تبليغاتX

عدالت مولانا علی-علیه السلام

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 15:57  توسط مسعود شفیعی کیا  | 

بسم رب الشهداء

 

             

              زلزله به امر امام زمان علیه السلام !

 

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند:

« در زمان  (اوائل ) حکومت ابوبکر زلزله ای آمد و مدینه لرزید . مردم به ابوبکر و عمر پناه بردند ؛ ولی دیدند آنها رو به سوی حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام پناهنده شده و شتابان می روند با هم بر آستان خانهء حجت خدا رسیدند. حضرت بدون هیچ ملاحظه ی بیرون آمد (بی توجه به زلزله و یا جفای مردم ) و به راه افتاد ، مردم به دنبال ایشان روان شدند تا بر روی تلّی قرار گرفتند . و مردم در اطراف ایشان نشستند و به دیوارهای لرزان مدینه هراسان می نگریستند که چگونه تکان می خورد .

حضرت علی علیه السلام فرمودند : مثل اینکه شما را ترسان می بینم؟!

گفتند: چگونه نترسیم در صورتی که هرگز مثل این را ندیده بودیم.

حضرت امام علی علیه السلام  لب های شریفش را تکانی دادند و با دست بر زمین زده ، فرمودند:ساکن شو!

و زمین ساکن شد . مردم از دیدن این منظره بیشتر از زلزله  شگفت زده شدند . حضرت فرمود:آیا از کار  من تعجب کردید ؟

گفتند : آری !

فرمود: من همان مردی هستم که خداوند فرمود : « اذا زلزلت الارض زلزالها و اخرجت الارض اثقالها و قال الانسان مالها » من همان انسان هستم که می گوید : « مالها ، یومئذ تحدث اخبارها » زمین فقط با من سخن می گوید و به من خبر می دهد .»

 

( تفسیر قمی ج 2 ص433 / نورالثقلین ج5 ص648 / علل الشرائع ج2ص277)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 17:29  توسط مسعود شفیعی کیا  | 

بسم ربّ الشهداء

 

هزینهء پاکی علی علیه السلام :

 

« ابن ابی الحدید » دانشمند شهیر اهل تسنن  داستانی را از زبان امیرمؤمنان امام علی بن ابیطالب ( علیه اسلام ) چنین حکایت می کند که آن امام مظلوم از زمان حکومت عثمان چنین خاطره می گوید:

 در شدت گرمای نیمروزی در تابستان سوزان مدینه  عثمان کسی را نزدم فرستاد که نزدش بروم ، پس من چفیه ای به سر پیچیده و لباسم راهم بر روی آن کشیدم تا که از آن گرما در امان باشم و وقتی که بر عثمان وارد شدم ، او بر تخت خواب خود لمیده بود و چوبی در دست داشت و مقدار فراوانی مال شامل دوکیسه ورق و سکّةء  طلا در مقابلش بود.

او همین که مرا دید به من گفت :

«  از این پول ها هر چقدر که می خواهی بردار تا شکمت پُر شود (!!!) ،

همانا که یا علی تو مرا آتش زدی ! »

ـ گویا مقصودش از آتش زدن  ، اعتراض های مخالفت آمیز آن حضرت نسبت به حیف ومیل بیت المال و ریخت و پاشها و تبعیض های فراوان مالی و غیر مالی دستگاه عثمان که توسط امویان صورت می گرفت ، بود . ـ

امیرمؤمنان پس از ایراد کلمهء تشکر آمیز معمول فرمود:

«‌اگر این مال از خود تو باشد که از طریق ارث یا بخشش یا درآمد تجاری به دست آورده باشی من در پذیرفتن و نپذیرفتن آن صاحب اختیارم . ولی اگر از مال خدا و بیت المال است که حق مسلمانان و یتیمان و ابن سبیل در آن است ، پس به خدا سوگند نه تو می توانی آنرا به من عطا کنی و نه من می توانم آنرا بگیرم .»

عثمان گفت : « به خدا سوگند من إبا می کنم که مانند تو باشم !»

وسپس با خشم برخواست و شروع کرد با چوبیکه در دست داشت به سر وصورت و بدن  امیرمؤمنان  علی علیه اسلام  بی مهابا  زدن  و مولی الموحدین و امام مظلومان فرمود :

« به خدا قسم ! من او را از زدنم با چوب منع نکردم تا که خشمش فروکش کرد و عقده اش خوابید و من لباسم را به سرم کشیدم و به خانه ام برگشتم و گفتم: خدایا! اگر من برای تو امر به معروف و نهی از منکر نمودم تو خود میان من و او حکم باش .»

 ( شرح نهج البلاغهء  ج 9 ص 16 )

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 20:56  توسط مسعود شفیعی کیا  | 

بسم ربّ الشهداء

 

شکوهء مولانا ار بی وفایی ومکر مردم:

 

 

مولاناامیرمؤمنان امام علی(علیه السلام):

 

وفا ویکرنگی قرین راستی و صداقت است ،

 و من سپری نگهدارنده از آن سراغ ندارم ،

و کسیکه به بازگشت به خدا آگاه است  و

قیامت باور است هیچگاه مکر و حیله نمی کند.

ما در زمانی واقع شده ایم که بیشتر مردم 

مکر را زرنگی می دانند ،

 و نادانان ایشان را زیرک خوانند ،

بهره شان چیست این حیله گران ؟!

 خدا ایشان را بکشد .

شخص زیرک و کاردان چاره کارها را می داند

 و به دلیل اینکه از طرف خدا امر و نهی شده است

هیچگاه حیله به کار نمی برد.

ولی کسیکه از هیچ گناهی باکی ندارد

 فرصت حیله گری را هیچگاه از دست نمی دهد.

(نهج البلاغه خطبهء 41)

 

توضیح: شکوهء مولایمان در اینجا از فراگیری حیله گری و به قول امروز ما « دودره بازی » است . آری به راستی مولای مظلومان خون دل فراوانی از روراست نبودن مردم و به ظاهر یارانش خورده است.

شاید خدای نکرده برای ما هم  روراست نبودن و مکر و پیچاندن دیگران  برایمان امری عادی تلقی شود . ولی همانطور که از مفاد این روایت آشکار است  فراگیری حیله گری در مردم و زرنگ حساب شدن مکاران دلیل بر خوب بودن این کار نیست .و به فرمودهء شهید مظلوم آیت الله بهشتی :

« تلخی برخورد صادقانه را بر شیرینی سخن منافقانه

ترجیح می دهم .»

 

آری ! اگر همراهان آدمی عادت به مکر و پیچاندن داشته باشند دیگر هیچ مشاوره ای قابل اطمینان نیست و هیچ محاسبه ای در امور اجتماعی دقیق نمی باشد.و اطلاعات غلط کمترین بازخورد فراگیری حیله گری در جامعه است که مدیریت جامعه را مختل می کند.

آیا از خود سؤال کرده ایم با وجود اینکه قاتل امیرمؤمنان (علیه السلام) فقط یک نفر بوده است چرا به ما سفارش کرده اند که قاتلان ایشان را لعن و نفرین کنیم« اللهم العن قتلة امیرالمؤمنین »  ؟!

چون غالب مردم زمانه به همین فرمایش مولایمان رو راست نبودند  واهل مکر بودند.

خداوند ما را اهل صدق و وفا قرار دهد.تا لایق امام زمانمان شویم . إن شاء الله.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 18:30  توسط مسعود شفیعی کیا  | 

یا علیّ ویا عظیم

 

خبر از مرگ غریبانه !

 

امام مظلومان امیرمؤمنان مولانا علی (علیه السلام):

(چند روز قبل از شهادت)

 

همانا من همسایه ای با شما بودم که روزگاری بدنم

 همراه شما بودولی به زودی روح از آن خارج می شود...

فردا روز گار مرا خواهید دید و وقتی که جای مرا

 خالی یابید و دیگری جای مرا بگیرد ؛

اسرار من بر شما آشکار شود و

 من را خواهید شناخت...

 

(نهج البلاغه خطبهء 149)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 19:11  توسط مسعود شفیعی کیا  | 

بسم ربّ الشهداء

 

 

سیمای شیعه:

 

شبی مهتابی مولی الموحدین وامیرمؤمنان امام علی علیه السلام ازمسجد

 خارج شد ، عده ای پشت سر حضرت به راه افتادند .

حضرت مکثی کرد و فرمود:

  « شما چه کسانی هستید؟»

گفتند: «‌ای امیر مؤمنان ! ما شیعیان تو هستیم.»

حضرت به دقت آنان را برانداز کرد و فرمود:

«چگونه است که در شما شمایل و چهرهء شیعیان را نمی بینم ؟! »

گفتند:‌«ای امیرمؤمنان مگر سیمای شیعیان چگونه است؟! »

 

مولانا علیه السلام فرمود:

« صفرالوجوه من السّهر ، عمش العیون من البکاء ،

حدب الظّور من القیام ، خمص البطون من الصّیام ،

ذبل الشّفاة من الدعاء ، علیهم غبرة الخاشعین . »

 

شیعیان از شب زنده داری  ِ زیاد زرد چهرگانند،

 از شدت گریه چشمانشان آسیب دیده است ،

 از قیام زیاد پشتشان خمیده است 

 و آنقدر روزه داری می کنند که شکمشان

 به پشتشان چسبیده است ، و بر چهرهء آنان

 غبار خشوع و خاکساری نشسته است .

  

(الارشاد للمفید رحمة الله علیه  ج 1 ص 231)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 22:13  توسط مسعود شفیعی کیا  | 

بسم ربّ الشهداء

 

راز تفرقه میان مسلمانان!

 

 

مولانا امیرالمؤمنین

امام علی بن ابیطالب (علیهماالسلام):

 

إنّما أنتم إخوان علی دین الله ما فرّق بینکم

 إلّا خبث السّرائر و سوء الضّمائر ،

 فلا توازرون و لاتناصحون و لا تباذلون و لا توادّون.

 ( نهج البلاغه خطبهء 112 )

 

بی شک شما در دین با هم دیگر برادر هستید.

 و بین شما تفرقه و جدایی نیانداخته است

 مگر ناپاکی های باطن  شما و بدی اندیشهء درونتان.

 پس بار یکدیگر را سبک نمی کنید

 و دلسوز یکدیگر نیستید وبه هم دیگر بخشش ندارید

و به یکدیگر ابراز محبت و دوستی نمی کنید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 22:59  توسط مسعود شفیعی کیا  | 

مولانا امیرالمؤمنین (علیه السلام):

 

فرض الله ...

 

الصیّام ابتلاءً لإخلاص الخلق.

 

 

خداوند متعال روزه را واجب کرد

 

برای آزمایش اخلاص آفریدگانش .

 

(نهج البلاغه حکمت۲۵۲ ـ خطبهء ۱۹۲)

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 6:0  توسط مسعود شفیعی کیا  | 

انتظار امیرمؤمنان علی (علیه السلام).

 

اصبغ بن نباته از یاران امیرمؤمنان (علیه السلام) گفت

که روزی دید مولی الموّحدین غریب و تنها در میان صحرا

 نشسته است و در حالی که در فکر فرو رفته است

 با انگشتان مبارکش  بر روی خاک زمین اشکالی

 ترسیم می کند. گویا اصبغ از این حالت امیرمؤمنان

 چنین استنباط کرد که حضرت از شدّت جفای امّت

 به این افسردگی افتاده است  بنابر این پرسید:

« ای امیرمؤمنان چرا اندیشناک در حال خط کشیدن بر روی

 زمین هستی آیا به زمین (و خلافتش) میلی داری؟!»

 

امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:

 

«به خدا سوگند اینچنین نیست نه به آن

 

 نه به دنیا هیچگاه رغبتی نداشته ام ولی در مولودی

 

 می اندیشم که از اولاد من است و یازدهمین فرزند من

 

 و اوست مهدیّ و زمین را پر از عدل و داد می کند

 

همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد...»

 

(کمال الدّین و تمام النعمة ج۱ ص ۵۳۸)

 

اول مظلوم عالم منتظر فرزند عدل گسترش بود

 و با حسرت نقش یار غائب از نظر را بر لوح زمین

تصویر می کرد و بر زخم های ناپیدایش

چنین  التیام می جست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 20:13  توسط مسعود شفیعی کیا  | 

مولانا علی بن ابیطالب (علیهما السلام):

« هرگاه دیدید پرچمهای سیاه از سوی خراسان

(ایران) به اهتزاز در آمد ، خود را به آن پرچم ها

برسانید ، اگر  چه مجبور شوید با زانوهایتان در

برف ها راه بروید ، زیرا مهدی خلفة الله در میان

آنان است . پرچم های سیاه از سوی خراسان( ایران)

می آید.مردمی که با آن پرچم ها حرکت می کنند دلهایی

دارند چنان پاره های پولاد ... آنان راهبان شب و شیران

روز هستند...»

البرهان ص ۱۴۷ـ ۱۵۳ 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 8:19  توسط مسعود شفیعی کیا  |