شاید تعجب کنید که این چه جور منطقی است ؟! جوانی ات را دادی ، شادابیت را دادی ، سخت ترین صحنه ها و غم ها را دیدی حالا کمترین حقّت همین داروهای گران قیمت می تواند باشد .

ولی پاریاب ها از هما ن نسلی هستند که با پای برهنه روی میدان مین می رفتند تا کفش بیت المال در صورت انفجار مین هدر نرود و مدیون مردم نشوند!

حاج احمد فرمانده ی گردانی بود که آرپی جي زن هایش برای اینکه گلوله های آرپی جی کمتری مصرف شود خود را به نزدیک ترین فاصله غول های چند تنی تانک می رساندند و می گفتند : اگر آرپی جی 9 هزار تومانی را هدر دهیم مسئول هستیم ، و گوشت و پوست نحیف خود را به آهن سخت و توپ و رگبار و ترکش های آتشین آن می سپاردند تا اقتصاد کشور لطمه نبیند.

ولی حال بخش خصوصی محترم ما که اصل 44 آن را بالای سر همه نشانده ظرف چند ماه در جهاد اقتصادی ملّت با تبانی با بانک ها و بازار ، ارز و کالا را به قدری بالا بردند تا دارايیشان به بیت المال طعنه بزند.

حالا حاج احمد کجا سیر می کند ، حضرات مقدس یقه کیپ دائم الحضور در صدا و سیما کجا نشسته اند؟!

بی مقدمه یاد گفتمان طلائی فیلم « آژانس شیشه ای » حاتمی کیا افتادم که مأمور امنیتی به حاج کاظم می گفت : « فرمانده دهه ات تمام شده !!!‌»‌

آری ، حاج احمد !  سهم تو از بیت المال فقط دو دقیقه نمایش تشییع جنازه ات بود و بس !

البته حاجی حلال کن از بیت المال سهم بیشتری هم بهت دادند !

چند ماه پیش سریال « بیدار باش » توسط مسئولان خواب وبیدارصدا وسیما پخش شد که در کنار تحریف محتوای دهه زیبای شصت ، داستان فیلم در جبهه به جایی رسید که فروشنده ی فیلم های غیر مجاز ، به سبک «اخراجی ها» برای ازدواج و شغل به جبهه رفته بود ، چنین نشان داده شد که وی از بلاهت و سادگی رزمندگان نمایش داده شده در فیلم استفاده کرده و فرمانده ی گردان شهادت شد ، بله ، سهم حاجی از صدا وسیما هم همین اهانت بود !

گردان شهادت که به دلیل سخت شدن نبرد زمینی با دشمن به سخت گیری بیشتری نیاز داشت و همانطور که از نامش معلوم بود به دلیل مأموریت های زیادی که داشت از جان گذشتگان را می طلبید به همان نسبت به فرماندهان قدری مانند شهید صراف ها و شهید پاریاب ها نیاز داشت .

خودروي مملو از بسيجي كه خمپاره خورده !

(تصوير يك لحظه از سال هاي گردان شهادت !!! )

تشکیلات سازمانی این گردان به دلیل غلبه توان زرهی ارتش عراق ایجاب می کرد ، بیشتر آرپی زن های شکارچی تانک آنرا تشکیل دهند ،  بنابر این همواره در این نبرد نابرابر گردان شهادت بدون نیرو شده و با پایان جنگ  از‌آن انگشت شمار افرادی ماندند و سردار پاریاب هم تقدیر بود بماند تا پیام رسان آن بسیجیان مظلوم خمینی باشد که سهمش از صدا وسیما جز اهانت نبود.

ولی در عوض هرگاه مناسبت جنگ می شود و مستندی سفارش داده می شود سوژه ی ثابت این برنامه ها جناب محسن رضایی - رزمنده ی تمام جبهه ها - و چند شخص ثابت می باشند و گویا پاریاب ها باید همان 67 می رفتند و ...

مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم

شهان بی کمر و خسروان بی کلهند .

بهوش باش که هنگام باد استغنا

هزار خرمن طاعت به نیم جو ننهند.

صلوات !

مسعود شفیعی کیا

91/12/25

( سال تولید ملّی و حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی )

جمادی الأولی 1434

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 و ساعت 18:4 |

بسم ربّ الشهداء


 


یک بام و دوهوای «ایتالیا» و «ونزوئلا »‌ !!!/


مجلس عقل گرائی که بودجه انتخابات 92 را حذف کرد!



شکوائیه 5000 طلبه ی قمی از خاتمی که مسکوت ماند !

در جریان حرمت شکنی آشکار‌« محمد خاتمی‌» در ایتالیا در دست دادن و همنشینی با چند خانم که فیلمی آشکار و مستند از آن پخش شد و منجر به نفرت مردم از این کار شد ، شکایتی با امضای بیش از 5000 طلبه و فضلای حوزه ی علمیه ی قم از وی جمع آوری شد و طوماری نیز نمازگزاران قمی جمع‌آوری کردند.

البته در شهرهای دیگر چون مشهد و کاشان و ... نیز این حرکت های مردمی و شکایت از وی به دادگاه ویژه ارسال شد ولی دریغ از یک احضار و یا تذکر به خاتمی ، گویا تیغ این دادگاه فقط برای سوال کنندگان از رفسنجانی و امثال طلبه ی سیرجانی برش دارد ، بگذریم و بگذرند !

بنده به عنوان یکی از معدود افرادی که توفیق داشتم این شکوائیه را به دادگاه ویژه ی روحانیت  تهران تحویل دهم ، جنجال این روزها برایم بسیار غریب می باشد.

چراکه در‌آن زمان دوستان ما اصلا نتوانستند حتّی اظهار تأسفی از زبان برخی از بزرگان بر علیه کار خاتمی بیرون بکشند و سکوت محض فضا را گرفته بود ، با وجود اینکه خاتمی در آن زمان مسئولیتی در نظام نداشت که آقایان ملاحظه ی آنرا کرده باشند  .

و از چهره های مطرح حوزه حاضر به اظهار نظر درباره ی این وقاحت‌آشکار رئیس جمهور گذشته نشدند .

ولی رفتارهای روزهای اخیر به بهانه ی شیطنت یک سایت دارای گرایش به خاتمی در فتوشاپ تصویری جعلی و يا شكار لحظه اي كه پيرزني دست رئيس جمهور را بر خلاف ميلش گرفته است و عکس العمل های حیرت‌انگیز بعد از‌آن شگفتی و تأسف مرا بیش کرده است .

رئیس جمهور مکتبی ومتدین ما که سال ها درملاقات های بیشمارش رسم دست به هم فشردن را باب کرده و بارها در مقابل اشتیاق خانم های جوان عذر دست دادن آورده آیا حال می شود در مواجهه با یک خانم محترم 90 ساله تمام آن منش را کنار بگذارد و دربرخورد با « عجائز » گناه کبیره کند ؟!‌

تعجبم این است ، کسانی که با یک عکس دست کاری شده چنین کفن پوش می شوند ، چرا در برابر فیلم آشکار محمد خاتمی که با اراده ی خود به  چند خانم جوان و بد پوشش در ایتالیا نزدیک شد و دست آنها را محبت آمیز می فشرد ایرادی نگرفتند و بلوایی نساختند !!!

و یا در دیدار مدید خاتمی از موزه ای و نشستن وی در کنار خانم متصدی موزه که فقط جوراب شلواری بر پا داشت نیز آنرا حمل به صحت کردند ؟!

مصونیت خاتمی آقازاده و ملبس به لباس روحانیت و مجرمیت احمدی نژاد آهنگر زاده !!!

گویا جناب خاتمی چون آقا زاده و ملبس به لباس شریف روحانیت است همه کارهایش چون جناب رفسنجانی حمل به صحت می شود و اصل برای بازیگران غیرخودی عرصه ی سیاست برائت است .

ولی رئیس جمهوری که از دل مردم است و تدینش مثال زدنی است اصل برای وی و دوستانش همیشه جرم و تقصیر بوده و قصاص قبل از جنایتش مجاز است .

در صورتی که رهبری معظم انقلاب اسلامی همین روزهای اخیر در جمع خبرگان- گرچه مشروح این دیدار چون دیدار با جشنواره فیلم عمار پخش نشد و مسئولان سیما به خصوص دارابی باید پاسخگو باشند - ولی ایشان به صراحت از علمای بزرگوار خواستند :

« یکی از وظایف علما و روحانیون حفظ و تقویت روحیه امید در مردم بویژه جوانان است ،  باید دائماً در کوره امید دمیده شود، بخصوص که نشانه های امید فراوان است ... روحیه امید در میان مردم بیش از پیش باید تقویت شود: اگر اعتقاد قلبی واقعی داشته باشیم که همه امور به دست خداوند متعال است و او حاضر، ناظر، مجیب و سامع است، همه دغدغه ها و مشکلات برطرف خواهد شد، بخصوص که نظام اسلامی دارای عزم راسخ، مردم خوب و با ایمان، اهداف روشن و راه معین است.» ( دیدار خبرگان - 91/12/17 )

آیا اینها تزریق امید و آرامش در بین مردم است ؟! آیا طبق آموزه های ناب اسلام ،‌ امر ولی فقیه برای همه حتّی بالاترین منصب در حوزه ها نیز لازم الاجرا نمی باشد؟!

با وجود احترامی که برای تمام بزرگان قائلیم ولی برخی برخورد ها واقعاً  شائبه ی خروج از انصاف دارد.


از احمدی نژادی که در عاشورای 88 مجرم شناخته شد تا اتهام به جرمی که نکرده !

یادمان نرفته وقتی فاجعه ی عاشورای 88 به وقوع پیوست عده ای طلاب و انقلابی های قمی جهت کسب تکلیف در مقابل دفتر بزرگی تجمع کردیم ایشان پس از مدّتی بیانیه ای صادر کردند که نه تنها  در آن محکومیت جریان « نفاق سبز » اصلاً به چشم نمی خورد بلکه شگفت انگیز درآن بیانیه درباره ی قضیه ای که دل تمام آزادگان نیز از آن خون بود ایشان دولت را از « ندانم کاری » بر حذر داشتند و هنوز نفهمیده ام نقش دولت در آن واقعه چه بود ؟!

حال شما تصور کنید وقتی درماجرای غم انگیزعاشورای 88  که هدایت کنندگان و عاملان آن مشخص بودند رئیس جمهور ودولتش مجرم شناخته می شوند در این صورت محکوم شدن رئیس جمهور به بهانه ی تصویری بدون تبیّن جای شگفتی ندارد.

با تأکید بر حفظ حرمت بزرگان ولی باز باید خطر نشان کنم که همیشه و به خصوص در این پیچ تاریخی کشور نگذاریم مدیریت کشور توسط غیر رهبری هدایت شود و اولویت ها را فقط رهبری تعیین کند ! .

و فراموش نکنیم که رهبری فرمودند هیچ سخن مگویی با هیچ کدام از خواص نداشته ام .

ولی آنقدر فضای کودکانه بر محافل رسانه ای ما حاکم شده است که استقبال بی نظیر 33 رئیس جمهور در تشییع جنازه ی چاوز از رئیس جمهور و شکست طرح انزوای ایران در آمریکای جنوبی دیده نشد و پیروزی هایی چون « خط لوله ی صلح » مسکوت ماند و...

البته هماهنگی این جنجال آفرینی و درج تصویر مونتاژ شده ی مزبور بلافاصله پس از سایت های موزی داخل در خبرگزاری های جهان مثل «رویترز» نشانگر این است که دشمنان دولت عدالت طرح « بنی صدریزاسیون » را جدّی دنبال می کنند .

ولی تهمت زنی به رئیس جمهور مظلوم و متعهد عواقب خوبی نخواهد داشت وتاریخ برای بداخلاقانی که به دنبال بدنام کردن پاکان هستند پر از عبرت است.

مجلس عقل گرائی که از حول حلیم افتاد توی دیگ !

مجلس از حول اینکه نکند خدای نکرده به مردم پول بیشتری داده شود و طرح های مهر ماندگار تا قبل از پایان کار دولت اتمام یابد بدون کمترین رسیدگی به برنامه بودجه ی دولت ،‌بودجه « سه دوازدهم » را تصویب کرد و مقرر کرد دولت حق هیچ گونه افزایش يارانه ها حتّی افزایش مقرر حقوق کارمندان را ندارد و بودجه اي برای طرح های ناتمام ندارد !!! و  ... و زود تصویب شد و تعطیلات نوروزیشان را آغار کردند.

ولی حضراتی که خود را آخر کارشناسی می دانند از مسئله ی مهمی غفلت کردند و شاید هم از روی عمد خواستند دولت را انگ ناک کنند.

شورای نگهبان بودجه ی سه دوازدهم را خلاف قانون اساسی تشخیص داد ، چون انتخابات پر هزینه ی ریاست جمهوری و شوراها اصلاً در‌آن دیده نشده بود و بودجه ای برای آن اختصاص نیافته بود !

آیا کسانی که خود را از کارشناسان دولت کارشناس تر می دانند می شود چنین اشتباه فاحشی کنند ؟!

چرا کسانی که در همین مدّت می توانستند بودجه ی دولت را تصویب کنند حال بودجه ی اينچنین تصویب کردند ؟!

شاید هم می خواستند دولت در اجرای انتخابات 92 ناتوان شود و سپس آنرا متهم به کارشکنی در انتخابات کنند و تا ثانیه های آخر طرح بنی صدریزاسیون را دنبال کنند ؟!‌

هر چه هست کسانی که برای خدا کار می کنند همواره مکر مکّاران به سودشان می باشد.

 

مسعود شفیعی کیا

91/12/24

( سال تولید ملّی و حمایت از کار و سروامیه ی ایرانی )

جمادی الأولی 1434

 

پلسخ صريح و گلايه‌آميز حجت الاسلام ميرتاج الدّيني به آقاي يزدي :
+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 و ساعت 8:48 |

بسم ربّ الشهداء

 

( بیدارباش به دوستان حزب اللهی و حوزویان ! )

 

 

رهبری با لقب « عقبه ی تئوریک نظام » رهبری فکری را به دیگری سپرده ؟!!! / 


 اولویت های حکومتی را فقط رهبری مشخص کند!/


از « تسخیر سفارت انگلیس » تا « تجمّع حمایت از مظلومان پاکستان »!!! /


از تحریم «رادیو» تا تحریم « همراه تصویری »،نظر رهبری چیست؟!


 

رسمیت یافتن صداهایی غیر از صدای رهبری بازی در زمین آقای رفسنجانی :

شاخصه هایی مانند «مدیر ومدبّر» و «آگاه به زمانه » از جمله ویژگی هایی است که منجر به تمایز و تشخّص « ولی فقیه » از سایر فقیهان ( ایّدهم الله ) شده است .

و این وجه تمایز برای مدیریت کشور در میان تزاحم آراء و نظرات فقهی و اختلاف تشخیص اولویت ها در روش عقلا حیاتی و واجب است .

و اگر امّت به جای گوش سپردن به رهبری که عَلَم پر مسئولیّت رهبری و هدایت جامعه را در دست دارد از دیگران حتّی از دیگر فقیهان نظرات فقهی و حکومتی را دریافت کنند و اولویت موضوعات را در جامعه کسانی غیر از رهبری مشخص کنند ، در این هنگام « قوام امّت » و « نظام ملّت » که از اهداف نظام ولائی است ازبین می رود و سردرگمی در پیچ تاریخی کشور پیش می آید.

هدف مطرح کنندگان « شورای فقهی » و « رهبری شورایی » به پیشتازی آقای رفسنجانی نیز بی ربط به این واقعیت نیست .

اخیراً متأسفانه غالب طلاب و نیروهای حزب اللهی سوار بر مرکب چموش احساسات کم توجه به اولویت بندی هایی که ولی امرمان حضرت امام خامنه ای صریحاً مطرح کرده اند با دنبال کردن اولویت هایی که دیگر خواص مطرح می کنند بر مشتبه شدن فضای حساس کنونی می افزایند.

یکی از این اقدامات تجمع چند روز پیش برای محکومیت کشتار شیعیان مظلوم پاکستان است .

از « تسخیر سفارت انگلیس » تا « تجمع حمایتی از مظلومان پاکستان » /

تندگویی به مقامات پاکستانی در آستانه ی توافق تاریخی گازی دوکشور !!!

اگر چه کشتار بی رحمانه ی شیعیان به دنبال طرح مقابله با بیداری اسلامی و افروختن آتش اختلافات مذهبی افدام فجیع و غم انگیزی محسوب می شود و اغلب بر گزارکنندگان این تجمعات نیز از سر غیرت دینی آنرا دنبال کردند  ، ولی از دوستانی که جو پیش آمده را دنبال کردند سؤال می کنم که آیا این حرکت با این عنوان جزو اولویت ها بود ؟!

آیا اشاره ای از رهبری معظم انقلاب اسلامی پشتوانه ی آن بود و یا چند بیانیه و چاشنی تبلیغ صدا وسیما محرک اصلی این اجتماعات بود ؟!

کسانی که به تحولات منطقه اشراف دارند و دغدغه ی رهبری را درک می کنند اذعان دارند که اولویت اصلی ما و به خصوص حوزه ها « بیداری اسلامی » و حرکت مزورانه ی مقابله ی با آن و فتنه بزرگ سوریه است که دشمنان به دنبال ایجاد « اسرائیل وهّابی و یا پادگان سفیانی در سوریه برعلیه ایران ! » و با تشکیل امارت به اصطلاح اسلامی به دنبال انهدام کشورهای اسلامی هستند .

ولی انعکاس تجمع حمایت از شیعیان مظلوم پاکستان در جهان بیشتر به اقدامی از سوی حوزه ی شیعیان بر علیه دشمنان شیعه شبیه بود تا مدیریت بیداری بزرگ اسلامی .

بهتر نبود با عنوان حمایت از « بیداری اسلامی » و محکومیت اقدامات ضد بیداری و افشای نقش آمریکا و اسرائیل در این تزویری که در سوریه اوج آن است درایت حوزه ها به نمایش گذاشته می شد ؟!

تند گویی اي که در بیانیه ی این تجمع و برخي اظهارات سخنرانان بر علیه مقامات پاکستانی صورت گرفت ما را بیشتر به این حرکت مشکوک می کند .

این تند گویی علاوه براینکه گویای کم اطلاعی تهیه کنندگان این بیانیه نسبت به  مناسبات دولتی در کشور ایالتی و عشیره ای پاکستان می باشد در آستانه ی اتصال خط لوله ی گاز ایران و پاکستان پیام خوبی نداشت .

این تندروی نسبت به مقامات پاکستانی در این مقطع مانند تسخیر سفارت انگلیس که بهانه تشدید تحریم ها شد و مورد شماتت رهبری معظم انقلاب اسلامی نیز قرار گرفت امری تأمل انگیز بود.

گرچه اتفاق مهم ومبارک « خط لوله ی صلح » در دولت دهم پس از سال ها مذاکرات و برخلاف کارشکنی تمام قد آمریکا ، توسط دکتر احمدی نژاد صورت گرفت ولی آیا نباید به این بدگویی ها به دولت پاکستان از تریبون حوزه های علمیه مقارن با این اتفاق مهم سیاسی اقتصادی مشکوک شد ؟! اگر این بد گویی ها واکنش مقامات پاکستانی را به دنبال داشت آیا خسارتش در تحریم نفسگیرجبران پذیر بود ؟!

چرا مدیریت حوزه ها و حزب اللهی ها خارج از حریم ولایت صورت می گیرد ؟!

دخالت در امور حکومتی بدون کمترین اشاره ی رهبری آیا بازی در زمینی که آقای رفسنجانی به دنبال آن است ، نیست ؟! البته بزرگواری و درایت مراجع آگاه و حامی انقلاب ستودنی است ، ولی وقتی صداهایی غیر از رهبری آنقدر بلند شوند که بتوانند با کمک رسانه ی ملّی در مسائل سیاسی غیر اولویت دار تجمعی راه بیاندازند با فلسفه ی رهبر واحد مقتدر اگر تضاد نداشته باشد ولی نشانه ی خوبی هم نمی تواند باشد .


خاطره ای از امام خمینی ؛

از تحریم « رادیو » تا تحریم « همراه تصویری » ، نظر رهبری چیست ؟!

مسئله ی دیگری که اخیراً باز بزرگنمایی شد ورود سامانه ی تلفن همراه جدیدی است که خدمات ارتباط تصویری می دهد.

البته اگر ماجرا رسانه ای نمی شد و از مجرای حکومتی رسیدگی می شد حضراتی که نظر فقهی مغایری دارند نیز نگرانی هایشان حتماً بر طرف می شد ، ولی با جنجال رسانه ای سر این ماجرا حساسیت بیشتر و میل استفاده از این دستگاه کم نشد که افزوده شد.

در سرگذشت مرجع بزرگ حضرت آیت الله العظمی بروجردی ( قدس سره ) آمده که وقتی قرار شد اولین ایستگاه رادیویی در ایران به راه بیافتد و با توجه به رویکرد دین ستیزانه ی رژیم پهلوی بدیهی بود غالب برنامه های آن نگران کنند باشد ، بنابر این مرجع بزرگ شیعیان تصمیم به تحریم این ابزار گرفت ولی قبل صدور فتوا با مشاوران خود که حضرت امام خمینی ( قدس سرّه ) برجسته ترین آنها بود جلسه ای گذاشتند .

حضرت امام هشدار دادند که اگر این فتوا صادر شود دشمنان تبلیغ می کنند که حوزه شیعه با مظاهر پیشرفت و تمدن مخالف است .

ما که با اصل رادیو مشکل نداریم ما با نوع استفاده ای که از آن می شود مشکل داریم .

حال درباره ی این تلفن همراه کذائی هم به عنوان یک پدیده ی تکنولوژی باید برخورد کرد و به جای ردّ مطلق و بی اعتمادی به مردم آنها را آگاه کرد و چگونه امام فتاوایی برای زندگی در فضا هم صادر کردند امروز نیز حوزه روش استفاده از این محصول جدید و خط های قرمز آن را ترسیم کند.

ولی متأسفانه باز برخی از نیروهای انقلابی احساساتی با گمانه زنی های غلط بدون در نظر گرفتن نظر رهبری معظم انقلاب اسلامی که فصل الخطاب اینگونه مسائل است مسیر مدیریت کشور را در این موضوع از خط رهبری خارج کردند .

آیا رهبری با لقب « عقبه ی تئوریک نظام » ؛

رهبری فکری را به دیگری سپرده ؟!!!  

باید هشیار بود ، اگر هر روز صدایی غیر از رهبری ولو از سوی کسی که مورد تأیید رهبری هم می باشد بخواهد اولویت نشان دهد ، نظام و قوام کشور از هم می پاشد .

مثل این معضلی که در چند سال اخیر رویداد که با وجود اینکه رهبری مقابله با فتنه و فتنه گران را با بازخوانی مکرر ازاولویت ها قرار دادند ، ولی برخورد با واژه ی ابداعی آقای رفسنجانی « جریان موهوم انحرافی » اولویت قرار گرفت و رئیس جمهور و دوستانش مورد آماج هتاکانه ترین هجمه ها شدند ، در صورتی که رهبری نه تنها سخنی از این جریان موهوم نداشتند بلکه بارها صریحاً آنرا « اختلاف سلیقه بین نیروهای انقلاب » دانستند ولی فدائیان چشم بسته ی ولایت اولویت را از کسانی دیگر گرفته و اخیراً هم بدون توجه به خیانت خوانده شدن تهییج احساسات توسط رهبری برای مقابله با خطرناک ترین انحراف آتش تهمت و افترا را به دولت خودی بیش کرده اند.

و وقتی معترض روش برخی از ایشان می شویم صریحاً می گویند حضرت آقا رهبرسیاسی است و رهبری فکری را با لقب « عقبه ی تئوریک نظام » به دیگری سپرده اند ! گرچه بزرگی که این نسبت را به ایشان می دهند اصلاً به این نوع اظهارات مریدنمایان اعتقادی ندارد بلکه من معتقدم که ایشان از این نظرات عجیب منسوبان خویش خبرهم ندارد ولی نفوذی ها با ادعای ولایتمداری گناه کبیره ی نسبت غلط دادن به رهبری را باب می کنند و این رویه نگران کننده خطر احتمال تشکیل گروههای تکفیری را بیشتر کرده است .

حال که رهبری بدون هیچ تعارفی مواضع خود را بیان می کند این سردرگمی و دل و دین سپردن به غیر از ایشان و انحراف از مسیر ولایت چه توجیهی دارد ؟!

مسعود شفیعی کیا

91/12/22

( سال تولید ملّی و حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی )

ربیع الثانی 1434

 

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 و ساعت 16:14 |

بسم ربّ الشهداء

 

( نقد چند نقل قول از آیت الله مصباح )


 


بهائیت دشمن ایران و ایرانی گری ! /


چه کس چاوز را مروج مهدی موعود کرد؟!

 

آیا دم زدن از ایران بهائی گری است ؟!

در برخی از اخبار سخنانی از حضرت آیت الله مصباح یزدی در ضمن سخنرانی دانشگاه شریف درج شده است که موجب نگرانی تکرار شرایط بغرنج و اختلاف انگیز بین نیروهای خودی در سال 89 و 90 را در آستانه ی انتخابات حساس ریاست جمهوری 92 زیاد کرده است .

یا این سخنان چون گذشته بازی ژورنالیستی سایت ها برای جریان سازی است و یا سخنران محترم آنرا به کار برده ولی در هر صورت بازخورد این سخنان با توجه به فرمان صریح رهبری معظم انقلاب اسلامی در منع « تهییج احساسات و اختلاف افکنی » در این شرایط مطلوب نیست.

چنانچه رجا نیوز از ایشان نقل کرده است:

« باید مراقب باشیم چرا که باید کسانی سرکار بیایند که اولویتشان اسلام باشد نه ایرانی بودن، اینکه شعار ایران بدهند این شعار بهایی‌ها هم هست. »

این سخن از آن جهت که به دور از چارچوب منطقی می باشد بیشتر احتمال دارد که نقل قول درستی از استاد نباشد ، چراکه با این منطق هرکه دم از ایران و ایرانی بزند بهائی است . و ...

چندی پیش شعر خوانی مرحوم « دکتر حسن حبیبی » در فرهنگستان زبان فارسی از سیما پخش شد که پر ازجملات ستایش آمیز از ایران و ایرانی بود و آن مرحوم با اشک هایی جاری دلدادگیش به ایران را فریاد می کرد حال با این ملاک آیا چهره و نخبه ای برای کشور می ماند؟!

با این ملاک حساب تمام شاعران پاک است و کار تمام ایران دوستان تمام .


بهائیت ؛ دشمن ایرانیت و معتقد به « جهان وطنی » :

از همه اینها گذشته تا به حال کجا بهائیت ایران دوست و ایران گرا بوده است ؟! ، چرا برخی نسل دلداده ی ایران را به بهائیت خوش بین می کنند ؟! و چرا شمار این فرقه ی محدود را زیاد جلوه می دهند ؟!

فرقه ی ضاله ای که کعبه اش سرزمین های اشغالی فلسطین و قبله اش اسرائیل است و به جز نقش ستون پنجم دشمن در حدود دو قرن پیدایشش گلی به سر ایران و ایرانی نزده است را چرا قهرمان ایران گرایی معرفی می کنند ؟!

این در صورتی است که در مرام و آیین این فرقه ی ضاله اصلاً ایرانی گرایی مطرود و « جهان وطنی » مطرح است .

حال بر فرض که ایران گرایی از شاخصه های بهائیت باشد آیا هرکه دم از ایران زد بهائی شد ؟!

این استدلال مانند استدلال عوام کم تقواییست است که در ابتدای انقلاب بنده ی خدائی متدین چون سبیلش شبیه « صمد بهرنگی » بود ، به او می گفتند کمونیست و بیچاره را منزوی و بد نام کردند .

چرا برخی با سوء استفاده از نام بزرگان به دنبال اختلاف و کدورت آفرینی هستند ؟! چرا برخی سایت ها در تلاشند که از استاد مصباح یزدی همواره چهره ای عبوس و دور از منطق نمایش دهند ، در دوران وانفسای 2 خرداد نیز همین روش را روزنامه هایی که پایگاه دشمن بودند به کار می بردند و با تقطیع سخنان ایشان به دنبال وارونه نمایی از ایشان بودند.


امام خامنه ای :‌ « برداشتم این نیست که منظور آنها

( از مکتب ایرانی ) ، قرار دادن ایرانیت در برابر اسلامیّت باشد. »  :

حال به خصوص ایرانی گرایی که رئیس جمهور و دولت مطرح کرده اند به تصریح رهبری معظم انقلاب اسلامی در دیدار دوم جامعه محترم مدرسین در قم به هیچ وجه تقابل با اسلام در آن در نظر نیست : « من با طرح مکتب ایرانی مخالفم و نسبت به این موضوع به آقایان تذکر هم دادم ولی برداشتم این نیست که منظور آنها مقابل قرار دادن ایرانیت در برابر اسلامیت باشد .  »

( دیدار دوم جامعه مدرسین در قم -شبکه ایران  / گزارش آیت الله کعبی در کانون طلوع )

حال اگر گفته شود مقداری زیاده روی شده و یا نباید بیشتر به آن پرداخت شاید قابل پذیرش باشد ، و همانطور که رهبری به آن اشاره فرمودند به عنوان یک اختلاف سلیقه و یا احیاناً اختلاف عقیده تلقی شود (دیدار با سپاهیان 90/4/13 ) ولی تهمت بزرگ بهائی گری و بابیت و دشمنی با اسلام و فرماسونری از آن دست تهمت های بزرگ و گناهان کبیره ای است که نه تنها تهییج احساسات و خیانت اختلاف را ثمر می دهد بلکه زمینه بازگشت فتنه گران درون نظام را فراهم می سازد.

و متأسفانه رسانه هایی که خود را به جبهه پایداری منسوب می کنند با این موج آفرینی برآنند تا با تکرار اشتباه انتخابات مجلس نهم که منجر به از دست رفتن مجلس شد - که شاهد قرار گرفتن قهرمان تهمت زنی فراماسونری به دولت در دو فهرست پایداری و متحد بودیم - ‌حال نیز با جنجال بر سر جریان موهوم می خواهند زمینه ی  پیروزی دشمنان را فراهم کنند.

چه کسی « چاوز » سوسیالیسم را مروج مهدی موعود کرد ؟!‌

باز در این سخنرانی از آیت الله مصباح نقل شده است : « مراقب باشید حرفهای غلط نگویند، نیایند بگویند از حکومت صالحان حرف می‌زنیم و رئیس‌جمهور ونزوئلا را مطرح کنند. »

توجه خوانندگان را به این سخن جناب چاوز در ملاقاتش با « محمود عباس » رئیس تشکیلات خودگران فلسطین - بدون حضور دکتر احمدی نژاد - جلب می کنم :

« برای ما مسیحیان واقعی، قدس، سرزمین مقدس است. ... دو سه روز پیش که با احمدی نژاد، مرور می کردیم، همانگونه که آموزه های قرآنی می گوید؛ اینها برخواهند گشت! 

 یک روز عیسی در حالیکه دست مهدی؛ امام دوازدهم را گرفته است می آید، و در آن روز، صلح همه جهان را فراخواهد گرفت. 

ما به مهدی و عیسی می گوییم زود بیایید! زود بیایید! بیایند (بغض چاوز) سریع بیایند! ( تشویق حضار ) »

فیلم / چاوز: آن روز که مهدی(ع) بیاید صلح، جهان را فرا خواهد گرفت  

بزرگان جسارت مرا به عنوان یک طلبه ی ناچیز ببخشند ، ولی دهها سفر پرهزینه و رفتن بزرگان از جمله استاد مصباح به اسپانیا و آمریکای جنوبی  و سراسر جهان آیا تاکنون چنین بازده ای داشته است ؛ که یک رهبر بزرگ آمریکای لاتین که انقلابی « سوسیالیستی » کرده مروج منجی اسلام و مهدویت باشد ؟!  

و این کاری است که دکتر احمدی نژاد ما کرد ،  که جناب چاوز به جای ترویج آرمان های چپ گرایانه از آمدن مهدی سخن بگوید و یادم هست که دکتر احمدی نژاد در موسسه ی امام خمینی نیز  از ابراز گرایش مخفیانه ی چاوز به شیعه ی اثنی عشری خبر داد .

انصاف دهیم ،‌ آیا رئیس جمهور مظلوم ما به جای « حکومت صالحان »  چاوز را مطرح کرده است ؟!

در روایات اهل بیت علیهم السلام از ویژگی های علمای قم اتمام حجت و رساندن دین در تمام نقاط عالم آمده است ( بحارالأنوار ج 60 ص 213 ) ، حال که جای خالی ما را رئیس جمهور انقلابی و مکتبی پر کرده است چنین باید زیر پایش را خالی کنیم ؟! یا باید حوزه با استفاده از این فرصت به تبیین این حقائق به پاک ضمیرانی چون مرحوم چاوز بپردازد ؟!

تأکید امام خامنه ای در تحذیر همه و اهل قم

از سرگرمی در « مسائل فرعی » :

حضرت امام خامنه ای در دیدار مردم قم در 19 دی امسال که حضرت آیت الله مصباح یزدی هم حضور داشتند فرمودند :

« یک نکته‌ى مهم - براى شما جوانان عزیز قمى عرض می کنم ... -  شما اگر حواست پرت شد، شما اگر از موقعیت خودت غافل شدى، دلیل این نمیشود که دشمنى هم که در مقابل توست، حواسش پرت شده باشد؛ او ممکن است حواسش جمع باشد، بزند. پس باید حواسها جمع باشد. اینکه ما این همه عرض میکنیم، توصیه میکنیم، تأکید میکنیم، هم به مسئولین، هم به مردم، که خودتان را به مسائل فرعى سرگرم نکنید، براى خاطر این است. اینکه به مطبوعات، به رسانه‌ها، به روزنامه‌ها، به پایگاه‌هاى اینترنتى که امروز رواج پیدا کرده است، هى سفارش میکنیم که از وارد کردن حرفها و مطالب نادرست - که ذهن مردم را مشغول میکند - به فضاى ذهنى مردم پرهیز کنید، به خاطر این است. » ( 91/10/19 )

آیا صف بندی های دشمنان اینقدر پنهان است که خواص ما به جای آن به اختلافات انحرافی می پردازند ؟!

راه حل رفع نگرانی از رئیس دفتر سابق رئیس جمهور :

اگر نگرانی آقایان از نامزدی رئیس دفتر سابق رئیس جمهور است این همه تهییج احساسات و آشوب فضا به نفع دشمن لازم نیست .

چرا که اولاً هنوز نامزدی وی محرز نیست و تاکنون برنامه ای مشهود نیست و اگر هم وی به عنوان یک ایرانی که حق نامزدی در انتخابات دارد وارد این صحنه شود دو حالت دارد ؛ یا شورای محترم نگهبان وی را تأیید صلاحیت می کند و یا تأیید نمی کند که در صورت رد که نگرانی حضرات برطرف می شود و در صورت تأیید وی ، باید مطیع رهبری باشیم که فرمودند :

« بعضى‌ها نقطه‌ى درگیرى را اشتباه میکنند؛ خمپاره و توپخانه‌ى خودشان را آتش میکنند به سمت یک نقطه‌اى که آنجا دشمن نیست، آنجا دوست است. بعضى‌ها رقیب انتخاباتى خودشان را «شیطان اکبر» به حساب مى‌آورند! شیطان اکبر آمریکاست، شیطان اکبر صهیونیسم است؛ رقیب جناحى که شیطان اکبر نیست، رقیب انتخاباتى که شیطان اکبر نیست. من طرفدار زیدم، شما طرفدار عمروئى؛ من شما را شیطان بدانم؟ چرا؟ به چه مناسبت؟ در حالى که زید و عمرو هر دو ادعاى انقلاب و اسلام میکنند، در خدمت اسلام و در خدمت انقلابند. خط درگیرى با دشمن را مشخص کنیم.  »

( دیدار بسیجیان خراسان شمالی - 91/7/24 )

پس ابلیس انگاری افراد دیگر خروج از ولایت است حال هر چه ما بگوییم : « سال ها باید سجده کنیم تا شکر ولایت فقیه را به جا بیاوریم و ... »  ولی در این پیچ حساس تاریخی اینگونه فضا را مشوش کنیم خود شده ایم وقود فتنه و خبر نداریم .

امیدواریم مکاران صحنه ی سیاست و رسانه های آنان دیگر با تقطیع کلمات حضرت آیت الله مصباح به هزینه کردن نماد بصیرت حوزه  برای مقاصد شوم خود نپردازند .

آیا منحرفان می توانند ارزش های انقلاب را کاملاً برجسته کنند ؟!‌

بزرگان اخلاقی حوزه که حضرت آیت الله مصباح هم از همین بقیة السلف می باشند ، به ما یاد داده اند  که اگر بر فرض در کسی و افرادی انحرافی دیده شد باید در رفع آن ناصحانه کوشید نه با جنجال آفرینی راه صلاح را بست و فرصت نفوذ خناسان را ایجاد کرد.

ما حتّی درباره شخص « باب » داریم که علمای بلادی مثل شیراز و تبریز ساعت ها با وی به مناظره پرداختند بعد حکم انحراف او را دادند .

حضرت آقا فرمودند : « در این سالهائى که دولت نهم و دولت دهم بر سر کار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چیزهائى که امام به آن توصیه میکردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه کاملاً برجسته شده:» ( 91/6/2 - دیدار هیأت دولت )

به راستی مگر می شود دولتی که اینگونه توصیف شده است را خطرناک ترین جریان در انتحابات پیش رو دانست ؟! اینکه همان منطق جناب رفسنجانی در این چند سال تلاشش برای سرنگونی دولت عدالت بوده ؟!

زنگ خطر شکل گیری تشکل های تکفیری در کشور :

ولی روش کودکانه ی امروز که با استناد به کلمات تقطیع شده ی فردی و با مبنا قرار دادن اخبار مراکز بعضاً تحت نفوذ جریان های قدرت و ثروت و بر خلاف منش رهبری حکم ارتداد و انحراف کسی را صادر کردن روش خطرناکی است که در بازه ی زمانی می تواند شکل گیری گروههای تکفیری را بیم دهد.

چناچه امروز هزاران جوان بازیخورده مسلمان با استناد به ظواهر غیر اسلامی دولت « اسد » منطقه و خط مقدم مقاومت را نا امن کرده اند و ...

در شرایط کنونی این نوع سخنان چون ریگی در برکه ی احساسات نیروهای کم تجربه ی انقلابی است که  در کرانه های آن امواج بلند اختلاف و فتنه خانمان برانداز به وجود می‌ آورد و خود بگویید ثمره ی بیش از دوسال اختلاف و تهمت زنی به عدالتخواهان چه بود ؟!

البته هرچه این اتفاقات پیش بیاید انقطاع از اسباب و توکل به خداوند متعال و توسل به ذات مقدس ولی عصر علیه السلام بیشتر و محکمتر شده و ما هم چشممان به دفع فتنه توسط آن ولی الله الأعظم دوخته شده است .

مسعود شفیعی کیا

91/12/19

( سال تولید ملّی و حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی )

ربیع الثانی 1434

  حسینیان : چاوز حتی از جمهوری اسلامی ایران خواست طلبه هایی را به زبان اسپانیولی آموزش داده و برای تبلیغ شیعه به کشورش بفرستد .


خانواده احمدی‌روشن: چاوز جزو اولین کسانی بود که شهادت مصطفی را تسلیت گفت


روایت میرتاج الدینی از ملاقات احمدی نژاد با مادر چاوز


واکنش صالحی به حواشی دیدار احمدی نژاد با مادر چاوز و انتقاد از رسانه های داخلی


تصاویر / وقتی شگرد همیشگی رئیس جمهور جواب نداد



+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در شنبه نوزدهم اسفند 1391 و ساعت 18:9 |

بسم ربّ الشّهداء

 

( اعتراض به بدعتي آشكار )


آقای رفسنجانی با نام «واقع گرایی» به «نسخ» احکام قرآن می اندیشد؟!!!/



اختیار «مجمع تشخیص مصلحت نظام » بالاتراز « ائمه اطهارعلیهم السلام »؟!!!



« اسلام واقع گرا » یا « لیبرالیسم اسلامی »‌ ؟!

اخیراً سایت جناب آقای اکبر رفسنجانی به دنبال مکتب سازی از افکار ایشان به نشر سخنان چند سال پیش وی پرداخته که با  مبانی اسلام ناب محمّدی در تعارض می باشد.

وی در این سخنان با مطرح کردن تعبیر « اسلام واقع گرا » ، اسلامی را مطرح می کند که بنابر شرایط زمان و روز تغییر پذیر بوده و مجمع تشخیص مصلحت نظام را سازوکار این تغییرات می داند!

البته تا اینجای کلام به ظاهر منافاتی با پویایی فقه در مواجهه با شرایط  مکان و زمان ندارد .

ولی مبنا و روشی که وی مطرح می کند گویای برخورد « اومانیته » و « لیبرال منشانه » وی با احکام اسلامی است .

وی در ادامه این سخن مدعی می شود :

« اصل اسلام واقع‌گراست. این واقعیت برای من خیلی روشن است.

در بحث های قبلی که سر مسایل اقتصادی و معیشتی داشتیم، گفتیم که اسلام واقع‌گرا است و نمی‌خواهد آنچه را که خداوند در فطرت انسان گذاشته، ندیده بگیرد. معنای دین فطری این است.به جلو که می‌رویم، با تغییر شرایط باید تغییر موضع بدهیم. پیامبر‌ و ائمه ما این‌گونه بودند. حتی نسخ در احکام قرآن هم هست. » ( سایت اکبر رفسنجانی )

در این سخن جناب رفسنجانی دو مغالطه به چشم می خورد ، ابتدا اینکه وی با مطلق انگاری تمام خواسته های بشر به عنوان « فطرت » مغالطه ی « اومانیسم ها » را تکرار می کند که با قداست بخشیدن به تمام خواسته های بشری - اعم از فطری و نفسانی - آنرا ملاک تدوین قوانین اجتماعی خود کرده اند ، بنایر این در کنار قوانینی عقلائی ، قوانین مشمئز کننده نیز در این مکتب نمایان می شود که روزی تعدد همسران بانوان را مجاز و از حقوق آنان دانسته - که دولت خاتمی مصرانه به دنبال امضای آن کنوانسیون بود - و چندی بعد نیز بر همین مبنا همجنسگرایی را قانونی می کنند .

گرچه جناب رفسنجانی به این صریحی این مطلب را بازگو نکرده است ولی بازخورد تصمیمات فرهنگی و اقتصادی دولت وی و خاتمی خود گواه این نوع بینش می باشد .


« نسخ احکام قرآن» ؛ اختیار ویژه پیامبر اعظم ،

 که جناب رفسنجانی به مجمع تشخیص مصلحت نظام تفویض کرد !!!

حال اگر مغالطه ی نخست را بتوان نادیده گرفت و حمل به صحت کرد ولی ادعای ایشان در « نسخ » پس از پیامبراعظم صل الله علیه و آله ، از بدعت های آشکار روزگار ماست که مدعیانی که فقط از دکتر احمدی نژاد و دوستانش اسلام را در خطر دیده اند را رسوا کرده است  .

آنانکه ذره ای در علوم قرآنی مطالعه دارند اذعان دارند که « نسخ » به معنای تغییر احکام قرآن ، پدیده ای بود که در احکامی مشخص و معدود و فقط توسط پیامبر اعظم صل الله علیه و آله صورت گرفت و پس از ایشان حتّی ائمه ی اطهار علیهم السلام به عنوان « اولوالأمر » نیز قادر به نسخ احکام قرآن نبوده اند.

 ولی جناب اکبر رفسنجانی سرخوشانه از امکان تکرار آن توسط مجمع تشخیص مصلحت می گوید و برای آن مجمع - و در واقع خود -  اختیاری را قائل می شود که ائمه ی اطهار علیهم السلام نیز وارد آن محدوده نشده اند ! و اینچنین بدعت « اجتهاد در مقابل نص »  که انزوای قرآن و سنت را در تاریخ اسلام منجر شد در سکوت خواص تکرار می شود !!!

واضح است وقتی احکام ثابت قرآن در مکتب رفسنجانی نسخ پذیر است دیگر جایگاهی برای دستورات « ولایت فقیه » در این مکتب نمی ماند.

( هاشمی دهه ی 30 )

( هاشمی 2005 - تغییر موضع رفسنجانی با تغییر شرایط )

« مصلحت و مفسده » تابع مقاصد شریعت یا مصالح شخصی ؟!

آقای رفسنجانی بلافاصله در مغالطه ای دیگر با مطرح کردن اصطلاح فقهی « مفسده و مصلحت » بر تحمیل مکتب خود اصرار می کند.

در صورتی که مصلحت و مفسده که در احکام فقهی مطرح است نمی تواند مجوز تعطیلی و تغییر احکام إلهی باشد.

چرا که بنابر اتفاق تمام فقیهان به استناد نصوص اسلامی ، آن مصلحت و مفسده ای که مقیاس و شاخص امر و نهی در شریعت اسلام می باشد آنی است که : « تتّفق او تنافی مع مقاصد الشرعیّة » ( مصلحت مطابق با مقاصد شریعت اسلام و مفسده هم آن چیزی است که مغایر با مقاصد شریعت اسلام است.) که این مقاصد صیانت از دین و دنیای مردم را دنبال می کند .

بنابر این ملاک تشخیص مفسده و مصلحت نظام ، چنانچه در برخی از رویه های ایشان مشهود است منفعت طلبی های حزبی و شخصی نمی تواند ، باشد .

بلکه ملاک در تشخیص احکام ثانویه و احکام حکومتی ،‌ ملاک های شرعی که مصلحت تمام مردم را در نظر می گیرد باید باشد نه بر اساس « لیبرال دموکراسی » و « حزب و قبیله گرایی » که متأسفانه اکنون مشهود است .

بنابر این هوس های شخصی و مطالبات جامعه ی جهانی اومانیسم را ملاک قرار دادن با مقاصد شرعی منافات دارد و در اصل تشخیص مفسده ی نظام می باشد.

 و این با منش فقیهان بزرگمان نیز در منافات است ، چنانچه در شرح حال علامه حلّی ( قدس سرّه )  آمده : وقتی می خواستند فتوای چند صد ساله ی نجاست چاه متنجس را بنابر فتوای شرعی  خودشان تغییر بدهند چاه آب منزل خود را پر کردند که شبهه ی منفعت شخصی خود از این فتوا را بر طرف کنند .

« مجمع تشخیص مصلحت » سازوکار آسودگی مردم یا ... ؟!

ولی تشخیص  مصلحتی که اموال عمومی و دولتی دانشگاه آزاد را بر خلاف نظر فقهی رهبری ، وقف عده ای خاص می کند نه تنها نمایانگر « اسلام واقع گرا » نیست بلکه زنگ خطر سوء استفاده ی شخصی از این سازوکار ملّی  می باشد.

و این با شرح وظائفی که حضرت امام خمینی و امام خامنه ای برای آن مجمع در نظر گرفته اند منافات دارد چراکه رهبران انقلاب اسلامی آنرا نخست سازوکاری برای رفع معضلات نظام و گره های زندگانی مردم خارج از چارچوب قوانین جاری کشور دانسته اند و در مرحله ی بعد سازوکار مشورتی رهبری پیش بینی کرده اند.

ولی متأسفانه آقای رفسنجانی با قائل بودن به نسخ در عصر کنونی و بلافاصله با ایجاد جو روانی بر علیه این تفکر بدعت آمیز با عنوان « جنگ با روحانیت »  به دنبال ایجاد « سکولاریسم محتوائی » در حوزه می باشند.

 تا تحت عنوان گشاد « تغییر موضع بنابر تغییر شرایط » و آن هم تحت پوشش لباس روحانیت ، آموزه های اقتصاد لیبرالیسمی و فرهنگ اومانیسمی را حاکم کرده و چون دولت های کارگزاران و مدعی اصلاحات کار را به « تکنوکرات های لیبرال » بسپارند و بنابر این تلاش دولت نهم و دهم در عدالتخواهی یا برای حذف ربا از نظام بانکداری چون با شرایط روز ( جهان لیبرال ) در تضاد است خروج از اعتدال و تندروی و مخالفت با روحانیت تلقی می شود و تو خود بخوان حدیث این مجمل ...

که همه ی اینها خواب های خوشی است که  برای بعد از دولت دکتراحمدی نژاد دیده اند که إن شاءالله تعبیر نخواهد شد.

در صورتی که اسلام واقع گرا همانی است که رهبری معظم انقلاب اسلامی می فرمایند و صریحاً در مقابل چنین موضع گیری های جناب اکبر رفسنجانی می فرمایند :

« یک حرفى را سر زبانها انداختند، درباره‌اش نوشتند و گفتند؛ الان هم انسان در گوشه و کنار میشنود که ملاحظه‌ى واقعیتهاى جامعه و جهان، با آرمان‌گرائى نمیسازد. آرمان‌گرائى را اشتباه کردند با رؤیاگرائى. آنچه که ما میخواهیم دنبال کنیم و اصرار بر آن داریم، این است که واقع‌بینى، مشاهده‌ى واقعیات جامعه و جهان، با آرمان‌گرائى و تعقیب آرمانها و آرزوهاى بزرگ ملت ایران هیچگونه تنافى و تعارضى ندارد. »

( 91/5/3 - امام خامنه ای در دیدار مسئولان نظام )

مسعود شفیعی کیا

91/12/15

(سال تولید ملّی و حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی )

ربیع الثانی 1434

 « سکولاریسم محتوائی » ؛ خطرناک ترین شقّ سکولاریسم در حورزه !

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 و ساعت 16:25 |

بسم ربّ الشهداء



( دیده بانی فتنه جدید )


آیا دخالت جریان آقای رفسنجانی در اخلال بازار توهم است ؟! ‌/

 

( کاخ مرمر ؛ جایی که آقای رفسنجانی دغدغه ی اقتصاد کشور را دارد . )

 

« اتاق های بازرگانی » یا تشکل اقتصادی احزاب  ؟! /

پشت پرده ی تلاش در مجلس برای تعطیلی هدفمندی یارانه ها ! /


« اقتصاد مقاومتی » سهم مردم و « اقتصاد درآمدی » سهم احزاب !





وعده ی سقوط شش ماهه احمدی نژاد با کمک سیستم بانکی :
اولین بار که رئیس جمهور محترم به شهر مقدس قم رفتند در اجتماع مردم قم از شخصی سخن گفتند که همه می شناسیم .
و رئیس جمهور گفت که آن عالیجناب در جمعی وعده ی سقوط دولت عدالت را در شش ماه داده است . و گفته بود :‌« احمدی نژاد بالا بره پایین بیاد تا بانک ها و نفت در دست ماست ، نمی تواند کار از پیش ببرد . »
شاید برخی که عافیت طلبی آنها را به ساده بینی مسائل واداشته چنین سخنانی را توهم  بدانند.
ولی کسانی که سر سفره ی‌ آماده ی بیت المال ننشسته اند و  از حقوق های چرب برخوردار نیستند و اندک تجربه ی کار در بازار تجارت و صنعت را دارند ،‌ به درستی انحصار اقتصاد در بخش های مختلف در دست عده ای خاص و اجحاف سیستم بانکی به مردم به نفع آن عده خاص را با تمام وجود  لمس می کنند، از این رو بیش از هفت سال هرگاه رئیس جمهور از ارائه ی طرح اصلاح نظام بانکی سخن به میان آورده جنجال و بلوایی پیش‌ آورده اند تا این امرمهم محقق نشود .
ولی مضحک تر اینکه عده ای هدفمند بر‌آنند اشکال نظام بانکی و فساد 3000 میلیارد ی سر بر آورده از همین ساختار تبعیض آلود و نا هماهنگ با دولت را به گردن دولت بیاندازند!

انحراف اجرای « اصل 44 » از مردمي سازی اقتصاد توسط بانک ها :

شروع دولت نهم هم زمان شد با اجرای جدّی سیاست های ابلاغی « اصل 44 » ، ولی اشراف سر برآورده از درون نظام  نمی خواستند انحصار بازار را از دست بدهند و بلکه به دنبال حداکثر بهره برداری از این فرصت بودند.
در این برنامه موج سازان رسانه ای و تریبون داران این جریان به دنبال متهم کردن دولت به عدم پایبندی به سیاست های ابلاغی اصل 44 بودند تا با ایجاد شتابزدگی در مسئولان  فکر و تلاش آنها را از اصلاح زیرساخت های اقتصادی کشور برای ظرفیت یابی این تحول بزرگ منحرف کرده و به کمک سیستم بانکی همراه و همان معدود سیاسیون که انحصار اقتصاد را هم در دست دارند واگذاری ها را به نفع خود تمام کنند که خطبه های نمازجمعه ی آقای رفسنجانی رمز آغاز این هجمه حساب شده بود.
وسیستم بانکی نیز مانع اصلی مردمی سازی شد ، چنانچه آقای « شیخ الاسلام » وزیر کارو رفاه و تأمین اجتماعی که در سال 90 تعهد اشتغال زایی برای دو و نیم میلیون نفر داده بود که حدود یک میلیون نفر تحقق یافت ،‌ایشان در پاسخ نماینده ی مجلسی که معترض این امر شده بود علّت اصلی نرسیدن به دو و نیم میلیون شغل را به درستی بد قولی بانک ها در دادن تسهیلات به کار‌آفرینان دانست و گفت : « بانک ها 30 درصد تعهدات مالی خود را فقط عملی کردند ولی با این حال ما حدود نیمی از تعهد خود در اشتغال زائی را عملی کردیم . »
حال می توان با تمام وجود سخن آن شخص که گفته بود :‌« تا بانک ها در دست ماست احمدی نژاد بالا بره پایین بیاد کاری نمی تواند بکند . » را درک کرد .

موانع مردمی شدن اقتصاد ؛

« اتاق های بازرگانی » یا « تشکل اقتصادی احزاب » :
با تلبیس صدا وسیما و مصاحبه های هدفمند آن با چهره های مطرح اتاق های بازرگانی و معرفی کردن آنها به عنوان نماینده بخش خصوصی ظلم به مردم شکل گرفت چرا که رهبر معظم انقلاب اسلامی هدف از ابلاغ سیاست های اصل 44 را مردمی شدن اقتصاد دانسته بودند ولی اتاق های بازرگانی حال سازوکاری شده است برای تعمیق انحصار اقتصاد در دست کارگزاران دولت های گذشته .
چرا که اگر به ترکیب و شاکله ی اتاق های بازرگانی درست دقت شود ، مدیران و اعضاء برجسته ی آن یا از چهره های سرشناس حزب موتلفه و یا از کارگزاران دولت های رفسنجانی وخاتمی می باشند مثلاً آقای « نهاوندیان » رئیس فعلی این اتاق ، کارشناس ویژه ی صداوسیمای آقای لاریجانی و در زمان خاتمی معاون وزیر بود و در اواخر دولت خاتمی جناب نهاوندیان از طرف جریان آقای هاشمی رفسنجانی که مدیریت اقتصادی دولت خاتمی را در دست داشتند به عنوان هماهنگ کننده و رئیس تیم مذاکره کننده ی ورود ایران به WTO معرفی شد و همینطور آقای «آل اسحاق »  رئیس اتاق تهران ، وزیر دولت آقای رفسنجانی بوده است .
افرادی چون آقای « بهرامی » که مسئول ستاد انتخاباتی قالیباف در سال 84  بود و در ستاد مبارزه با قاچاق خاتمی نیز مسئولیت داشت و گویا در همان مسئولیت  نیز زلفش به جناب سردارگره خورد از اعضای مطرح اتاق های بازرگانی می باشد.
ولی حال این اتاق های بازرگانی که می توان به قاطعیت آنرا تشکل اقتصادی احزاب دانست چه قدر می توانند نماینده ی مردم در مردمی کردن اقتصاد باشند ؟!

امام خامنه ای : افراد نظام کار اقتصادی را بر خود حرام کنند !/
دولتیان و مجلسیان و نظامیان سابقی که انحصار اقتصاد را در دست دارند؛ اساسی حرام :

کسانی که در زمان مسئولیت خود در سمت های اجرائی و یا نمایندگی مجلس بر خلاف امر رهبری به کار اقتصادی پرداخته اند آیا می توانند نماینده ی واقعی بخش خصوصی باشند ؟!‌
این درصورتی است که حضرت امام خامنه ای از زمان دولت های قبل  کار اقتصادی و فرصت طلبی از مسئولیت های نظام برای درآمد زائی را حرام دانستند ولی نافرمانی اغلب مسئولان گذشته  ایشان را واداشت که خطاب به دولت خاتمی و مجلسیان به صراحت بگویند :
«برادران و خواهران عزیز! این صراط براى من و شما خیلى حساس است. ما مسؤولیم. ما با آدمهاى معمولىِ کوچه و بازار فرق داریم. ما چه نماینده‌ى مجلس باشیم، چه عضو دولت باشیم، چه مدیر فلان بخش نظامى باشیم، چه بخش قضایى باشیم، همین که شما آقایان و خانمها مسؤولان بخشهاى مختلف هستید، کار من و شما سخت است. ما اگر تخطى و لغزش پیدا کنیم و اشکالى در کارمان پیدا شود، ضررش فقط به خود ما نمى‌رسد؛ ضررش به جمع وسیعى مى‌رسد. ما اگر کم‌کارى و کوتاهى کنیم، کشور ضرر مى‌کند. ما اگر خداى نکرده از هواى نفس خود در تصمیم‌گیرى‌ها پیروى کنیم، از رفیق‌بازى و خطبازى و عدم ملاحظه‌ى ارزشهاى حقیقى تبعیت کنیم، کشور صدمه مى‌بیند. کار ما سخت است. ما بیشتر از دیگران باید به فکر جهنم و عبور از این صراط دشوار باشیم. این چند سال مسؤولیت، ابدى نیست. نماینده‌ى مجلس هستید، عضو دولت هستید، وزیرید، مدیرید؛ این سه سال، چهار سال، پنج سال، ده سال مى‌گذرد. اگر این چند سال را دندان روى جگر بگذارید و دنبال کسب پول، دنبال درآمدهاى نامشروع، دنبال رانت‌خوارى، دنبال استفاده‌ى از امکانات دولتى و دنبال تعرض به بیت‌المال نباشید - این‌که خیلى دشوار نیست - » ( دیدار مسئولان نظام -83/8/6 )

ولی واقعیت این است که نافرمانی و عدم ولایتمداری اغلب مسئولان در دوره های مختلف برخی از ایشان را به نوکیسه گانی مبدّل کرد که بر گلوگاههای مهم اقتصادی تسلط داشته و با نفوذ در اتاق های بازرگانی و حتّی دخالت در بانک های دولتی ، دولت در سایه ایجاد کرده اند.

( نهاوندیان در اتاق های بازرگانی )



« بهبود فضای کسب و کار » طرحی برای تکمیل انحصار اقتصادی احزاب :
مجلش هشتم و نهم به خصوص با  دنبالگیری هیأت رئیسه ی آن با تصویب طرح « بهبود فضای کسب و کار » این جریان را به تسلط کامل بر کرسی تصمیم گیری  اقتصاد رساند و در سال گذشته سکانداری بازار را در دست گرفت و در غیبت دولت دیدیم که چه مقدار با تحریم ها ی دشمن همراهی کرده و در تضعیف مردم از هیچ ... فروگذار نکردند.
در التهابات اقتصادی اخیر که  حاصل تبانی بانک ها و اتاق های بازرگانی برای کاهش ارزش پول ملّی بود «
کاهش ارزش پول ملّی » ، این جریان نه تنها باری از نظام و مردم بر نمی دارند بلکه پس از هر پیروزی و حضور چشمگیر مردم مثل‌آنچه که در 22 بهمن امسال شکل گرفت ، بی پروا با احتکار و کمبود ساختگی  فشار بر بازار و گرانی ها را مضاعف می کنند.

« اقتصاد مقاومتی » سهم مردم ؛ « اقتصاد درآمدی » سهم احزاب /

اکبر رفسنجانی:پرداخت مبلغ ناچیزبه مردم«انحراف هدفمندی»است./

کارچاق کنی حلقه ی اتصال آقای رفسنجانی در مجلس :

حاصل این شده است که چهار پنج هزار نفراز وابستگان احزاب قدرت و ثروت مردمی سازی اقتصاد را به نفع خود تمام کرده و متأسفانه نظام بانکی کشور نیز در سکوت مراکز نظارتی در ارائه ی تسهیلات فقط همین چند هزار نفر را شناخته و در قبال بدهی های ایشان ملایمت به خرج می دهند و دستگاه قضایی نیز در قبال فهرست بدهکارانی که رئیس جمهور داده است فعلاً به برگزاری ضیافت و مذاکره ی ملایم بسنده کرده است .
ولی مردمی که در شرایط سخت به داد نظام می رسند سهمشان تحقیر برای اندک مبلغ وام از بانک ها و جریمه ی حرام در ازای چند روز تأخیر بازپرداخت اقساط آن است .
شاید برخی متوهمین تا پیش از این گمان می کردند که بانک ها در اختیار دولت است ولی وقتی منع اخذ جریمه را رئیس بانک مرکزی چند بار به تمام بانک ها ابلاغ می کند و موثر نیست شما چه مدیریتی برای دولت می بینیند و از این قبیل است غدم ارائه ی گزارش عملکرد بانک ها به بانک مرکزی درباره ی هزینه ارز دریافتی که مکشوف شده است که ارزی که برای تسهیل واردات ضروریات مردم داده می شده با تبانی بخش اختصاصی و احتکار برای افزایش قیمت ارز در بازار به کار گرفته شده است و وقتی که بانک مرکزی این درآمد نامشروع را به نفع مردم از بانک ها برداشت می کند به جای بانک های متخلف ، بانک مرکزی زیر ذره بین مراکز نظارتی می رود.
هماهنگی کامل اتاق های بازرگانی با آقای رفسنجانی و بیش فعالی های ایشان در این زمینه مثل برگزاری دو همایش « امنیت غذائی » توسط « نوبخت » عضو ستاد انتخاباتی رفسنجانی و هم زمان بالا رفتن تصاعدی قیمت مواد غذائی و افزایش احتکار در سایه ی عدم برخورد قضایی با آنها و ... مواردی است که نمی توان آنها را معمولی تلقی کرد.
در‌آخرین دیدار مدیران صنایع عذایی که انحصار بازار را نیز در دست دارند آقای رفسنجانی از پرداخت یارانه ی نقدی به مردم به عنوان « انحراف یارانه » تعبیر کرد.
و با گفتن نکته ای پرده از طرح یارانش در مجلس برای تعطیلی هدفمندی یارانه ها برداشت و گفت : « نتیجه هدفمندی یارانه می‌بایست تقویت تولید و رشد اقتصاد و کشاورزی کشور می‌شد و نه سرازیر کردن مبلغی ناچیز به حساب مردم . »
تلاش جریانی که تمام التهابات صحن مجلس مثل « تعطیلی ادامه هدفمندی » ، « سوال از رئیس جمهور » و « استیضاح وزیر کار » توسط ایشان مدیریت می شود و چهره های شاخصی چون آقایان « ع م  » ، «‌ ا ت » و « م م » و بخش مهمی از هیأت رئیسه را شامل می شوند بنابر همین دغدغه ی جناب رفسنجانی نبرد بی امان  برای مقابله با پرداخت حقّ مردم دنبال می شود .

هدفمندی مد نظر رفسنجانی و دوستانش درمجلس همان « تعدیل اقتصادی » با چاشنی سرکوب مردم :

اگر چه ایشان با گفتمانی پسندیده به استدلال می پردازند ولی مقصود نهائی ایشان از تعطیلی روش دولت در هدفمندی عبارت است از :
1 - حذف یارانه ها از سوخت و گندم و تمام کالا ها وخدمات وافزایش قیمت  .
2 - پرداخت بخش قابل توجهی از درآمد حاصل از افزایش قیمت ها به صنایع و بنگاههای اقتصادی به جای مردم .
3 - مبلغ باقی مانده ( حدود 30 درصد ) به طور غیر مستقیم و به صورت تقویت بیمه ها وامثال آن هزینه  شود.
با توجه به ظلم فاحشی  که اکنون غالب بخش خصوصی به مردم می کنند و بدون توجیه ،‌اجناسی که پشتوانه ی ارزی نیز ندارند را احتکار کرده و با چند برابر قیمت می فروشند آیا پرداخت  این یارانه ها که از جیب مردم می رود به این بخش ، از بین بردن قدرت خرید مردم و سپردن مقدرات اقتصادی ایشان به کسانی که در وقایع ماههای اخیر نشان دادند ذره ای انصاف ندارند ،‌ تکرار همان سیاست غلط تعدیل اقتصادی دولت رفسنجانی نیست ؟!
شاید آقای رفسنجانی و دوستان جنجالیش در مجلس برنامه دارند که با تکرار سرکوب مردم قزوین و مشهد و محله سیزده آبان تهران سهم مردم را اینگونه بپردازند؟!
چنانچه در دولت آقای رفسنجانی مسئول برنامه و بودجه ی آن دولت در جلسه ای غیر علنی بودجه ای از مجلس وقت خواسته بود تا صرف خرید باتوم و سپر و لوازم سرکوب اغتشاش  کند چرا که برآورد آن دولت از تعدیل اقتصادی و تورم 50 درصدی آن  خروجی دیگری جز این نداشت .
مخالفت اخیر حلقه ی اتصال آقای رفسنجانی در مجلس برای پرداخت مبلغ جبرانی دولت نیز گویای همین رویکرد است که با دخالت رهبری معظم انقلاب اسلامی  طرح دولت برای پرداخت مبلغ جبرانی با دستوربرداشت از صندوق توسعه  توسط رهبری عملی شد.

احیای کوپنیسم برای تحقیر مردم / پرداخت نقدی ضامن حفظ کرامت مردم :

و مصحک تر اینکه حلقه ی اتصال آقای رفسنجانی در مجلس برای از بین بردن توجیه پرداخت نقدی به مردم با احیای کوپن و معضلات آن به تحقیر مردم پرداخته اند.
به راستی آيا قصد آقای رفسنجانی و حلقه ی مرتبتش در مجلس از این التهاب آفرینی ها که یکشنبه ی کذا را هم مدیریت کردند جز زمینه سازی برای بازگشت به قبل سال 84 است .
از این تلاطم جریان قدرت و ثروت و تلاش آن برای توقف پرداخت یارانه ی نقدی می توان فهمید که بهترین شیوه همین نوع پرداخت مد نظر دولت می باشد ، چرا که منابع مالی به جای اینکه در بانک ها انبار شود و فقط به چهار پنج هزارنفری که اغلب به تخریب بازار می اندیشند تعلق گیرد حال مردم نیز خود به ثروت هایشان دسترسی داشته و فقط دولت با استفاده از صداو سیما به آموزش مدیریت منابع و با حمایت از کار آفرینان به جذب این نقدینگی پرداخته و اینبار بنگاهها و بخش خصوصی بیمار به جای مستأصل کردن مردم در تنگناهایی پیش امده مجبور به اتخاذ روش های منطقی تر برای جذب منابع در دست مردم می شوند.


مسعود شفیعی کیا
91/12/8
( سال تولید ملّی و حمایت از کار و سرامیه ی ایرانی )
ربیع الثانی 1434


آقاي « رفسنجاني » حلقه ي واسط تكميل « ديپلماسي فشار و مذاكره »‌ آمريكا :


از مقابله با انحصار اقتصادی تا ارسال گزارش به قوه قضائیه!


فتنه بزرگ

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در سه شنبه هشتم اسفند 1391 و ساعت 9:25 |

بسم ربّ الشهداء




هتک حرمت گلزار شهیدان بهشت زهرا توسط شهرداری تهران!/


 

(تخریب گلزار بهشت زهرا برای همسطح سازی که با تحصن خانواده ی شهدا و امر رهبری فعلاً متوقف شده!‌)



چرا موزه جنگ را در گلزار شهیدان و دوکوه و چزابه و شلمچه و ... نمی سازند ؟!‌/



ساخت مقبره ی 72 تن توسط دولت رفسنجانی ؛ تحریف مردم گرائی بزرگان انقلاب  :



از تخریب گلزار شهدای بهشت زهرا تا پیست دوچرخه سواری ؛

اقدامات فرهنگی شهرداری تهران :

چندی پیش وقتی که به بهشت زهرا و قطعه شهیدان رفته بودم به منظره ی عجیبی برخورد کردم.
جایگاههای  دو چرخه اجاری که یکی از‌آنها در کنار قطعه 24 بود !
اگرچه اصل این کار اشکالی ندارد وظاهرش هم تسهیل زیارت شهیدان است ولی نوع دوچرخه ها که غالباً دوچرخه های مخصوص بانوان است و صحنه هایی که من از عکاسی آنها معذورم ، مثل دوچرخه سواری دخترکان  و ادا و اطوار هایی که در جوار شهیدان پیش از ساعات مراجعه رائرین انجام می دهند ،‌ یکی از آثار این اقدام فرهنگی شهرداری تهران بوده است ، و معلوم است اگر گلزارهای شهیدان را از نمادهای معنوی تهی کنیم و روایتگری صادقانه در آن نداشته باشیم ، مکانی که به فرموده ی حضرت امام « تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود » صحیفه ج 21 ص93 . برای دختر و پسر بی گناه مراجعه کننده که دوچرخه و محیطی خنثی برایش فراهم است و خوراک فرهنگی برایش از فرهنگ شهیدان آماده نکرده ایم  ، آیا آنجا تفرجگاهی بیش نخواهد شد ؟!

( ایستگاه دوچرخه در پشت قطعه 24 شهدا .

گنبد مزار هفتاد وتن در تصویر دیده می شود.)

از درج تصویر برخی از دوچرخه سواران معذورم !


 

حال به راحتی می توان مقصود تخریب قبور شهیدان که از اولین اقدامات فرهنگی شهردار تهران بود را درک کرد.
امّا غیرت خانواده ی شهدا و تحصن در قطعه شهیدان در همان ابتدای کارجناب قالیباف که به بهانه ی هم سطح سازی قبور شهیدان لودر بر قبر عزیزانشان راه انداخته بودند و با دخالت حضرت آقا موقت تعطیل شد ، مانع آن تاکنون شده است . ولی دوستان  سردار اهل طرقبه  که گلزار شهیدان « بهشت رضا » ی مشهد را سال هاست هم سطح و از روح و نمادهای شهیدان پاک کرده اند ، گویا منتظرند همین تعداد اندک پدرو مادران شهیدان هم به رحمت خدا بروند تا با همسطح سازی قبور شهیدان با دیگر قبور درذهن نسل های آینده دیگر برجستگی ای برای شهیدان باقی نگذارند.
گرچه با تبلیغات فراوان صدا وسیمای وامدار شهرداری  تلاش کرد که کتاب « بابا نظر »کتاب برتر دفاع مقدس نام بگیرد  ولی هر کس این کتاب سفارشی را که به ظاهر از جانبازبزرگوار و شهیدی نمونه از فرماندهان بی نظیرخطه خراسان خاطره نویسی کرده است را بخواند ، خواهد یافت که در آن بیش از« شهید بابا نظر» نام آقا باقر و آن هم اغراق آمیز تکرار شده است و شگفت انگیزتر اینکه  پویا نمایی صدا وسیما در اولین فرصت آنرا به فیلمی تبدیل کرده است !، جداً آیا افکار عمومی چنین برخورد ابزاری با شهیدان و فرهنگ شهیدان را می پذیرند؟!
ظاهراً هیچ قانون و شورای شهری و وجدان بیداری مانع کارهای ایشان نبوده ولی به ایشان که از خاطرات دفاع مقدس و دلاوری های رزمندگان مظلوم لشگرهای 5 نصر و21  امام رضا علیه السلام هنوز به یاد دارد ،‌ باید بگوییم که مقبره ی شهیدان بهشت زهرا پادگان قلعه مرغی و زندان قصر نیست که بتوانند  آنرا به  فضای‌ شهری تبدیل کرده  و حرمت آنرا نادیده بگیرند.

( تصوير پذيرايي آقاي قاليباف از هاشمي رفسنجاني در مراسم تقدير از زندانيان كميته ي مشترك ساواك )


چرا موزه جنگ را در گلزار شهدا و دوکوهه ،

چزابه و شلمچه نمی سازند ؟! 

حال موزه جنگ در تهران افتتاح کردن در کنار این هتک حریم شهیدان چه معنایی دارد ؟!

چرا مسئولان و حتّی مسئولان حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس محور کارهای فرهنگی و موزه سازی هایشان شهید محور نیست ؟! در تمام دنیا جائی موزه جنگ بر پا می کنند که سابقه ای از افتخاری تاریخی داشته است . برای موزه ساختن چه جایی بهتر از مقبره و گلزار شهیدان ؟1 و چه جایی بهتر از دوکوهه و کرخه و شلمچه و دارخوین و چزابه ؟!‌ البته با پر هیز از اِلمان های مدرن و اشرافی  بلکه با به کار بردن نماد های ساده و صمیمی همان دفاع مقدس که لوازم و دست نوشته ها و تصاویر ناب شهیدان خود گویا ترین شناسنامه شهیدان برای نسل های‌آینده است ،‌حذف تصاویر شهیدان و بر روی سنگ نقش‌آنان را برجسته کردن همانقدر روح لطیف و چهره ی معصو م شهیدان  را از آیندگان دریغ می کند ، و باید با حمایت بنیاد حفظ آثار وارزش های دفاع مقدس و بنیاد شهید و مراکز فرهنگی دولت ، و به کار گیری رزمندگان به عنوان راویان در قطعات بهشت زهرا این بنای با ارزش و بی نظیر و نماد برجسته ی فرهنگ و هویتمان را زنده تر از گذشته از تخریب و انقراض نگهداریم .

( قطعه 24 ، وقتی که هنوز آقای رفسنجانی شهید بهشتی و شهید رجایی و شهید باهنر و هفتاد و تن را از فرزندان مردم جدا نکرده بود. )



ساخت مقبره ی 72 تن توسط دولت رفسنجانی؛

تحریف مردم گرایی بزرگان انقلاب :

 متأسفانه کسانی که از رفتار و مرام شهیدان فاصله گرفته اند بیشتر مایلند از نام شهیدان برای خود وجهه کسب کنند و برای اینکه مغایرت های رفتاری خود با شهیدان را نیز بپوشانند بر‌آنند تا برجستگی شهیدان و محتوای زندگی ایشان را نیز تحریف کنند.
 چگونه که  دیروز کارگزاران آقای رفسنجانی که درصدد گسترش اشرافی گری هستند برای اینکه وصله ی ناجور اشرافیگیری خود با انقلاب را از چشم ها نهان کنند ، وقتی شهیدان شاخص انقلاب چون دیگر شهیدان مقبره و گلزار داشتند و خانواده ی شهیدان به همجواری بهشتی و رجائی و باهنر با فرزندانشان در قطعه 24 مباهات می کردند با طراحی معمارشان « میر حسین موسوی » و اجرای شهردارشان « کرباسچی » مقبره ی 72 تن را بدعت گذاشتند وقتی هم با اعتراض خانواده ی شهیدان مواجه شدند از طرح جامعی گفتند که تمام قطعات شهیدان را چون مقبره ی هفتاد وتن دارای بقعه خواهد کرد !!! و این هم از دروغ های دوران آقای رفسنجانی بود.

ولی مقصود از تمام این کار ها تحریف هویت انقلاب می باشد تا با نشان دادن اینکه مسئولان همیشه از مردم جدا و منزلتی بالاتر داشته اند مقبره 72 تن را ساختند و حال نیز گویا شهرداری تهران برای تکمیل آن طرح برای یکسان سازی مقبره ی شهیدان با لودر وارد میدان شده است.

وقتی که قدرت طلبان شهرداری به نام شهید بی احترامی می کنند :

با تأسف شنیدم کوچه ی  « شهید علی اکبر ریکایی » در شهرک شهیدان ... به دلیل اینکه آقای مشائی مستاجر این خانواده ی شهید است نام شهید را شهرداری حذف کرده و بی شرمانه  پلاکی با نام « بن بست ریکائی » بر آن گذاشته اند . حال اگر با شخصی که مستأجر ایشان است مشکل دارند آيا این مردانگی است که نام شهیدی از تبار شهیدان دفاع مقدس و آبروی خانواده ی شهیدی که همگی از جانبازان و پیشکسوتان حمایت از انقلاب هستند توسط غربتیان و مدعیانی چکمه پوش نادیده گرفته شود ؟!

آیا این مرام شهیدان است یا مرام یزیدیان ؟! این نوع کار ها آیا برباد دهنده ی آرمان شهیدان نیست ؟!‌ کدام سردار و یادگار دفاع مقدس به خود اجازه ی هتک حرمت شهیدی را می دهد ؟! ای نفرین بر این بداخلاقی های بی شرمانه ! 

از آقای قالیباف به عنوان شاهد بخشی از تاریخ بی نظیر دفاع مقدس توقع بر طرف کردن این بداخلاقی ها و تلاش ترویج خالی از تحریف فرهنگ شهیدان را داریم و این چشمداشت مسئولیت امثال ایشان را بیشتر می کند چرا که ما اگر مسئولیتی داشته باشیم همه برای ادامه راه شهیدان است نه استفاده از نام شهیدان .

از برادران بسیجی تهرانی هم متوقعیم  که خام ریخت و پاش های شهرداری ، مثل خرید منزل برای پایگاههای بسیج  و کمک های مختلف آنها نشوند و مراقب تحریف انقلاب با نام های به ظاهر ارزشی باشند و به بسیجیان اصیل و شهیدان اقتدا کنند که هیچگاه فریب سیاسی کاری ها را نمی خوردند.
و به یاری خدا و مددد امام عصر علیه السلام ما نسل جنگ دیده و جا مانده از شهیدان اگر تنها هم بمانیم ، هیچگاه اجازه ی تبدیل شدن گلزار شهیدان به پیست مسابقه ی قدرت طلبان نخواهیم داد .

به اميد اينكه مخاطبان ما به خود بيايند و امر ناچيز مقام و گناه كبيره ي رياست طلبي را كنار گذاشته و با اقتدا به شهيدان فقط و فقط براي اعتلاي نظام اسلامي كار كنند كه تمام مشكلات با همين روحيه ي بسيجي حل مي شود.



مسعود شفیعی کیا
91/12/4
( سال تولید ملّی و حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی )
ربیع الثانی 1434

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در جمعه چهارم اسفند 1391 و ساعت 8:52 |

 پيام دكتر احمدي نژاد به وبلاگ نويسان حامي دولت پس از سخنان عتاب آميز امام خامنه اي به ايشان :

« سلام مرا به همه بچه ها برسانید و به آنها بگویید همگی تابع ولایت فقیه باشید. ولایت فقیه حلقه اتصال ما با انسان کامل، حضرت بقیه الله الاعظم است، همانطور که قبلا هم گفته ام زندگی در سایه ولایت فقیه تمرین زندگی در سایه امام عصر عليه السلام است، این فشارها کوتاه مدت خواهد بود بزودی وضعیت دگرگون خواهد شد، صبر صبر، بهار نزدیک است. » 

همایش وحدت و انسجام ملی جوانان ایران اسلامی91/12/1

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در پنجشنبه سوم اسفند 1391 و ساعت 9:0 |

بسم ربّ الشهدآء





« شهید صیاد » ؛ به دستور امام به جرم رفتار غیر قانونی توبیخ شد !!!/


بازگو کردن اتهامی که ثابت نشده برای همه گناه و نامشروع است ! /



عذر خواهی صادقانه ی مجلس ؛ بازگشت وزیرکار و رفاه  به دولت /



قضاوت رهبري عادل و حكيممان بر اساس ظواهر !




وقتی که حضرت امام حق را به بنی صدر داد و صیاد را توبیخ کرد :

شهید« صیاد شیرازی » برای برخورد با ضد انقلاب مسلح در کردستان « قرارگاه شمال غرب » را راه انداخته بود ولی این اقدام همواره خار چشم بنی صدر و یارانش  بود.
 سرگرد صیاد شیرازی پس از روزها مقاومت و جنگ بی امان با ضد انقلاب در سایه ی این قرارگاه در حالی که مچروح شده بود نامه ای از فرماندهی دریافت کرد که خواستار انحلال قرارگاه شمال غرب شده بود!
صیاد کاری را کرد که خیلی از بچه حزب اللهی ها در مواجهه با مانع تراشی های به ظاهر قانونی می کنند و به فرماندهی نوشت که سرکارم می مانم و نمی روم تا از تهران و شورای عالی دفاع دستور برسد.
بنی صدر نامه شهید صیاد را که از مافوق خود سر پیچی کرده بود را خدمت حضرت امام برد گفت : « صیاد شیرازی تمرد کرده .»
حضرت امام به بنی صدر فرموده بودند : « با ایشان طبق مقررات رفتار کنید » . « مقررات یعنی چه ؟ نه تنها برکناری با قاطعیت ، بلکه گرفتن درجه و حتّی دادگاهی کردن .»
شرایط را در نظر بگیرید ؛ شهید صیاد با ابتکار خودش قرارگاهی راه انداخته  و نیروهای مستعد را برای عقب زدن ضد انقلاب به کار گرفته و مناطق وشهرهای زیادی را آزاد کرده ، ولی با پاپوش جریان نفاق برای تعطیلی آن ،‌ حال نه تنها تشویق نمی شود بلکه  با دستور امام به توبیخ و برکناری و تمرد متهم می شود.
و همان کسانی که مانع برخورد با ضد انقلاب بودند حالا برخورد تحقیر آمیز با صیاد را با دست آویز قرار دادن تصمیم حضرت امام دنبال می کرند.
به عنوان نمونه نیروی زیر دست شهید صیاد وقیحانه به ایشان می گوید :‌ «اگر  زیر دستم درست کارکنی ترفیع درجه می گیری !‌» ولی به دنبال سرسختی ایشان   وی را خلع مسئولیت و تنزل درجه داده و به تهران منتقل و تحقیرانه از این فرمانده ی حزب اللهی ارتش می خواهند هفته به هفته به آجودانی ستاد مشترک ارتش برود و دفتر حضور و غیاب را امضا کند و ... !
شاید برخی که امام را خوب نمی شناسند گمان کنند که امام راحل از ماجرا بی اطلاع بوده اند ولی اینطور نیست .
شهیدان محراب «‌آیت الله صدوقی » ، « آیت الله دستغیب » و « آیت الله مدنی » با تمام منزلتی که نزد امام داشتند وقتی نزد ایشان می روند تا برای شهید صیاد وساطت کنند با قاطعیت امام مواجه می شوند که امام می فرمایند : « صیاد تمرّد کرده . » و ولائی بودن صیاد موجب جانب داری امام از وی در مقابل بنی صدر نمی شود.



حمایت امام راحل از بنی صدر ضربه ی دوم  به یاران شهید صیاد :

یاران امام در شورای عالی دفاع - که آن زمان حضرت آقا نیز نماینده امام در‌آنجا بودند - با حکم مأموریتی به شهید صیاد راهی  قانونی می یابند تا درجات ایشان را برگردانند و وی را به حوزه ی عملیاتیش بفرستند ولی با شگفتی با برخورد دیگری از امام راحل مواجه می شوند .
 حضرت امام به دنبال ملاقات بنی صدر با ایشان  طی پیامی به بنی صدر به او اختیار کامل می دهد که مصوبات شورای عالی دفاع را در صورت مصلحت اجرا نکند و طبیعی بود که بنی صدر مصوبه آن شورا برای  بازگشت شهید صیاد را اجرا نکرد.
گرچه صبر، صیاد را امیری ماندگار کرد و بنی صدر را خوار و خفیف کرد. ( ر. ک : « ناگفته های جنگ » خاطرات شهید صیاد / دفتر ادبیات مقاومت )
ولی منش و روش امام راحل که الگوی رفتاری حضرت امام خامنه ای نیز می باشد به ما می فهماند که در هر صورتی رهبری نظام چون داوری بی ملاحظه باید حکم به ظاهر کند و طبق مقررات حرکت کند گرچه در خدعه ی « قانون دانان قانون شکن » سربازان ولایت متهم شوند و مدعیان بی هنر پیروز ظاهری میدان جلوه کنند.

( پيام دكتر احمدي نژاد به وبلاگ نويسان حامي دولت پس از سخنان عتاب آميز امام خامنه اي به ايشان :

« سلام مرا به همه بچه ها برسانید و به آنها بگویید همگی تابع ولایت فقیه باشید. ولایت فقیه حلقه اتصال ما با انسان کامل، حضرت بقیه الله الاعظم است، همانطور که قبلا هم گفته ام زندگی در سایه ولایت فقیه تمرین زندگی در سایه امام عصر(ع) است، این فشارها کوتاه مدت خواهد بود بزودی وضعیت دگرگون خواهد شد، صبر صبر، بهار نزدیک است. » )


شباهت ماجرای اخیر با داستان عبرت آمیز شهید صیاد شیرازی /
تلاش جریان رسانه ای قدرت طلبان برای سوء استفاده از اتفاقات اخیر:

این حکایت شهید سرافراز برای جریانات اخیر بسیار عبرت‌آموز و راهگشاست چرا که در سخنان مهم حضرت آقا در جمع مردم غیور آذربایجان و خطاب قرار دادن قوا توسط ایشان و تعبیر ایشان از کار رئیس جمهور در مجلس به عنوان کاری « غیرقانونی و نامشروع » ،‌ با توجه به کار غلط مجلس در استیضاح ، رئیس جمهور واداشته شد  که  برای دفاع از آبروی مدیران انقلابی چون «
سعید مرتضوی» و « شيخ الاسلام » وارد فضای نامتعارفی شود که ظاهر ماجرا چون حرکت شهید صیاد کاری غلط وغیر قانونی بوده است و رهبری عادل مانند حضرت امام حکیمانه ترین  برخورد را با‌ آن کردند البته در این میان چند دسته رفتار حکیمانه ی رهبری معظم انقلاب اسلامی را نتوانستند تحلیل کنند بنابر این بر طریق بی انصافی خود بیشتر پافشاری کردند.
عده ای از دوستان هیجانی حزب اللهی که بر خلاف دستور رهبری در تحلیل ها احساسات را حاکم می کنند با زمینه ای که دروغ پردازی های چند سال گذشته ی سایت ها و تحلیل گران جریانی خاص هدفمند از دولت و رئیس جمهور  ارائه داده اند ، این سخن بی تعارف رهبری معظم انقلاب اسلامی را دلیل هدم و نابودی آقای دکتر احمدی نژاد دانسته و بی محابا به رویه ی غلط چند سال گذشته ی خود بدون در نظر گرفتن دیگر سخنان حضرت آقا درباره ی دولت افزوده اند و در طرف دیگر نیز ممکن است عده ای  بر همین مرکب سرکش احساسات سوار شوند ولی بحمدلله  بنابر اخباری که لحظاتی پس از سخنان حضرت  آقا دارم هم شخص رئیس جمهور وهم نزدیکان ایشان که به جریان موهوم انحرافی متهم می شوند و هم دوستان وبلاگ نویس حامی دولت که خودجوش در این میدان حاضرند این مقصود حکیمانه ی رهبری را درک کرده و آنرا مقدمه ی اتفاقات مبارکی در تقویت جایگاه ولایت فقیه دانسته اند.
ولی در حرکتی که جز تعبیر خائنانه برآن نمی توان گذاشت پیامک های هدفمند که می گویند از طرف رسانه ای منسوب به ارگانی مقدس به برخی از خواص و بسیجیان ارسال شده است که مدعی شده بودند که هواداران دولت در حرکتی که جریانی در دولت سازماندهی کرده است قصد تقابل دارند که این نوع دروغ ها نشانه ی ماجراجویی قدرت طلبانی است که سال ها برای رسیدن به پاستور به حفر تونل و ساخت برج و بارو پرداخته اند غافل از اینکه دل این مردم در دست کس دیگری است و باید بفهمند که این نوع اقدامات جز تشویش اذهان مردم و غبار‌آلود کردن فضا هیچ نفعی برای انتخاب شدن نامزد های شکست خورده شان ندارد.

عذر خواهی صادقانه ی مجلس ؛ بازگشت وزیرکار و رفاه  به دولت :
بنابراینکه حضرت آقا اصل استیضاح را  غلط و بی منطق دانستند بر مبنای نظام « ولایت فقیه »‌ اگر کاری محرز شود که خلاف نظر ولی امر می باشد خود به خود از مشروعیت افتاده و ملقا می شود ولی ما فقط عذر خواهی زبانی مجلس را شاهد بودیم و جبران این كار غلط را ندیدیم .
که این شبهه تصنعی بودن این عذرخواهی را بیشتر کرده است .
چراکه اگر مجلس واقعاً نادم از اتفاقات روز یکشبه ی کذائی می باشد باید از مجاری قانونی مثل درخواست از رئیس جمهور برای معرفی مجدد آقای « شیخ الاسلام » به عنوان وزیر کارو رفاه اجتماعی و با رأی بالا می توانستند ریشه ی این اختلاف را حل کند ولی تا کنون نکرده است .

بازگو کردن اتهام ثابت نشده برای همه و همچنین مسئولان قضایی « غیر قانونی و نامشروع» است :

رهبر معظم انقلاب اسلامی صریحاً همین تذکر را به خصوص به قوه قضاییه داده بودند و فرمودند :
«یک نفرى متهم به یک معنائى میشود؛ قوه‌ى قضائیه وظیفه دارد از راه‌هائى که قانون معین کرده، برود تحقیق کند، تفحص کند و مشخص کند که این اتهام وارد است یا وارد نیست. صرف متهم شدن که جرم نیست. به هر کسى ممکن است یک اتهامى وارد شود. تا وقتى که از طریق قانونى جرم ثابت نشده است، نه در خود قوه، نه در بیرون قوه، نه در تریبونها و منبرهاى رسمى، نه در وسائل ارتباط جمعى، کسى حق ندارد آبروى یک مسلمانى را ببرد؛ این بسیار مسئله‌ى مهمى است...» ( تیر 1390 - دیدار مسئولان قضایی )
در نشست خبری اخیر سخنگوی دستگاه قضایی کشور  وقتی خبرنگاری از سرنوشت پیگیری زمین خواری آقای «‌ج ل » در دولت های قبل پرسش کرد به گزارش فارس پاسخ داده شد که زمین خواری در همه دولت ها بوده و این دولت هم برود زمین خواری های زیادی از آن به دنبال واگذاری های دولت ها فاش می شود (‌!!!‌) به نقل از فارس ایشان از شخصی که در اصفهان 2500 هکتار زمین را مطالبه می کند و مسئولان استان ممانعت از‌آن می کنند یاد کرد که با فشار مسئولان بالا می خواهد زمین ها را بگیرد و از این سخن بدون پشتوانه ی حقوقی چنین برداشت شد که در این پرونده زمین خواری محرز و دولت نیز در‌ان نقش داشته !‌
آیا این رویه مثل قضیه ی قبل « غیر قانونی و غیر شرعی » نیست ؟!‌ برخوردهایی اینچنینی زیاد بوده است مثل نحوه ی گزارش هایی که در روند پرونده ی اختلاس 3000 میلیارد تومانی صورت می گرفت و چنین القا می شد که دولت در آن نقش داشته است ولی وقتی به برخی از نمایدنگان مجلس هشتم رسید صحنه تغییر کرد و ... آیا آبروی دولتی که شعارهای انقلاب را برجسته کرده بیش از یک مسلمان نیست ؟!‌ به راستی چه کسانی از خراب شدن افکار عمومی نسبت به دولت عدالت سود می برند ؟!‌
آیا حضرت آقا نسبت به اینگونه مواضع به قوه قضاییه تذکر ندادند ؟! وقتی پخش فیلمی واضح چنین حکمی دارد معلوم است که گفتن سخنانی غیر حقوقی گناه و جرم بیشتری هم دارد .


دولت نهم و دهم دنبال گیر ترین دولت ها در تحقق خواست های رهبری :
ما با کسی عقد اخوت نبسته ایم و چون همیشه ملاکمان ولایت می باشد ولی کمر بستگان خدمت را هم در پرتگاه تهمت ها و دروغ ها رها نمی کنیم ، درست در روزی که حضرت آقا این بیانات را داشتند آقای دکتر احمدی نژاد در افتتاح زیرساخت های « بنادر مکران » بودند .
بنادر استراتژیکی که به تدبیر امام خامنه ای برای گسترش نفوذ دریایی کشور پیش بینی شده تا از محدودیت های انحصار بنادر در خلیج فارس  خارج شویم .
خُب تحقق این خواست رهبری در ایجاد زیرساخت های این بنادر را چه کسانی جز همین دولت دنبال کرد ،‌آنهایی که سنشان اقتضا می کند به خوبی به یاد دارند که در هیچ دولتی اهتمام به اوامر رهبری مثل این دولت دنبال نمی شده است . حال انصاف است که به دولت بدون در نظر گرفتن مسیر پر پیچ وخم سیاست تهمت زده شود ؟!‌ به گفته ی زیبای شهید مطهری در وصف مارقین ، شاخصه ی مهم خوارج این بود که افراد را به محض گناه و اشتباه کافر می دانستند و اکنون تکفیری های وهابی نیز همین منش را دارند ولی آیا ما هم که پیرو دین محبّت آمیر اهل بیت علیهم السلام هستیم باید بر این اساس کردار وگفتار داشته باشیم ؟!
إن شاءالله به زودی با بر طرف شدن غبار فتنه یاران حقیقی حضرت آقا از ناخالصان جدا می شوند و ما باید با « تقوا و صبر » مراقب نقش خود در این پیچ تاریخی بشریت باشیم .


مسعود شفیعی کیا
91/12/1
(سال تولید ملّی و حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی )

ربیع الثّانی

1434


( دوستان براي پر بارتر شدن نظرات سعي كنند

در موضوع متن  نظر بگذارند. )

متشكرم .

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در سه شنبه یکم اسفند 1391 و ساعت 12:56 |

بسم ربّ الشهداء



 بسيار مهم :


( دیده بانی فتنه بزرگ  )



 

آقاي « رفسنجاني » ؛


حلقه ي واسط « ديپلماسي فشار و مذاكره » ي آمريكا :





« جان کری » دوست آمریکایی « خاتمی » رئیس دیپلماسی ایرانی آمریکا /


صف بندی انتخابات بر پایه ی فشار بر رهبری برای رابطه با آمریکا ؟!‌




حلقه های واسط دیپلماسی « فشار و مذاکره » آمریکا ؛

نهضت آزادی ها / دوم خردادی ها / رفسنجانی ها :
 همانطور که رهبر بصیر انقلاب اسلامی در 19 دی امسال متذکر شدند ، اراده ای پنهان به دنبال گرفتار کردن افکار عمومی و دیده بانان کشور به مسائل فرعی و غفلت از مکر دشمن و حلقه های داخلی آن است .
در تاریخ پر عبرت سی و چهار ساله ی انقلاب اسلامی ، ر‍ژیم ایالات متحده آمریکا که شکست خورده ی اصلی انقلاب اسلامی می باشد در کنار فشارها و تحریم ها همواره حلقه های واسطی در داخل کشور و ترجیحاً درون نظام داشته است تا در لفافه ی نصایح دلسوزانه با القای بیهودگی مقاومت زمینه ی تسلیم نظام را فراهم کنند.
در زمان امام راحل نقش این حلقه ی واسط را بیشتر نهضت آزادی ها بازی می کردند که با نفوذ در دفتر« شیخ حسینعلی منتظری » نقش حلقه ی واسط فشار بر نظام را بهتر از هر زمانی بازی کردند .
البته در سال های پایانی جنگ به خصوص سال آخر جنگ آقای رفسنجانی و همراهانش در دولت موسوی نیز بارز تر دوش به دوش ملّی گرا ها در این صحنه نقش بازی کردند که به « جام زهر 598 » منجر شد.در دوران پس از حضرت امام نیز کم و بیش نهضت آزادی ها و پس از‌آنان جریان خاتمی این نقش را بازی کردند .
ولی در دور جدید فشارها و تحریم های غرب و آمریکا که در سال های اخیر به دنبال پیشرفت های بی نظیر کشور با حجم بیشتر و ابعاد تازه تری صورت می گیرد و معاش و ضروریات زندگی مردم را نشانه گرفته است .
 با توجه به انزوای نهضت آزادی ها و طرد مدعیان اصلاحات توسط مردم پس از فتنه 88 ، حال نقش این حلقه ی واسط برای تکمیل فشارهای دشمن را چه کسی  با ارائه ی راهکارهای « سازشگرایانه » باید دنبال کند ؟!‌

پاسخ این سوال را آقای رفسنجانی در سال گذشته با ورود آشکارش به این صحنه داده است . وی در برخی مصاحبه ها و دیگر  اظهاراتش « قدرت آمریکا را غير قابل انکار
» دانست .

« بازگشت به پیش از دولت عدالت » و « سازش مقابل آمریکا»‌ ؛

دو مطالبه ای که  رفسنجانی از رهبری دارد :
اخیرآً نیز وی با مصاحبه با « خبر آنلاین » رسانه ی منسوب به رئیس مجلس ، یک روز پس ازحماسه ی شکوهمند ملّت ایران در 22 بهمن سخنان تأمل آمیزی داشت که متأسفانه در موج آفرینی ها و حواشی نگاری های روزهای اخیر نادیده گرفته شد.
« اکبر رفسنجانی » بنابر گزارش سایتش در این مصاحبه اظهار داشت :
«شرایط امروز شبیه صدر اسلام است از بابت آنکه آنها که اصلا در انقلاب نبودند میداندارشدند تا بزرگترین انحراف پا گرفت و وضع کشور شد وضع امروز! »

وی در ادامه گفت :
«در بُعد بین‌المللی هم، شرایط دنیا در حال تغییر است. شرایطی است که ملت‌‌ها نوعاً دارند بیدار می‌شوند و در پی ایجاد شرایط بهتر، رفع ظلم و فروپاشی حکومت‌های استبدادی هستند. فکر می‌کنم در شرایط کنونی این تغییرات از بالا مقدور است. رهبری می‌توانند.
 چون ایشان از جوانی تفکراتشان تفکرات انقلابی اسلامی بوده و اسلام را هم خوب می‌شناسد و به اندازه کافی هم باهوش هستند. ایشان می‌توانند الان اگر تصمیم بگیرند شرایط را به آن مسیری که اهداف اولیه انقلاب بوده در همان مسیر بیاورند.»



مردم در گفتمان آقای رفسنجانی /

دولت نهم و دهم ؛ انحراف بزرگ و فتنه گران مردم !!!‌:
وی نخست بر پایه ی همان گفتمانی که کشور را از سال 84 در قهقرا تصویر می کشد و با مطرح کردن طعنه ی نیش دار « فروپاشی استبداد در جهان»  مقصود نهان مطالبات خود را روشن می کند .
 
وی دولت نهم و دهم را مانند نامحرمان صدر اسلام دانسته که البته همین بیزاری وی تا لحظه ی آخر دولت دکتر احمدی نژاد نشانگر پایداری دولت نهم و دهم بر مسیر ارزش ها بوده است که آشکارا توهم برخی از بی انصافان را باطل می کند.
 ولی وی در کنار منحرف دانستن رئیس جمهور و عدالتخواهان ، ‌مطرودان نظام که به فرموده ی رهبری معظم انقلاب اسلامی « جرم بزرگی » مرتکب شده اند را مردم تلقی کرده  و می گوید :
« توصیه من به طور کلی این است که ما باید هم در سیاست داخلی خودمان یک مقدار تغییر ایجاد کنیم و به طرف مردم برویم. یعنی جامعه و افکار عمومی را بیش از این به حساب بیاوریم ... فکر می‌کنم ما باید کاملاً مردمی عمل کنیم (‌!!!‌). آرای مردم مهم است. مردم ببینند که روی آرایشان حساب می‌شود، یک رأی هم می‌تواند یک جریانی را تغییر دهد.»
وی در صورتی از مردمی بودن سخن می گوید که ما سرکوب مردم قزوین که خواستار ایجاد استان بودند را در دولت ایشان فراموش نکرده ایم و یا ماجرای محله ی 13 آبان تهران و ... نمودی از مردمی بودن ایشان بوده است .
برخورد ایشان و محافظانشان در راهپیمایی های مردمی نیز نشانگر مردمی بودن ایشان می باشد. به گونه ای که در چند دقیقه مقابل دوربین ها حاضر شده و در جمع دهها محافظ زره پوش بلافاصله سوار بر خودرو شده و از میان مردم متواری می شود.


 

(آقای رفسنجانی در جمع مردم همراه با محافظان جليقه ضدگلوله پوشیده . )

( بوسه ی دکتر احمدی نژاد بر دست مردم استقبال کننده ،

خود قضاوت کنید کدام مردمی و محرم انقلاب هستند ؟!‌)

 

امام خامنه ای : ‌توپ در زمین آمریکاست ./

رفسنجانی و آمریکا : توپ در زمین  ایران است !
البته آقای رفسنجانی برای بازی در نقش حلقه ی واسط «
دیپلماسی ِفشار و مذاکره » تمرکز خود را در تغییر سیاست خارجی گذاشته و هم زمان با سخنان معاون اوباما « جو بایدن » که در اجلاس مونیخ مدعی شده بود که توپ در زمین ایران است و تصمیم نهایی را باید‌آیت الله خامنه ای بگیرد ، جناب « مرد بحران» نیز وارد صحنه شده و با تکرار سخن آمریکایی ها می گوید :
« فکر می‌کنم در شرایط کنونی این تغییرات از بالا مقدور است. رهبری می‌توانند. »
این در صورتی است که حضرت آقا در سخنان مهم 19 بهمن این توپ را در زمین خود‌ آمریکایی ها دانستند ولی آقای رفسنجانی به دنبال نقش واسط خود می گوید :
« در سیاست خارجی حتی‌المقدور هم برای خودمان دشمن درست نکنیم که در داخل بگوییم که به خاطر دشمنی خارجی مثلاً ما داریم این کارها را می‌کنیم. گاهی افراد دشمن‌تراشی می‌کنند برای اینکه در داخل بگویند ما مشکل داریم. اگر خودمان سالم عمل کنیم و با دنیا هم سالم رابطه داشته باشیم از این مشکلات کمتر می‌شود.» ( قبل )

اصرار آقای رفسنجانی برای ارتباط با آمریکا ؛

حلقه واسط برای به نتیجه رسیدن تحریم ها :
تغییرات و ملایمتی که آقای رفسنجانی در سیاست خارجی در نظر دارد خروجیش تسلیم شدن نزد آمریکاست چون وی سال گذشته در کنار مطرح کردن عدم امکان نادیده گرفتن قدرت آمریکا در مصاحبه ای با « ایران دیپلماسی » گفت :

«درباره رفتار آمریکایی‌ها ... علی‌رغم آن حالت تهاجمی دوران جنگ، حرف‌هایی می‌زدند که نشان از تغییر مواضع آنها و نرم شدن سیاست‌های خشن در خیلی از زمینه‌ها داشت. ما در ایران کمی تلخ جواب می‌دادیم که تابع سیاست رهبری بودیم. ایشان موافق نبودند. البته تا آن مقدار که من ملایمت می‌کردم، آنها جلو می‌آمدند. شاید اگر با آمریکا هم مثل اروپا رفتار می‌کردیم، مشکلات کمتری برای ما پیش می‌آمد. » ( مصاحبه با « دیپلماسی ایرانی » - پایگاه اطلاع رسانی هاشمی رفسنجانی - 90/6/14 )

که به دنبال این چانه زنی سیاسی  آقای رفسنجانی  اخلال هم زمان بنگاههای اقتصادی مرتبط و همسو با ایشان در معیشت مردم خود گواه برنامه ای دقیق و هدفمند است که نباید از نظر دور بماند.

دیپلماسی رفسنجانی ؛‌ عدم اولویت مسئله ی فلسطین ،

اولویت رابطه استراتژیک با عربستان / تركيه اردوغان الگوي بيداري اسلامي !!!:

وی در ادامه این مصاحبه اولویت قرار دادن مسئله ی فلسطین و رژیم اشغالگر قدس در سیاست خارجی را از آن جهت که خشم مستکبران را بر می انگیزد تقبیح کرده و می گوید :  « همه اولویت سیاست خارجی ما که اسرائیل نیست. » ( قبل )
برای روشن تر شدن مقصود ایشان از تغییر در سیاست های خارجی که به نظر وی رهبری باید انجام دهند به قسمتی دیگر از مصاحبه ی سال گذشته ی وی توجه شما را جلب می کنم :
 « متأسفانه مسئولان در اتخاذ مواضع و بیان مسائل در خصوص سیاست خارجی به منافع ملی کمتر توجه می‌کنند. شما می‌دانید که این روزها روابط ایران و عربستان رو به تیرگی رفته، در حالی که اگر نگاه درستی در سیاست خارجی حاکم بود، می‌توانستیم با کمک عربستان که جایگاه ویژه‌ای در بین کشورهای اسلامی و حتی دنیا دارد، خیلی از مسائل را حل کنیم. ولی نه تنها چنین نیست، بلکه به خاطر بعضی از اهداف داخلی سعی می‌کنند آن رابطه را در جامعه مخدوش جلوه دهند. »(‌قبل )

اكبر رفسنجاني در اين مصاحبه با مطرح كردن رژيم لائيك تركيه به عنوان نظامي كه « انتخابات آزاد» دارد و ابراز اميدواري براي رسيدن كشورهاي منطقه به دمكراسي اردوغاني همگرايي خود را علاوه بر عربستان با تركيه ديگر شريك انحراف بيداري اسلامي در منطقه ابراز مي دارد و مي گويد :

«(در تركيه ) اردوغان و دوستانش شرایطی درست کردند که در سه انتخابات آزاد پیروز شدند. انتخابات آنها کاملاً آزاد است و جعلی نیست. مردم هم با آنها هستند و حمایت می‌کنند ...  فکر می‌کنم در مجموع از مسائل سخت عبور کردند. شاید زمان ببرد که کشورهای دیگر منطقه که این روزها دچار اعتراضات مردمی هستند، در هر دو صورت، یعنی با همین حکومت‌ها و تغییر حکومت‌ها به مرحله‌ای از پختگی ترکیه برسند. » ( قبل)

 

( استقبال « شرق » از دعوت فتنه گران توسط آقای عسگر اولادی مسلمان )



صف بندی انتخابات 92 ؛
فشار بر رهبری بر پایه رابطه با آمریکا و دست کشیدن از افتخارات ملّی :

می توان پیش بینی کرد که صف بندی دشمن در این انتخابات بر پایه فشار بر رهبری نظام متمرکز شده و حتّی چهره های اصول گرای دولت خاتمی نیز بر‌ آن  تأکید داشته و اظهار می دارند :
بی بی سی : « تقی رحمانی » : « جناح های مخالف باید انتخابات آینده را به فرصت تبدیل کرده و هزینه آن را برای آقای خامنه ای بسیار سنگین کنند و لذا هر جناحی باید نقش خود را به درستی بازی کند . »‌( 91/11/21 )
و در این رابطه حتّی یکی از دیپلمات های دولت خاتمی گستاخی را به حداکثر می رساند و می گوید :
« مذاکره مستقیم با امریکا برای آیت الله خامنه ای جام زهر دوباره ای است که باید بنوشد . » (محمد رضا حيدري - بي بي سي  91/11/13 )
بنابر آنچه که مشاور اوباما گفته است مذاکره در باره ی زمانی انتخابات برای مقامات آمریکا موضوعیت دارد . (‌بی بی سی 91/11/15 ) پس اين اتفاق بايد در اين مقطع بيافتد.


( ملاقات خاتمی و کری در اجلاس داووس )

 

انتخاب « جان کری » دوست آمریکایی « خاتمی » ؛

نشانه ی دیپلماسی ایرانی واشنگتن :
با توجه به انتخاب « جان کری » که رابطه ی عمیقی با فتنه گران دارد به عنوان وزیر خارجه ی کاخ سفید و با سابقه ی ملاقات های خاتمی در بحبوبحه ی فتنه 88 با جان کری - مثل ملاقات در حاشیه اجلاس داووس - ، می توان از این مهره چینی های واشنگتن و پهن شدن فرش قرمز توسط اصول گرا نمایان برای مدعیان اصلاحات یک  ائتلاف آمریکایی با احزاب داخلی را پیش بینی کرد که فرصت طلبی از فضای انتخاباتی برای تأثیر در مقاومت کشور و تحمیل سازش با مستکبرانِ در حال اضمحلال را دنبال می کند.
اگرچه رسانه های اصول گرانمای داخلی بار دیگر برای رد گم کردن فتنه بر آنند رئیس جمهور و دولت را دنبال گیر مذاکره با آمریکا معرفی کنند .
ولی مواضع همسوی رئیس جمهور با رهبری معظم انقلاب اسلامی در اظهار نظرات مختلف مثل سفر اخیر مصر  و همچینین تکرار آن در راهپیمایی 22 بهمن همانی است که مانند خیلی از مواضع دیگر رئیس جمهور مسکوت مانده است و نشانگر نعل وارونه ی فتنه گران اصول گرا نما می باشد.
البته مواضع دیگر مسئولان در این رابطه طبق معمول نادیده گرفته می شود مثل این سخن رئیس مجلس در مصاحبه با شبکه العام که گفت : « مذاکره با آمریکا خط قرمز ما نیست . » ( 91/11/9 - جام )
همسویی « صدا وسیما » با « آقای رفسنجانی »

برای القاء نارضایتی مردم از وضع موجود :
در‌ آخر اینکه ،  سخن آقای رفسنجانی در وانمود کردن بحران در مدیریت کشور و مصاحبه ها و گزارشات هدفمند صداوسیما پس از حماسه ی عظیم 22 بهمن امسال که به دنبال القا نارضایتی مردم از مسئولان است ، نمایانگر هماهنگی صدا وسیما با رویکرد آقای رفسنجانی است تا با بزرگنمایی برخی از اختلافات اخیر کارگردانان فتنه بزرگ را در حاشیه امن رانده و به خیال خود مقدمات نوشاندن جام زهر دیگری را در جنجال های ساختگی فراهم کنند.
که به حمد إلهی و با توجهات حضرت ولی عصر ارواحنافداه بنابر شگفتی آفرینی راهپیمایی 22 بهمن امسال  دلمان به امداد إلهی و کور شدن چشم این فتنه و به زباله دان تاریخ سپرده شدن تمام مستکبران گرم است .

إن شاءالله.
مسعود شفیعی کیا
91/11/26
( سال تولید ملّی وحمایت از کار و سرمایه ی ایرانی )
ربیع الثّانی
1434

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 و ساعت 15:49 |

بسم ربّ الشهداء

 

 


وقتی«شریعتمداری» دوستان « آیت الله مصباح » را

 

مانند « ناخدا افضلیِ» توده ای ،‌منافق و کودتاچی خواند ! /




«شریعتمداری»رزمنده ای که به سنگر خودی هم شلیک می کند!!!/


پیامک ها و اخبار مشکوک !


خاطره ای از پاتک «دژجمهوری» ؛خودی ها یی که خودی را می زنند !!!

در آخرین  روزهای جنگ در عملیات « غدیر » روی دژ جمهوری پاتک سنگینی شد که باید دفع می کردیم .

پس از ساعت ها تک شیمیایی و آتش باری سنگین توپخانه و کاتیوشا و خمپاره انداز های دشمن ، وقتی بعثی ها گمان کردند که در هفت هشت ساعت آتش تهیه ، دمارمان در آمده با کمک چند تانک و نفرات پیاده یورش خود را شروع کردند.

برادر « محمّد سراج » جانشین « شهید خانجانی » فرمانده گردان کمیل که در همان عملیات شهید شده بود از ما خواست که به کمک دوستان در سنگر کمین برویم تا در نزدیک ترین نقطه با دشمن درگیر شویم .

منتظر بودیم نزدیک تر بیایند تا در تیر رس قرار گیرند در همین حال ناگهان انفجاری شدید همه ما را به خود پیچید ، اول گمان کردیم مورد اصابت گلوله ی مستقیم تانک و یا خمپاره شصت قرار گرفتیم چون صدای سوتی نیامد .

با فریاد الله اکبر حاجی ... که در حال موشگ گذاری مجدد قبضه ی آر پی جی اش بود و در خاکریزی که چند صد متري پشت سر ما قرار داشت ،‌ همه متوجه او شدیم .

اصل ماجرا را فهمیدیم حاجی که از سن دارهای گردان بود ما را در خاکریز مقابل با عراقی ها اشتباه گرفته بود و حالا با قلق گیری موشک اول داشت آماده می شد که موشک دوم را درست وسط ما بزنه ، دیگر از دشمن مقابلمان نگران نبودیم و تمام نگرانیمان حاجی بود ، همه گی فریاد می زدیم تا شاید بفهمه و نزنه ولی سوت آر پی جی که در گوشش پیچیده بود نمی گذاشت صدای ما را بشنود و به خیال اینکه ما دشمن هستیم  فحش هایش به بعثی ها را نثار ما می کرد و بالاخره امداد غیبی شامل حال ما شد و با انفجار خمپاره هشتاد زمانی بالای سرش مجروح شد و آن موشک حواله مان نشد ، هر چند از مجروحیت وی که حضورش روحیه بخش بود ناراحت شدیم ولی اسباب خیری شد برای زنده ماندن اندک نیروهای بسیجی که مانده بودند.

 داستان این خاطره را گفتم برای عبرت گیری برای امروزمان .

وقتی که « شریعتمداری »  دوستان « آیت الله مصباح » را

مانند « ناخدا افضلی » توده ای ، منافق و کودتاچی خواند :

 در 15 خرداد سال 85 که دچار فتنه خاندان آقای رفسنجانی شده و به جرم سوال از وی  ظالمانه زندانی شدیم ،‌ وقتی توسط یکی از دوستان روحانی مشغول در زندان تحریم روزنامه خواندنمان شکست و کیهانی به دستم رسید، و نوشتاری از آقای « حسین شریعتمداری » در کیهان آنروز ( 16 خرداد 85 ) را خواندم ناخودآگاه به یاد آن صحنه ی جبهه جنگ و خودی زنی آن پیر بسیجی افتادم .

وی در آن نوشتار ،‌ ما که افرادی از شاگردان « آیت الله مصباح » و کارکنان موسسه و یا ارادتمندان ایشان را شامل می شدیم ، چون قصد سوال از رفسنجانی را داشتیم مانند « ناخدا افضلی  » توده ای ، منافق و کودتاچی خواند ...

( در ادامه مطلب بخوانيد !‌ )

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 و ساعت 17:5 |

بسم ربّ الشهداء

جايگاه انقلاب اسلامي ميان انقلابيون مصري ؛

پديده اي كه در صداو سيما و رسانه هاي داخلي مسكوت ماند !!!


در آستانه ي سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و پيروزي انقلاب مردم مسلمان مصر اجتماع بزرگي از هزاران مصري در خيابان هاي اطراف « مسجد رأس الحسين » براي استقبال از دكتر احمدي نژاد ساعت ها جمع شدند ولي همگام با رسانه هاي صهيونيستي جهان متأسفانه رسانه هاي داخلي و صدا و سيما نيز از اين واقعه ي مهم كه در مسير انقلاب هاي منطقه تحولي است تغافل كردند .

رسانه هاي منطقه و حتّي نشريات رژيم صهيونيستي بيشتر از رسانه هاي داخلي اين سفر را كه از‌آن تعبير « سفر تاريخي » مي كنند پوشش دادند.

ظاهراً فرعيات و قبيله گرايي ها  اصحاب رسانه را در اين پيچ تاريخي از رسالت خود غافل كرده است .


(مشكل ارسال نظرات فعلاً حل شده است  .)


+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 و ساعت 4:53 |


بسم رب ّالشهداء

 



علّت دفاع تمام قد « دکتر احمدی نژاد » از « سعید مرتضوی » /

 

 

حذف وزیری  به تمام معنا انقلابی /


 

قانون دان های قانون شکن خطرناک تر از همه :


 

 


جنایات کهریزک ؛ توطئه ای برای زدن دادستان کور کننده چشم فتنه :

استیضاح تأسف بار وزیر کاری و انقلابی و حزب اللهی نظام « دکتر شیخ الاسلامی » که روحیاتش یادآور وزرای بسیجی ابتدای انقلاب می باشد، گرچه در ظاهری قانونی صورت گرفت و شاید هم ظاهر سازی حق به جانبانه طراحان این عمل زشت و اختلاف انگیز و خلاف نظر رهبری توانسته باشد ساده لوحان را تحت تأثیر قرار دهد. ولی دقت نظر بر مراحل این اقدام نشانگر نفوذ جریانی همراه با فتنه در این ماجراست .

 همانطورکه در متن « جرم آقای « سعید مرتضوی » چیست ؟! » به آن پرداخته شده است ، داستان از قاضی مرتضوی شروع شد.

هنگامه ای که عده ای در رسانه همه کاسه کوزه های فتنه را بر سر « هاله اسفندیاری » پیرزنی ایرانی و عامل سیا که در ینگه دنیا به سر می برد شکستند و برای پاک کردن نقش دو جریان سیاسی در فتنه 88 وی را خلاف نظر رئیس جمهور طراح فتنه وانمود می کردند .

ناگهان با حکم انقلابی و قاطع « سعید مرتضوی » خانه های تیمی قیطریه و ... و اتاق های فکری که متشکل از ایده پردازان دو جریان بود کشف و افراد سرشناس دو جریان و عضوهای ارشد احزاب غیر قانونی « کارگزاران » ، « مشارکت » ، « مجاهدین انقلاب » بازداشت و جلسات علنی دادگاه آغاز شد و تشت رسوایی رأس فتنه بر زمین افتاد و کار به اعترافات علیه خاندان رفسنجانی ونقش اصلی ایشان رسید که باید صحنه به هم می خورد و جای متهم و قاضی عوض می شد .

شايد بتوان گفت ، جنایت کهریزک همانی بود که نفوذی ها برای زدن سردار قضاوت عوامل جنایات فتنه 88 تدارک دیدند و از آن برای بر هم زدن صحنه دادگاه حداکثر استفاده را کردند.

اقدام انقلابی دکتر احمدی ن‍ژاد در مظلومیت زدائی از مدیری انقلابی /

چراغ سبز اصول گرانمایان به دیگر فتنه گران :

گماردن قربانی این ماجرا در دولت دهم تمام محاسبات را به هم زد ولی متأسفانه کسانی که با جدا شدن از دولت عدالت مدعی پایداری بر اصول سوم تیر هستند از این تصمیم انقلابی دولت دفاع نکردند بلکه اخیراً سخنگوي « جبهه پایداری » در يادداشتي بدون اشاره به ظلمی که در حقّ دو مسئول ولائی نظام شده است رئیس جمهور را هم در صف خاطیان جلسه ی استیضاح قرار داده است که این نمایانگر سطح پایین تحلیل و یا همراهی ایشان با این جریان است .

ولی بازیگران فتنه که تا قبل از این « جریان موهوم انحرافی » را بهانه ی بمباران دولت مظلوم می دانستند حال بهانه شان قاضی ای انقلابی است که اکنون برای ضدانقلاب وفتنه گران و رسانه هایشان به شاخصی برای زمینه سازی بازگشت فتنه گران مدعی اصلاحات توسط اصول گرانمایان مبدّل شده است .

چنانچه مجری دوره گرد ضد انقلاب « علیرضا نوری زاده » گفت :

« سعید مرتضوی جلاد مطبوعات در دوران خاتمی

و سرکوبگر جریان سبز است ،

برکناری او توسط مجلس زمینه ساز انتخابات آزاد 92 است . »

(91/11/15  - شبکه ضدانقلاب روژه لا )

همانطور که از دکتر احمدی ن‍ژاد به عنوان مقابله کننده اصلی با فتنه 88 انتظار می رفت ایشان با تمام قوا از قاضی مرتضوی یکه و تنها و در سکوت عمار پندارها دفاع کرد بنابر این حال که با تدبیر قانونی دولت حذف مرتضوی ناکام مانده است با حذف وزیری به تمام معنا انقلابی این چراغ سبز در کنار زمزمه های بخشش مزدوران فتنه به هر قیمتی دنبال باید شود تا هزینه دفاع از مقابله کنندگان با فتنه برای دولت مظلوم احمدی ن‍ژاد بالا رود و ...

امان از چشم هایی که به این همه فتنه بسته اند و به دنبال نشانی غلط رأس فتنه هستند !!!

عمار پندار ها در این میان یا بنابر مأموریت خویش و یا بنابر جا ماندگی سیاسی ، غافل از شکل گیری فتنه بزرگ چراغ در دست گرفته اند وکرانه های نظام را به جستجوی فتنه بزرگ می نگرند وحتّی نشانی غلط ار فتنه ، در درون دولت زخم خورده از فتنه می دهند و زشتی جهل را به تصویر می کشند .
و کسی از خود نپرسید که اصرار دولت برای دفاع از مقابله کنندگان با فتنه و اصرار اصول گرا نمایان برای حذف مرتضوی و تمام حامیان وی چیست ؟!

امام خامنه ای : قانون دان های قانون شکن خطرناک تر از همه !

حذف به ظاهر قانونی مرتضوی و شیخ الاسلامی درکنار عدم برگزاری دادگاه مزدوران فتنه یعنی همراهی خاموش با فتنه و واداشتن نظام به عذر خواهی از خائنان کشور و متهم شدن کلّ نظام ، و این همان خطری است که رهبری انقلاب اسلامی سال ها پیش آنرا هشدار داده  و از خطرناک بودن قانون شکنان قانون دان که با دستاویز قانون ،  قانو ن شکنی می کنند  خبر داده بودند .

امام خامنه ای :

« من یک وقت گفتم قانون دانهاى قانون‌شکن، خطرناکتر از همه‌اند؛ کسانى که قانون را خوب بلدند، پیچ و خمها و دالانهاى تودرتوى قانون را خوب مى‌شناسند، اما خودشان قانون‌شکنند؛ بدون این‌که معلوم شود کارشان قانون‌شکنى است. اگر خداى نکرده چنین چیزى براى ملت ما رواج پیدا کند، یک فاجعه است. این چیزى است که با نظام اسلامى و با انتظار مهدى موعود کاملاً منافات دارد. این حدّى است که من از مسؤولان خواسته‌ام.» (  دیدار مردمی 30 /7 /81)

این جریان از همان « اجلاس سی امین سال قانون » مجلس هشتم  که نهضت آزادی ها و فعالان اصلاحات آمریکایی را زیر یک سقف جمع کرد ، آغاز شد و با نطق آقایانی چون « حداد عادل » بر علیه رئیس جمهور با تهمت خروج دولت نهم از چارچوب قانون زمینه ی دولت وحدت ملّی و ورود مخملین « میر حسین موسوی » را هموار کرد .

پیشرفت خزنده ی ساکتین همراه فتنه برای تبرئه ی فتنه گران و محاکمه ضد فتنه ها :

اگر بصیرت واقعی بود فریاد ها باید بلند می شد که به چه جرم و گناهی افسران مقابله کننده با فتنه باید حذف و بی‌آبرو شوند ولی قاتلین شهیدان فتنه تبرئه گردند ، تا  بي بصيرتي هست مظلومیت علی مستدام است و سردارانش متهم و امام غایبمان هنوز در پس پرده ی غیبت می ماند.

ولی باز به مدد خداوندی وعنایات مهدوی این مردم هستند که کار را تمام می کنند و در معطلی خواص ، یار ولایت شده و در 22 بهمن امسال و صحنه ی انتخابات حماسه ای از جنس 9 دی و 3 تیر و 22 خرداد می آفرینند.

مسعود شفیعی کیا

91/11/17

( سال تولید ملّی و حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی )

ربیع الاول 1434


( فعلاً مشكل ارسال نظرات خوانندگان حل شده است  .)

+ نوشته شده توسط مسعود شفیعی کیا در سه شنبه هفدهم بهمن 1391 و ساعت 2:46 |